تبليغاتX
زندگی موفق

زندگی موفق

روانشناسی موفقیت

مقاله

 

 Your Image Thumbnail

 

                                                          فلسفه زندگی

 

به نام بهترین

 

سلام دوستای خوبم؛

 

راستی زندگی چیه؟معنای اونو چی می دونین؟ازون میشه یه تعریف واحدی ارائه کرد؟ما کی هستیم و از کجا اومدیم؟و به کجا می ریم؟اینها سوالاتیه که هنوز هم به قوت خودش باقیه و جواب هر کسی تو زندگی به این سوالها می تونه متفاوت باشه!

 

زندگی یه موهبت الهیه فرصتیه که خدا به عنوان هدیه تولد ما به ما عطا کرده و به ما نعمت انسان بودن و زندگی کردن بین بقیه کائنات را و البته به عنوان اشرف مخلوقات داده.خیلی وقتا یه گوشه ای می شینمو به مسائلی فکر می کنم. به این فکر میکنم که دقیقا" دنیا مثل یه چرخه تکامله  و هر روز یه تعداد میان و یه تعداد هم میرن!خیلی جالبه اول و آخر سفر اونها هم معلوم نیست.اما هر کسی با توجه به شناخت خودش و چیزهای دور و برش می تونه به این سوالها جواب بده.نمی دونم شما چی میگین؟

 

اما یادمه مادر بزرگم تا پارسال بود پدر بزرگم تا چند سال پیش بودو... اما الان نیستن. واقعا" کجا هستن؟خیلی از خودم می پرسم اما به جواب قاطعی نمی رسم.اما دوستای خوب من، من نگران نیستم.نگران مرگم هم نیستم(چه پسر شجاعی!) اما اگه راستشو بخواهین شجاع هم نیستم!فقط توجیه من اینه که برای همه انسانها این مسائل دیر یا زود داره اما سوخت و سوز نداره!در قرآن هم اومده که کل نفس ذائقۀ الموت و هر نفسی طعم مرگ را خواهد چشید.

 

پس با این تفاسیر فلسفه زندگی چیه؟عزیزای دل من بیاییم واقعا" زندگی را زندگی کنیم.زندگانی کنیم نه زنده مانی!چقدر شبیه خودمون هستیم؟چه قدر به نیازهامون جواب می دیم؟و چه زمانی اصلا" یادمون میاد که باید زندگی هم بکنیم؟نعمت های زیادی را که خدا به ما داده را شکر کنیم؟

 

هر چند روز یه بار می بینم که یه خانمی یه آقایی را روی ویلچر حمل میکنه  فکر میکنم که مادر اون بنده خداست.خیلی سخته که انسان تا آخر عمرش احتمالا" نتونه روی پاهاش بایسته نه؟اما ما به همین نعمت بزرگی که داریم و به نظرمون پیش پا افتادست هم توجهی نمیکنیم(خوش به حال اونا که توجه دارن)فلسفه زندگی هر کسی را خود همون شخص انتخاب می کنه و روش برنامه ریزی می کنه. بیاییم فلسفه زندگیمونو اونجور که فکر میکنیم مثمر ثمره انتخاب کنیم.من هم تا مدتها غافل بودم و هیچ انتخابی نمی کردم اما الان تو راه فلسفه زندگیم از جونم هم راضی هستم مایه بزارم!فلسفه زندگی شما با اعمال و افکارتون شکل می گیره اونقدر رو هدفتون متمرکز بشین که بگن دیگه اینکاره شدین!اما دوستای گلم زندگی واقعا" خیلی قشنگه به شرطی که قول بدیم عینک بدبینی را از جلو چشمامون برداریم و جور دیگه ای نگاه کنیم

 

زندگی یعنی چکیدن همچو شمع از گرمی عشق!

زندگی در صدف خویش گوهر ساختن است!

زندگی زیباست ای زیبا پسند!

و.........!

 

در کل زندگی خیلی قشنگه و یادتون باشه که هر روز برای شما زندگی جدیدیه

 

EVERY DAY IS A NEW LIFE

خیلی از آدمها از این نکته غافلن اما شما دوستای گل من نه!شما سرور و تاج سر  تمام کائنات عالم هستید و روح متعالی شما تمام مسائل زندگی را می تونه تحمل کنه آره عزیزای من فلسفه زندگی من و تو یه معنا داره؛

 

با سبدی از گلهای سرخ ،با محبتهای بی دریغ به همدیگه و با عنایت به لطف کسی که بالای سر ماست می تونیم فلسفه زندگیمونو بسازیم .امیدوارم فلسفه زندگی شما شنیدنی ترین و دیدنی ترین فلسفه ها باشه پس عجله کنین می خوام فلسفه زندگیتونو ببینم!!!!

 

 

قربان همه شما

فرهاد الوردی-مدیریت وبلاگ زندگی موفق

 

+ نوشته شده در  جمعه 1386/01/31ساعت 12:43 بعد از ظهر  توسط فرهاد الوردی  | 

حرف روز18

 

دانش اگر به سوی هدفی ارزشمند هدایت نشود بی ارزش است.

+ نوشته شده در  جمعه 1386/01/31ساعت 11:53 قبل از ظهر  توسط فرهاد الوردی  | 

معرفی کتاب

 

نیروی بیکران :   آنتونی رابینز

ترجمه:میترا حبیبی و مهناز زاهدی

کتاب بسیار عالی برای تغییرات اساسی در شماست من که عاشق این کتابم!

TinyPic image

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/01/30ساعت 11:23 بعد از ظهر  توسط فرهاد الوردی  | 

روانشناسی خانواده

 

برای کسانی که جیغ جیغو هستن و بعضی وقتا دعوا می کنن!!!!!!!!!!

سه قانون طلایی و مفید برای دعوا کردن به طرف سازنده:

۱-به حرف های یکدیگر گوش فرا دهید،حتی اگر از شنیدن آنها بیزارید.

۲-آرامش و خونسردی خودتان را حفظ کنید و اگر احساس می کنید که عصبانی هستید،یک نفس عمیق بکشید،از خانه خارج شوید و زمانی به خانه برگردید که آمادگی لازم را کسب کرده اید.

۳- روشن و واضح صحبت کنید و از کلی گویی بپرهیزید.نگویید:تو همیشه دیر به خانه می ایی و همه چیز را خراب می کنی.بلکه بگویید: خیلی بد شد من منتظر تو بودم که با هم شام بخوریم.

فرهاد الوردی- زندگی موفق

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/01/30ساعت 10:54 بعد از ظهر  توسط فرهاد الوردی  | 

حرف روز17

 

 

عمل به کمک قوه تخیل ذهن جاری می شود.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/01/30ساعت 10:26 بعد از ظهر  توسط فرهاد الوردی  | 

معرفی کتاب

 

۱۰ راز دستیابی به موفقیت و آرامش درون

اثر دکتر وین دایر

ترجمه سیما فرجی

                       10 secrets for success &inner peace

                        dr.w.dyer

TinyPic image                              Your Image Thumbnail

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/01/29ساعت 9:1 قبل از ظهر  توسط فرهاد الوردی  | 

 

از لطف همه دوستانی که برای ما نظر میزارن و به ما سر می زنن ممنونم .

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/01/29ساعت 8:48 قبل از ظهر  توسط فرهاد الوردی  | 

10 راز دستیابی به موفقیت و آرامش درون:

 

ü      راز اول:ذهن خود را برای پذیرش هر چیزی آماده سازید اما وابسته نشوید.

 

ü      راز دوم:تا زمانی که نغمه دل خویش را شکوفا نساخته اید،آرام ننشینید.

 

ü      راز سوم:نمی توانید آنچه را ندارید به دیگران ببخشید.

 

ü      راز چهارم:سکوت سر شار از نگفته هاست.

 

ü      راز پنجم:گذشته خود را رها کنید.

 

ü      راز ششم:نمی توانید مشکل خود را با همان ذهنی حل کنید که آن را آفریده است.

 

ü      راز هفتم:هیچگونه خشم و رنجی قابل توجیه نیست.

 

ü      راز هشتم:با خود به گونه ای رفتار کنید گویی همانی هستید که آرزویش را دارید.

 

ü      راز نهم:الوهیت درون خویش را گرامی بدارید.

 

ü      راز دهم:پرهیز از افکاری که شما را ضعیف می کنند نشانه فرزانگی است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/01/29ساعت 8:18 قبل از ظهر  توسط فرهاد الوردی  | 

حرف روز16

 

 

قیمت مشخصی برای نقطه نظر های سالم وجود ندارد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/01/29ساعت 8:5 قبل از ظهر  توسط فرهاد الوردی  | 

روانشناسی خانواده

 

25 قانون مهم برای انتخاب مرد یا زن دلخواه خود:

 

قوانین واقعی برای یافتن رابطه ای مبتنی بر عشق

 

ü      قانون 1:با مردان همانگونه رفتار کنیدکه میل دارید،آنها باشما رفتار کنند.

 

ü      قانون 2:به خاطر داشته باشید که مردان به اندازه شما،نیازمند عشق و حمایتند.

 

ü      قانون 3:از مردانی که قوانین واقعی را دوست ندارند دوری کنید.

 

ü      قانون 4:مردان را بازی ندهید.

 

ü      قانون 5:خودتان باشید.

 

ü      قانون6:اگر کسی را دوست دارید به او بگویید.

 

ü      قانون 7:قبل از اینکه درگیر مسائل عاطفی شوید سوالات خودرا بپرسید.

 

ü      قانون 8:با مردانی که کاملا"در دسترس نیستند،ارتباط برقرار نکنید.

 

ü      قانون 9:در جستجوی مردی با هویت مناسب باشید.

 

ü      قانون 10:به علایم هشدار دهنده مشکلات احتمالی توجه کنید.

 

ü      قانون 11:میزان علاقه خودرا بسنجید،نه مقدار پول اورا.

 

ü      قانون 12:منصف باشید و از دورویی پرهیز کنید.

 

ü      قانون 13:عاشق نیروهای نهفته مرد نشوید.

 

قوانین واقعی برای ارتباط با مردان:

 

ü      قانون 14:با احساسات خود صادق باشید.

 

ü      قانون 15:جذاب ترین مشخصه خود،یعنی طرز فکرتان را آشکار کنید.

 

ü      قانون 16:از لحاظ عاطفی سخاوتمند باشید،خساست به خرج ندهید.

 

قوانین واقعی در مورد روابط زناشویی:

 

ü      قانون 17:قبل از اینکه با کسی روابط زنا شویی داشته باشید،سعی کنید از لحاظ عاطفی با او صمیمی شوید.

 

ü      قانون 18:ارزش خود را آنقدر پایین نیاورید که با شما مانند یک شی با شما رفتار کنند.

ü      قانون 19:حتی در خصوصی ترین لحظات ،از قوانین واقعی تخطی نکنید.

 

قوانین واقعی در مورد ترغیب مرد و ازدواج با او:

 

ü      قانون 20:اطمینان حاصل کنید که روابط شما از 4 مرحله تعهد می گذرد(1-تعهد از لحاظ عاطفی و روابط نزدیک 2-تعهد به سمت صمیمیت بیشتر 3-تعهد برای گذراندن آینده با هم 4-تعهد برای گذراندن باقی عمر)

 

ü      قانون 21:تعهدات عاطفی،از حلقه نامزدی با ارزشترند.

 

ü      قانون 22:هرگز مرد را برای متعهد کردن به کاری،تحت فشار قرار ندهید.

 

چگونه با قوانین واقعی زندگی کنیم؟

 

ü      قانون 23:صبور باشید و قوانین واقعی را جایگزین قوانین کهنه و قدیمی گذشتگان کنید.

 

ü      قانون 24:عاقلانه تصمیم بگیرید،نه از روی احساس

 

ü      قانون 25:قوانین واقعی را در همه روابط خود با دیگران به کار ببرید.

فرهاد الوردی-زندگی موفق

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/01/28ساعت 9:42 قبل از ظهر  توسط فرهاد الوردی  | 

حرف روز15

 

مجبور نیستید از صفر شروع کنید!

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/01/28ساعت 8:28 قبل از ظهر  توسط فرهاد الوردی  | 

مقاله

به نام تو

 

 

وقتی همه چیز بد می شود!

 

سلام دوستان خوبم ؛

 

تا حالا براتون پیش اومده که همه چیز براتون یهویی بد بشه؟اصلا" اعصاب و حوصله و زندگیتونو به هم بریزه؟یه موقعی هست که هر کاری می کنین جور در نمیاد!چرا؟راستی تاحالا به علتش فکر کردین؟به نظر شما علتش چی می تونه باشه؟دوست دارم تو حاشیه همین موضوع باهم هم کلام بشیم.

 

به نظر من دلیش خیلی واضحه.شما دارید به موفقیت نزدیک میشین!عجیبه یا خنده دار؟خودتون کلاهتونو قاضی کنین و تا پایان این مقاله با من همراه باشین.درد و رنج و ورشکستگی و...اولین نشونه های پیروزی و موفقیتهای نا محدود شماست!می دونم قبول این نکته براتون خیلی سخته راستشو بخواهین برای من هم اوایل غیر منطقی به نظر می رسید،اما تا حالا خدایی اگه این مشکلات سر راهتون قرار گرفته یه تصمیمو حد اقل برای یه دفعه هم که شده گرفتین و اون هم چیزی جز فرااااااااااااار نبوده!درسته؟!

 

معمولا" ما وقتی به بن بست می خوریم چی کار میکنیم؟ خوب دنده عقب می گیریم!اما اگه یه مقدار به خودمون زحمت بدیم از بالای دیوار بن بست هم میتونیم رد بشیم از کجا معلوم اون طرف بن بست بهشت آرزوهامون نباشه؟اما رفتن بالای دیوار و رد شدن ازون و در ضمن مواظب این بودن که یهویی نیفتیم و دست و پامون طوریشون نشه یه مقدار سخته!نه؟اما اگه این سختی را به جون بخریم و کلید خوشبختی را تو این زمونه که همون مداومت و پایداریه را بتونیم تو دستمون بگیریم هر قفلی را می تونیم باز کنیم.

 

بعضی ها این طرز فکرو قبول ندارن و با درک و فکر استدلالی خودشون هم برای اون دلیل میارن.اما واقعا"این مطلب درسته!

 

موفقیت یک قدم بعد از شکست مخفی میشود.

 

انگاری که دارین یه بازی کامپیوتری را انجام میدین تو آخر بازی به این نتیجه میرسین که دیگه پیروز شدین اما !!!!!!!یهویی یه غول میاد و همه چیزو میریزه به هم!بعدش باید کلی از امتیازاتون را هم بدین تا بتونین به اون غلبه کنین نه؟پس تو بازی بچه هاهم به این مطلب توجه شده!

به بدبختی ها،ورشکستگی ها،بی پولیهاو...خوش آمد بگین وبگین....

 

خوش آمدید بدبختیها!!!!!!!!!!

 

چون این مسائل هیچوقت نخواهند موندمثل ابرای بهاری می مونن که به سرعت تو آسمون باهم مسابقه میزارن و این نقطه بیدار شدن یک انسانه!نقطه تحوله!و شما باید بگین که بسه!این همه بدبختی.گراهام بل زمانی دنبال اختراع تلفن رفت که مادر و همسرش لال بودن و نیاز به صحبت و کلام را احساس میکردن اما کاری کرد که همه مردم دنیا از فرسنگ ها راه دور باهم صحبت کنن،آنتونی رابینز زمانی به موفقیت رسید که احساس کرد که دیگه دوست نداره تو هتل کارتن بخوابه!دکتر وین دایر فیلسوف آمریکایی زمانی به موفقیت رسید که طلاق و مشروبات الکلی داشت بیچارش کرده بودو... آره آدمها تنها تو شرایط اظطراریه که دنبال  راه چاره هستن و استعداد هاشونو شکوفا می کنن . اگه شما هم کمبودی احساس می کنین و هر روزتون بدتر هم میشه بهتون تبریک میگم. چون باید فکرتونو به کار بندازین شاید شما هم برای رهایی از مسائلی که الان با اونا روبرو هستین بتونین چیزی را اختراع یا کشف کنین،نقطه نظری را بدست بیارین و یا کاری خارق العاده کنین.پس اگه همه چیز بر وفق مرادتون نیست اینها رو الطاف خفیه الهی بدونین و ثابت کنین که قوی هستین  و هیچ چیز نمی تونه جلوتونو بگیره.

 

آره عزیزای من بیایین با هم ثابت کنیم.خدا با شماستو شما حتما" حتما" حتما" موفق میشین.

 

به امید موفقیت یکایک شما

فرهاد الوردی- زندگی موفق

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/01/27ساعت 6:30 بعد از ظهر  توسط فرهاد الوردی  | 

حرف روز14

 

انسان تحصیلکرده لزوما" کسی نیست که دانش عمومی و تخصص زیادی دارد.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/01/27ساعت 1:44 بعد از ظهر  توسط فرهاد الوردی 

حرف روز13

 

دانش قدرتی بالقوه است.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/01/26ساعت 6:15 بعد از ظهر  توسط فرهاد الوردی  | 

قوانین زندگی موفق

 

 

زندگی زناشویی فوق العاده زندگی زناشویی فوق العاده برای زوجهایی که می خواهند موفق باشند.

 

 

قوانینی برای زندگی موفق:

 

  1.   هرگز همزمان با هم عصبانی نشوید.
  2.    هرگز سر یکدیگر داد نزنید مگر اینکه خانه تان در حال آتش گرفتن باشد.
  3.    اگر قرار است در دعوا یکی از شما پیروز شود اجازه دهید همسرتان پیروز میدان باشد.
  4.  اگر مجبورید از یکدیگر انتقاد کنید ،با عشق انتقاد کنید.
  5.   هرگز اشتباهات گذشته را مطرح نکنید.
  6.    همه دنیا را فراموش کنید به غیر از خودتان.
  7.    اگر مشاجره تان را حل نکرده اید ،هرگز نخوابید.
  8.   حد اقل در روز یک بار سعی کنید یک جمله دوستانه و تحسین آمیز به همسرتان بگویید.
  9.    هنگامی که مرتکب اشتباهی شده اید،آن را بپذیرید و عذر خواهی کنید.
  10.   دعوا دو نفره است و شخصی که بیشتر صحبت کند بیشتر دچار اشتباه میشود.

فرهاد الوردی – زندگی موفق

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 1386/01/25ساعت 9:9 بعد از ظهر  توسط فرهاد الوردی  | 

روانشناسی تربیتی

 

روانشناسی تربیتی

 

روان شناسی تربیتی یکی از مهترین رشتههایی است که به بحث و بررسی پیشرفتهای درسی و نارسائیهای تحصیلی یاد گیرندگان میپردازد.

 

 

 

 

روان شناسی تربیتی یکی از مهترین رشتههایی است که به بحث و بررسی پیشرفتهای درسی و نارسائیهای تحصیلی یاد گیرندگان میپردازد. به عبارتی روان شناسی تربیتی شاخهای از علم روان شناسی است که هدف آن کمک به دست اندرکاران تربیت در برخورد درست با مسائل آموزشی و تربیتی است.
دید کلی
تربیت
معادل اصطلاح انگلیسی education است که گاهی نیز به پرورش ترجمه شده است. در هر حال تربیت عبارت است از جریانی منظم و مستمر که هدف آن کمک به رشد جسمانی ، شناختی ، روانی ، اخلاقی و اجتماعی یا بطور کلی رشد شخصیت افراد در جهت کسب هنجارهای مورد پذیرش جامعه و نیز کمک به شکوفا شدن استعدادهای آنهاست. به این ترتیب واژه تربیت معنی کلیتری مییابد و از آنجا که نظام تربیتی ، نظامی گسترده است، روان شناسی تربیتی در بدو تاسیس عمده زمینههای تربیت را شامل میشد، اما با رشد سایر حوزههای روان شناسی حیطه عمل آن محدودتر گشته و تنها مسائل تربیتی مربوط به شرایط آموزشگاهی و آموزش را شامل شد.
تاریخچه
از
زمانی که « ویلهلم وونت » (Willhelm Wundt) در سال ۱۸۷۹ آزمایشگاه روان شناسی خود را در دانشگاه لایپزیک تاسیس نمود، همه پژوهشهایی که از آن پس در مورد مسائل رشد آدمی ، تفاوت فردی ، هوش ، انگیزش ، یادآوری و فراموشی ، ارزشیابی تحصیلی ، شیوههای یادگیری و هر نوع پژوهشی که با آموزش و پرورش ارتباط داشته است، انجام گرفتند، ستون اصلی روان شناسی تربیتی را تشکیل میدهند. نخستین کتاب روان شناسی تربیتی که به وسیله « ثرندایک » (Thorndike,E.L) در سال ۱۹۱۳ انتشار یافت، به تحقیق در مورد طبیعت و فطرت آدمی تفاوتهای فردی و قانونهای یادگیری پرداخت و مسائل آموزشی را با روشهای علمی توصیفی و آزمایشی مورد بررسی قرار داد.
نقش و تاثیر در زندگی
امروه
رونق اقتصادی ، پویائی فرهنگی ، آسایش عمومی و بطور کلی توانائی صنعتی و خودکفائی هر جامعهای به نظام آموزشی برتر و پیشرفتهتر آن وابسته است. زمانی که به دستگاههای عظیم آموزشی در کشورهای قدرتمند جهان نظر بیافکنیم، مشاهده میکنیم که چه نیروی بزرگی و با چه برنامههای سنجیدهای برای تربیت و آموزش کودکان و نوجوانان ، کارگران فنی ، مهندسان ، حسابداران ، مدیران ، معلمان و بسیاری متخصصان دیگر دستاندرکارند و برای تربیت مدرسان و کارشناسان هر یک از این رشتهها سازمانهای گوناگون دیگری با برنامهها ، تکنیکها و روشهای خاص به فعالیت ادامه میدهند. موفقیت این سازمان آموزشی ، وابستگی تام به اجرای درست یافتهها و دستاوردهای روان شناسی تربیتی دارد.
ساختار
ساختار
عمل روان شناسی تربیتی بطور کلی در سه مرحله انجام میگیرد: در مرحله نخست که فعالیتهای پیش از آموزش نامیده میشود، مواردی چون بررسی اهداف شناختها و ویژگیهای یاد گیرنده را در برمیگیرد. در مرحله دوم یا فعالیتهای ضمن آموزش مسائلی چون انگیزش _ فرایند یادگیری ، ویژگیهای معلمان و تدریس موثر مورد بحث قرار میگیرد و آخرین مرحله یا فعالیتهای پس از آموزش ، به موضوع ارزشیابی از عملکرد اختصاص دارد.
شیوه عمل
در
هر یک از ساختارهای فوق ، روان شناسی تربیتی با استفاده از شیوههای پژوهش علمی به شناسایی مسائل تربیتی میپردازد. شیوه عمل آن هر چند کاملا از دسته پژوهشهای آزمایشی در علوم تجربی نیست، اما به روشهای علمی و دقیق اهمیت فراوان داده میشود.
ارتباط با سایر علوم
روان
شناسی تربیتی دانشی است که به دین ، فلسفه و پژوهشهای آزمایشگاهی وابسته است. به ویژه با روان شناسی علمی پیوندی استوار دارد. در این حوزه با روان شناسی رشد ، روان شناسی شخصیت ، روان شناسی کودک ، اندازه گیری و ارزشیابی و روان شناسی یادگیری مرتبط است.
کاربردها
روان
شناسی تربیتی نقش کارسازی در شناخت شاگردان ، تربیت معلمان و طرح و اجرای برنامههای آموزشی و پرورشی به عهده دارد. تدوین و طرح ریزی محتوای درسی سالهای مختلف تحصیلی بر پایه اصول و کشفیات روان شناسی تربیتی ، آشناسازی معلمان با شیوههای تدریس نوین که حاصل پژوهشهای روان شناسی تربیتی است و کاربست دیگر یافتههای تربیتی در شرایط آموزشگاهی به بهبود عملکرد یاد گیرندگان و در نتیجه رسیدن به اهداف جزئی و کلی تربیتی در سطح فردی و جامعه خواهد شد.
با
شناخت تاثیر مهم یافتههای این شاخه از علم در پیشرفت فرد و جامعه توجه بیشتری بر این علم مبذول میشود. استفاده از یافتههای این علم سرعت بیشتری را در رشد علمی ، تکنولوژیک اقتصادی و ... جامعه خواهد داشت.

 

+ نوشته شده در  شنبه 1386/01/25ساعت 2:36 بعد از ظهر  توسط فرهاد الوردی  | 

حرف روز12

 

دانش به خودی خود اسباب تنعم نمی شود.

+ نوشته شده در  شنبه 1386/01/25ساعت 8:7 قبل از ظهر  توسط فرهاد الوردی  | 

۱-آقای حسین اسکندری
+ نوشته شده در  جمعه 1386/01/24ساعت 1:29 بعد از ظهر  توسط فرهاد الوردی 

توصیه هایی برای مدیریت

توصيه مهم در مديریت

1-در اشخاص میل به کار کردن را پدیدآورید.
باید سعی کرد که مردم با رضا و رغبت و خود کارانه به دنبال کارها بروند در حقیقت، رییس یک سازمان نباید نقش راننده را به عهده بگیرد. بلکه باید به رهبری بپردازد و نه اینکه با استفاده از قدرت اداری ،کارمندان را به کار وادارد که این تلاشی زودگذر خواهد بود . اما اگر رهبری به وجهی صحیح اعمال شود و مجریان به طیب خاطر از او پی روی کنند ، هدف مشترک و رضایت خاطر ، موجب تحرک و خودکاری میشود. البته راههای مختلفی برای این کار وجود دارند که در دنیای صنعتی به آن "فروش عقاید "
میگویند . یعنی اینکه رهبر برای عقیده خود خریدار دست و پا کند .


2- مستمع خوبی باشید.

گفته اند:
"مستمع صاحب سخن را بر سر ذوق آورد "، رهبر با انگشت گذاشتن روی نقاط ضعف یا قوت اشخاص و با توجه به شخصیت آنان می تواندآنها را تهییج کند که آزادانه گفت و گو کنند و سپس با کمال علاقه شنونده ی با حوصله و علاقه مندی برای شنیدن سخنان ایشان باشد.
باید که مدیران با سکوت و حوصله گفته ها را به گوش جان بپذیرند واز اعمال قدرت و سلطه جویی در بحث خودداری کنند. مثلا اگر هر دو باهم شروع به سخن کردند آن به که زیر دستان را بر خود مقدم بدارد.

3- به طور خصوصی انتقاد کنید.

هرگز از کارمندان در حضور دیگران وبه ویژه در نزد زیردستان او انتقاد نکنید که طبعا ایجاد مقاومت و ناراحتی میکند. که گفته اند:نصیحت (انتقاد)در پیشروی دیگران حکم سرزنش را دارد.


4- هرکسی که کاری را به پایان رسانید باید شخصا پاداش کارش را بگیرد.

اگر قرار شود که مدیر نتیجه ی کار و تلاش زیردستان را به حساب خود بگذارد همه نوآوریها از میان میرود و قبول مسئولیت به دشواری صورت میگیرد.دادن اعتبار به اشخاص در ازا زحمتهایی که کشیده اند مالاً پاداشی است که برای رهبری که چنین محیط سازنده ای را به وجود آورده است.

 

حسین اسکندری- عضو تیم موفقیت و وبلاگ زندگی موفق

 

+ نوشته شده در  جمعه 1386/01/24ساعت 1:25 بعد از ظهر  توسط فرهاد الوردی  | 

مصاحبه

 

مصاحبه با استاد خانباباپور:نوازنده و مدرس گیتار

             Your Image Thumbnail Your Image Thumbnail             

مصاحبه با استاد منوچهر خانباباپور؛نوازنده و مدرس ساز گیتار

 

دوستان عزیز سلام:

 

اولین مصاحبه ما را با یکی از اساتید موسیقی پاپ ایران ملاحظه خواهید کرد. بعد از تلاشهای فراوان موفق شدم اولین مصاحبه را با ایشان انجام بدهم.

 

بیوگرافی استادو  توضیحاتی درباره ایشان:

 

منوچهر خانباباپور راباید یکی از موفقترین افراد در زمینه موسیقی دانست،او در سال 1341 در تهران در خانواده ای اهل هنر به دنیا آمدند.پدر ایشان علاقه زیادی  به موسیقی دارند و خودشان هم اهل فن هستند.ایشان ساز آکاردئون را با ظرافت تمام مینوازند.منوچهر با تشویقهای زیاد خانواده علی الخصوص پدر محترمشان،در سنین پایین به همراه پدر به آموزشگاه موسیقی می روند و به گفته خود استاد،در اولین رویارویی با موسیقی چندان علاقه ای در ایشان بوجود نمی آید اما به مرور زمان به موسیقی و ساز گیتار علاقه شدیدی از خودشان نشان می دهند.ساز گیتار را در حدود 34سال تمام مینوازند و تدریس می کنند.دارای 2 خواهر و 2 برادر هستند که البته یکی از خواهران ایشان به رحمت ایزدی پیوسته اند.داریوش برادر بزرگتر استاد پیانو و کیبورد هستند ودر صدا و سیما هم فعالیت دارند.ایرج برادر کوچکتر ایشان استاد نقاشی هستند و در پی کسب افتخارات می باشند.استاد در ساز گیتار صاحب سبک است،بسیار مودب،متواضع و آرام هستند. کارهای ایشان در رادیو پخش می شود و با ایشان هم چند بار از طرف رادیو مصاحبه شده است.از صحبت با ایشان هیچ وقت سیر نمیشوید.ذیلا" مصاحبه صمیمانه  ما را ببینید.

 

ü با سلام و عرض ادب و تشکر برای قبول زحمت جنابعالی،به عنوان اولین سوال میخواستم در مورد فعالیتهای عمده کاری شما اطلاعاتی داشته باشم.

 

34 سال پیش وارد عرصه موسیقی شدم.توسط پدرم به آموزشگاه موسیقی رفتم و با تشویقهای مداوم اطرافیانم به ساز گیتار علاقه مند شدم.ساز گیتار که در ایران در سبک پاپ بصورت ابتدایی نواخته می شد را سعی کردم با الهام از کارهای اساتیدی که پیش آنها کار کردم،مثل استاد بهمن نصری و آرمیک،که آرمیک سبک پاپ کلاسیک را اجرا میکرد مقداری تغییر بدهم وتلفیقی از این کارها را بصورت مدرن در آورده ام که ملودی آکورد همزمان با ریتم اجرا می شود که کار سختی است طوری که حدود 10 سال زمان برد و زمانی که به این نوع از نواختن گوش می دهید این احساس به شما دست می دهد که چند نفر باهم و با چند گیتار کار می کنند در حالیکه نوازنده یک نفر است.

 

ü      آیا از کار و رشته ای که انتخاب کرده اید راضی هستید؟

بله- به خاطر اینکه رشته اصلی من همین موسیقی است و سعی می کنم در کنار آن کار های جنبی هم بکنم مثل آهنگسازی من را به آرامش می رساند کارم را خیلی دوست دارم اما کار تدریس را خیلی دوست دارم اگر کار های دیگر هم نباشد خیلی مهم نیست فقط تدریس هم باشد کافی است.

 

ü استاد بزرگترین آرزو و رویای شما در زندگی چه بوده است؟

این بوده که ساز گیتار را بتوانم به خوبی تدریس کنم و در درجه بعد نوازنده خوبی باشم.میتوانم بگویم از بین 10 نفر که شاگردم میشوند 9 نفر از کارم راضی بوده اند.من معتقدم انسان نمی تواند به ایده آل خودش برسد اما من احساس می کنم که تا حدود زیادی به ایده آلم رسیده ام.

 

ü  در دنیا بیش از هر چیزی به چه چیزی علاقه دارید؟

چون کارم موسیقی بوده است و ساعاتی از زندگیم را در استودیو ها،کنسرتها و تجهیز گروه ها و... بوده ام میشود گفت آرزویم هم این است که فضای بازتری برای ارائه کارهایم داشته باشم در کل به موسیقی در هر صورت و در معنای عام آن علاقه دارم.چون جا برای کار همیشه هست.

 

ü  آیا به نظر خودتان فرد موفقی هستید؟تا چقدر به این هدف دست پیدا کرده اید؟

بله- در رشته خودم خیلی فعالیت کردم و هیچوقت کوتاهی نکردم وسعی می کنم موفق باشم و حس میکنم این موفقیت رادارم.

 

ü  منوچهر خانباباپور چه تعریفی از موفقیت و زندگی موفق دارد؟

چیزی که من به عنوان موفقیت در رشته هر کسی به آن معتقدم اینست که؛ایده های ذهنی را بتواند در زندگی  خودش پیاده کرده باشد.من حس می کنم چون این موفقیت رادر تدریس و کنسرتهایم دارم،به این موفقیت رسیده ام و زندگی موفق رسیدن به این حس است و در کار ما هم این موفقیت می تواند به صورت سی دی ،کاست و یا کنسرت ارئه بشود.

 

ü  لطفا"عوامل موفقیت در کارتان را به ما بگویید.

v تشویق خانواده

v تشویق دوستان و اطرافیان

v تلاش و پشتکار

v همت و دنبال کردن هدف

عوامل موفقیت من بوده است.

 

ü  لطفا"یک خاطره مختصر و مفید برای ما تعریف کنید.

یادم می آید یک روز برای کار ی به مغازه لوازم موسیقی یکی از دوستان رفته بودم.آقایی وارد شد که می خواست ساز و مقداری لوازم جنبی بخرد.بعد از انتخاب به فروشنده گفت که من را آقای خانباباپور فرستاده و گفتند که تخفیف ویژه را از شما بگیرم من هم که خودم آنجا بودم چیزی نگفتم و به پای فروشنده که آشنا بود زدم و اشاره کردم که از من چیزی نگو.بعد از گرفتن تخفیف به ایشان گفتم که ببخشید آقای خانباباپور چه جور آدمی هستند؟گفت ایشان یک مرد حدود 70تا 75 ساله هستند یک کمی هم قوز دارند من که خنده ام گرفته بود به روی خودم نیاوردم و گفتم که سلام من را به ایشان برسانید چون مطمئن بودم که به جز من کسی با این مشخصات وجود ندارد و برایم جالب بود.

 

ü  تعریف موسیقی از دیدگاه شما چیست؟

چیزی که همیشه از موسیقی به عنوان تعریف دارم اینست که:موسیقی یک آرامش روحی است.

 

ü  محصولات کارتان تا به امروز چه بوده است؟

حدود 20 کنسرت داشته ام که 12 تای آنها در کرج و 8 تای دیگر در تهران در تالارهای وحدت،شهرک غرب و تالار حرکت بوده است .کارهایم همه ثبت شده است.سی دی های نجوای 1و2 که گیتار خالی و بدون کلام بوده است.کار با کلام که خودم خواندم و به صورت حسی وآزمایشی بوده است.و کاری که مجوز هم گرفت و توسط شرکت ایران گام پخش شد،اما متاسفانه معرفی خوبی نشد.این کار گیتار با جاز و تومبا وپرکاشن است.شامل 10 تا اهنگ میباشد که 5 تای آنها خارجی است که 4 تا از کارها یعنی 2 تا ایرانی و 2تا خارجی را خودم ساخته ام.

 

ü  آیا تصمیم دارید محصول جدیدی را به مردم و دوستداران موسیقی ارئه بدهید؟

دنبال مجوز کنسرت برای مرداد یا شهریور هستم این کار با سی دی توام است که کارهای جدید  با آهنگسازی خودم است دوتا خواننده دارد وکه اقای ایمان سرامی کارهای لایت ولاتین را میخواند و خودم هم چند کار میخوانم که برای اولین بار این اتفاق می افتد.ریتم این آهنگها هم 8/6 است و سی دی آن هم در آینده نزدیک به بازار عرضه می شود.

 

ü  شما آرامش را در زندگی چطور به دست می آورید؟

آرامش در زندگی کسانی که موسیقی کار می کنند این نیست که فقط موسیقی باشد.وقتی من تنها میشوم طبیعت  من را آرام می کند.جنگل ودریا من را جذب میکند.دوست ندارم به صورت مصنوعی باشد.

 

ü  برنامه شما در طول روز چه چیزهایی را شامل میشود؟

من سعی می کنم حتما"صبح زود از خواب بیدار شوم حد اکثر تا 6 می خوابم تا نسیم صبح و زیبایی صبح را ببینم و حس کنم.ورزش و قدم زدن اول صبح و تمرین اول صبح جزو برنامه من است.صبحانه ساده ای می خورم.غذای سنگین نمی خورم.قبل از اینکه سیر بشوم از خوردن دست می کشم.

 

ü  اگر الان به سن 18 سالگی برگردید چه کار میکنید؟

فقط تمریناتم را بیشتر میکنم وباز هم همین رشته را انتخاب می کنم.

 

ü  توصیه ای که برای جوانانی که می خواهند در رشته شما کار کنند چیست؟

خودم را مرجعی در کار موسیقی نمی دانم اما چیزی که می خواهم بگویم اینست که هیچوقت دنبال مواد مخدر،سیگار و... نروند چون موسیقی خودش کامل است احتیاج به هیچ مکملی ندارد و خودش مکمل خودش است.احساسم این بود که اگر به این مسائل نزدیک شوم از کارم پرت میشوم.دیگر اینکه به خودشان هیچوقت مغرور نشوند هر وقت حس کردید که در کارتان به نقطه بالایی رسیدید همانجا نقطه پایان موفقیتهای شماست و دیگر جلوتر از آن نمی روید.همیشه به نقطه بالاتری از این نگاه کنید.

 

ü  ممنونم ازاین که وقت خودتان را در اختیارم قرار دادید،برای حسن ختام مصاحبه هر چیزی که به ذهنتون می رسه را بگویید.

 

چیزی که از بچگی درذهنم است و الان هم هست اینست که موسیقی خیلی زیبا و قشنگ تر ازآن است که بشود درکش کرد.به قول بتهوون پیغمبر موسیقی؛موسیقی ابرازوجود روح انسان است و این جمله خیلی قشنگ است و سعی کنیم که به موسیقی پاک نگاه کنیم ووسیله ای برای فخر فروشی نباشد و از این نعمتی که خدا به انسان میدهد استفاده کنیم.

 

تهیه تنظیم- هماهنگی-فرهاد الوردی مدیریت وبلاگ زندگی موفق

 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 1386/01/24ساعت 12:35 بعد از ظهر  توسط فرهاد الوردی  | 

حرف روز11

 

هر بدبیاری، هر شکست و هر دل شکستگی با خود به همان اندازه یا بیشتر

امتیازی مثبت+++++++ به همراه دارد.

+ نوشته شده در  جمعه 1386/01/24ساعت 10:11 قبل از ظهر  توسط فرهاد الوردی  | 

تشکر

 

 

امروز هم از خدا تشکر می کنم که علیرغم تمام مسائل زندگی به من روحیه ای عالی داد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/01/23ساعت 11:26 قبل از ظهر  توسط فرهاد الوردی  | 

خبر

 

منتظر اولین مصاحبه ما باشید.

یکی از بهترین نوازندگان گیتار ایران....خیلی حرف ها واسه گفتن داریم..............

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/01/23ساعت 11:23 قبل از ظهر  توسط فرهاد الوردی  | 

اعتماد به نفس

 

اعتماد به نفس

 

سلام دوستان گلم

 

می خوام امروز دریه موردخیلی مهم با شما صحبت کنم.اول از اینجا شروع می کنم؛

تو جامعه ما به خصوص این چند ساله خیلی صحبت از اعتماد به نفس می شه خیلی ها هم از خودشون یه سری تعاریف پیچیده ای ارائه میکنن.اما واقعا"معنا و مفهوم اصلی اعتماد به نفس چیه؟

 

آیا میشه اونواز توی یه بشقاب برداشت و استفاده کرد و بعدش هم همه چیز درست بشه؟ اصلا"به درد همه آدما می خوره؟و... اما بهترین تعریفی که من میتونم واسه این مقوله ارائه بدم اینه که احساس اعتماد نسبت به خودتون تو هر شرایطی که قرار می گیرید،می تونه یه تعریف از اعتماد به نفس باشه.اما لازمه داشتن اعتماد به نفس داشتن عزت نفس بالاست.

 

حالا عزت نفس چیه؟

 

در اصل عزت نفس اینه که ما چقدر خودمونو قبول داریم و چه تعریفی از خودمون داریم؟وچقدر خودمونو دوست داریم؟که عزت نفس هم جنس خیلی لطیفی داره و فقط یه احساسه!یعنی چیزی نیست که ما بریم واز بیرون تهیه کنیم و بگیم حالا درست شد. برای داشتن اعتماد به نفس باید از عزت نفس قوی برخوردار بشیم تا بتونیم به خودمون اعتماد کنیم اما باید راه هایی باشه تا بتونیم  خودمونو دوست داشته باشیم.

 

انسان بزرگترین معجزه خداونده.اون میتونه خیلی از کارها را بدون اتکا به جسم مادی خودش انجام بده.از بلند پروازترین پرنده های دنیا هم بالا تر بره.تمام جهان را به تسخیر اندیشه های خودش در بیاره و....اما به مدد عقل و فکر خودش نه به کمک جسمش.خوب حالا ما باید یه حالت خوبی تو وجودمون بسازیم.برای ساختن این حالت خیلی از کارها را نباید انجام بدیم،تا کانون انرژی بشیم و در ضمن مهمترین کاری که می کنیم اینه که خودمونو بزرگ ببینیم.ما یه موجودمعمولی نیستیم!اجر و قربمون پیش خدا خیلی زیاده.باید تو رفتارهامون تجدید نظر کنیم تا به درجه ای از آرامش روحی برسیم که منجر به ساختن اعتماد به نفس بشه، چون اگه تفکر و حرکات و اعمالمون عوض نشه مطمئن باشید هیچ اتفاقی نمی افته!

 

اعتماد به نفس برای انسان از کشیدن نفس هم واجبتره!چرا؟چون اگه به خودمون اعتماد نداشته باشیم و تو دنیایی از شک ودو دلی زندگی کنیم،گاهی وقتا نفس کشیدن هم برای ما غیر ممکن میشه.

 

هیچوقت خودتونو سرزنش نکنین،چون ضربه مستقیمش به ضمیر نا خود آگاهتون وارد میشه و اونو منفجر می کنه.به بقیه احترام گذاشتن،به خدا توکل کردن،گفتن نه تو مواقعی که باید نه بگین،از خودتون تعریف کردن بطور غیر مستقیم،بر چسب های خوب به خودتون زدن،حتی حالت بدنی شما تو ساختن اعتماد به نفس در وجود نازنین شما موثره.

 

پس خودتونو دوست داشته باشید،به خودتون اعتماد کنید و از زندگی شادتون لذت ببرین.

 

انشاءاله شما را در بالاترین قله های موفقیت و با اعتمادبه نفسی عالی خواهم دید.

ممنون و سپاسگذارم.

دوستدار شما

 

فرهاد الوردی-زندگی موفق

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/01/23ساعت 11:21 قبل از ظهر  توسط فرهاد الوردی  | 

حرف روز10

 

پول را در دستهای خود ببینید و آنرا احساس کنید.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/01/23ساعت 11:17 قبل از ظهر  توسط فرهاد الوردی  | 

عکسی دیدنی

 

 

شب و روز در یک لحظه!

در کسوف جزیره انگلستان و قسمتی از آفریقا مشخص است بعضی ها آفتاب دارن بعضی ها مهتاب

TinyPic image

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/01/22ساعت 11:27 بعد از ظهر  توسط فرهاد الوردی  | 

ببینین منو

Your Image ThumbnailYour Image Thumbnail      
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/01/22ساعت 11:21 بعد از ظهر  توسط فرهاد الوردی  | 

زیگموند فروید

زیگموند فروید                                                                                             Your Image Thumbnail

زیگموند فروید (Sigmund Freud) پایه گذار علم روانشناسی نوین زادهٔ شهر پریبور در جمهوری چک کنونی و امپراتوری اتریش پیشین (۷ می ۱۸۵۶ - ۲۳ سپتامبر ۱۹۳۹)، در ابتدا یک متخصص اعصاب بود. وی مدرسهٔ روانکاوی را بر مبنای نظریاتش بنیان گذاشت، که بسیاری از رفتارهای انسان تحت تأثیر انگیزه‌های ضمیر ناخودآگاه است؛ که افکار و خاطرات بخصوص ضمیر ناخودآگاه، بویژه از نوع جنسی و پرخاشگرانه، ریشهٔ اختلالات روانی هستند، و اینگونه اختلالات روانی می‌توانند با تبدیل افکار و خاطرات ناخودآگاه به آگاهی از طریق معالجات روانکاوانه، درمان شوند. برخی از کتابهای وی به فارسی ترجمه شده‌اند. از جمله آنها میتوان به کتاب تمدن و گله مندان از آن اشاره کرد که تحت عنوان "فرهنگ و ناخوشایندیهای آن" توسط امید مهرگان از آلمانی به فارسی برگردانده شده است. وی یک یهودی اشکنازی بود.با روی کار آمدن نازی‌ها وی در ۱۹۳۸ اتریش را ترک کرد و به انگلستان رفت و در همانجا هم به دلیل مصرف بی‌رویه سیگار مرد.

                                 فرهاد الوردی-زندگی موفق(نقل خبر از اینتر نت)

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/01/22ساعت 11:3 بعد از ظهر  توسط فرهاد الوردی  | 

خبر

 

بزودی اولین مصاحبه را در این وبلاگ خواهید دید.یکی از موفقترین استادان موسیقی ایران زمین!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/01/22ساعت 10:51 بعد از ظهر  توسط فرهاد الوردی 

درخواست از شما

 

دوستان عزیز لطفا" نظراتتان را درج کنید سپاسگزارم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/01/22ساعت 10:45 بعد از ظهر  توسط فرهاد الوردی 

حرف روز9

 

ثروت با اندیشیدن جمع میشود.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/01/22ساعت 9:42 قبل از ظهر  توسط فرهاد الوردی  | 

تاریخچه ورزش

 

تاریخچه ورزش

 

اصل ورزش را از یونان دانسته اند که به منظور چابکی بدن و ایجاد قوّت انجام می یافت و پاروزنی، بوکس ، کشتی ، شنا ، شمشیرزنی ، تیراندازی ، اسکی و ورزش هایی چون بیس بال ، سافت بال و بسکتبال و انواع فوتبال و چوگان بازی ، والیبال ، گلف ، انواع تنیس ، شنا ، پرتاب وزنه وجزو ورزش محسوب می شوند.
اولین ملتی که ژیمناستیک را بنیان و آن را نام نهاده اند ، یونانیان قدیم می باشند، که ابتدا اصول ورزش در یونان خیلی خشن و ناصحیح بود و اولین نتیجه از ورزش را بزرگ نمودن عضلات بدن می دانستند. بعدها ورزش در یونان به شکل ریسمان بازی جان بازی در آمد و برای آن اهمیت زیادی قایل بودند و عمل کنندگان آن را آکروبات می نامیدند و این نوع حرکات را آکروباتیک می گفتند. به محل هایی که در آن جا ورزش می نمودند، ژیمنازیوم گفته می شد، که مهم ترین آن ها یکی لیسه و دیگری آکادمی نام داشت و چون مردم در آن محل ها لخت ورزش می کردند، کلمه ژیمناز از کلمه گیمنوس که به معنای لختی است گرفته و به آن محل ها نام نهادند و بعداً به عموم ورزش های بدنی نیز ژیمناستیک نام گذاشته شد.
مورخ مشهور ، ویل دورانت می نویسد: آن مدینه فاضله بچه ها) فنون خانه داری را به دختران و فنون شکار و جنگ را به پسران می آموختند و به پسران آموزش می دادند که چگونه شکار کنند و ماهی بگیرند و شنا کنند و همچنین شخم زدن کشت زارها، دام گستری، دامپروری و نشانه روی با تیر و نیزه را می آموختند، تا در جمع مخاطرات زندگی توان محافظت و حراست از خویش را دارا باشند.
اما اگر بیش تر در مساله دقت کنیم، در خواهیم یافت تعلیم و تربیت در حقیقت با پیدایش و سکنا گزیدن بشر در روی زمین آغاز شده است. خاک و سنگ و کوه و تپه و دریا و جنگل و جویبار و دیگر مظاهر طبیعت و نیز خود زندگی و نیازهای آن. نخستین کتاب های درسی نوع بشر بوده اند.
از قدیم ترین روزگاران و حتی پیش از پیدایش خط ، نیاز به تامین خوراک و پوشاک از راه شکار حیوانات و احتیاج به کسب توانایی برای مقابله با خطرهای طبیعی و دشمنان گوناگون، جوامع کهن بشری را واداشته بود که به امر تربیت بدنی، به عنوان یکی از مهم ترین امور زندگی توجه نمایند و این حقیقت را دریابند که قدرت، استقامت، مهارت و سرعت را که در زندگی انسان ها از اهمیتی برخوردار است، می توان با بهره گیری از تمرین ها و فعالیت های جسمانی تا حد قابل ملاحظه ای تقویت کرد.
وقتی دولت ها و حکومت ها تشکیل و تاسیس شدند، رهبران آن ها متوجه شدند که برای حفظ یا گسترش مرزهای خود، نیازمند بازوان توانایی هستند که در جنگ ها بتوانند پیروزی را برای آن ها به ارمغان آورند؛ ویل دورانت در این باره می نویسد:
«
از ضروریات دولت ها و تاکید بر روی حفظ نیروی جسمانی، پیروزمندی در جنگ هایی بوده است که متکی بر قدرت بدنی و نیرومندی جسمانی بوده است، و نیرومندی و مهارت بدنی، حاصل نخواهد شد، مگر در ورزش هایی که در بازی های المپیک مقرر گردیده است. »
در توجه انسان به تربیت جسم و توانمندی، عوامل زیر نقش اساس داشته است:
۱) انسان اولیه در جناح مبارزه با طبیعت، که از بدو تولد تا سپری شدن عمر او را تهدید می کرده، ضرورت نیرومندی را دریافته است.
۲) از طرفی بر اثر قهر طبیعت، ناچار به مهاجرت برای یافتن معاش بوده و در این مهاجرت در برخورد با دیگر اقوام، برای حفظ بقای خویش و بقای اجتماعی.
۳) و از جناح نیازهای فیزیولوژیک که برای ارضای نیازهای طبیعی خویش و خانواده، به ویژه نظام معیشتی جدیدی که در اثر مهاجرت برای او ایجاد می گردید.
تاریخچه ورزش در ایران
اما در خصوص تاریخچه ورزش در ایران باید گفت: در میان کشورهای مشرق زمین، بی گمان ایران تنها کشوری بود که در نظام تعلیم و تربیت خود بیش تری الویت را به ورزش و تربیت بدنی داده بود، چه در حالی که چینیان به امر ورزش و تربیت بدنی توجه چندانی نداشتند و هندوان نیز پرورش تن و فعالیت های بدنی را گاه مذموم هم می دانستند، ایرانیان به اهمیت و ارزش توانایی و سلامتی بدن به عنوان وسیله بسیار مهمی برای فراهم آوردن ارتشی سلحشور و پیروزمند، پی برده بودند.
هرودوت ، مورخ مشهور یونانی می نویسد:
ایرانیان از پنج سالگی تا بیست سالگی سه چیز را می آموختند:
۱) سواری
۲) تیر و کمان
۳) راستگویی.
جوانان تمرینات روزانه را از طلوع آفتاب با دویدن و پرتاب سنگ و پرتاب نیزه آغاز می کردند، و از جمله تمرینات معمولشان، ساختن با جیره اندک و تحمل گرمای بسیار و پیاده روی های طولانی و عبور از رودخانه، بدون تر شدن سلاح ها و خواب در هوای آزاد بود. سواری و شکار نیز دو فعالیت معمول و رایج بود و جستن بر روی اسب و فرو پریدن از روی آن در حال دویدن و به طور کلی سرعت و چالاکی، از ویژگی های سوارکاران سوار نظام ایران بود.
به خصوص در باره دوران پارت ها یا اشکانیان و پیدایش کلمه پهلوان باید گفت: شرح فتوحات این قوم آریایی و حکومت پانصد ساله آن ها پر از دلاوری ها و کوشش های این مردم است. کلمه پهلوان و پهلوانی، ریشه پارتی است که هر فرد زورمند را منتسب به پارت یا پرتو و پهلو دانسته اند. اینان مردمی جنگجو و شکارچی بودند.
هنستین ، مورخ یونانی می نویسد:
“پارت ها جنگ و شکار را دوست داشتند. این قوم از دوران طفولیت تا به هنگام کهولت همیشه با ورزش و تمرینات سخت جنگی و شکار بار آمده بودند.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/01/21ساعت 4:12 بعد از ظهر  توسط فرهاد الوردی  | 

خیر وشر

 

خیر و شر

 

در وجود هر فردی دو عامل بسیار مهم و مشخص به نام خیر و شر وجود دارند که این دو عامل موجب تغییراتی در افکار فرد میشوند و شخصی با دستهای خود بهشت یا جهنم را پس از مرگ جسم مادی نصیب روح خود می نماید.این خیر و شر چیزی غیر از آگاهی ها یا ناخود آگاهیهای ما نمیتوانند باشد.

 

زمانی که فردی با علم و دانش و عقل و فهم و اندیشه و ایمان و...به اگاهی ای دست یابد،همین آگاهی روزی وارد ناخود آگاهی وی میگردد و بصورت یک انرژی مثبت و سازنده و خیر درآنجا ثبت و ضبط میگردد و در نتیجه زندگانی افراد را در مسیرهای درستی و پاکی و صداقت و انسانیت می کشاند و آنچه مسلم است چنین فردی پس از مرگ میبایست در بهشت خداوندی جای گیرد.

 

اشخاصی که در تمام عمر به دنبال پلیدی،پستی،نادرستی و بی ایمانی هستندوبطور دائم امواج منفی را به ضمیر باطن خویش روانه می سازند و در نتیجه تمام اعمال و حرکات  و رفتار و افعال آنها ممنفی است،یعنی این نوع اشخاص در طول زندگی فقط به دنبال کسب امواج منفی هستند که وجود آنها بگونه ای موجب ناراحتی خود آنها می گردند و پس از مرگ هم دچار عقوبتهای الهی خواهند شد.

 

حال متوجه میشوید که بهشت و جهنم با خیر و شر را در زندگی ما بدست خود پرورش داده ایم و روزی از کشته های خود درو خواهیم کرد و از محصول تلخ یا شیرین آن استفاده می نمائیم.

 

بر گرفته از کتاب انرژی درمانی یا شاهکار طبیعت اثر استاد حسن رهبر زاده

فرهاد الوردی-مدیریت وبلاگ زندگی موفق

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/01/21ساعت 3:55 بعد از ظهر  توسط فرهاد الوردی 

نامه ای به خدا

 

سلام ا ی بهترین؛

 

سلا ای معشوق زیبای من؛

 

و سلام ای دلبر نازنینم:

 

چند وقتی بود که برایت نامه ای ننوشته بودم؛ولی خودت شاهد بودی که نورت در قلبم باعث امید به آینده و انرژی برای ادامه زندگیم شده بود.فاصله هایی که بین من و تو برای نامه نگاری افتاده بود؛در لحظه ای که برایت می نویسم بسیار شیرین جلوه می کنند.

 

خدای خوبم؛چند وقتی است که در مورد خودم؛تو و دنیایی که من را در آن قرار داده ای خیلی فکر می کنم.به خلقتم و به وجود آمدنم و به کائنات و زمین و زمان و مکان وبعد از مدت زیادی تنهاجوابی که می گیرم بهت و حیرت و تعجب است.آری دلبرم فقط بهت و حیرت را نصیب می برم.وقتی که به روح خودم فکر می کنم که باید خیلی هم مواظبش باشم که مبادا که ترک بردارد چینی نازک تنهایی من! اعترف می کنم که راهی دراز در پیش است.

 

بعضی مواقع از مطالبی که می خوانم و به قدرت یکه تاز میدان که توئی پی می برم،سرم سوت می کشد.ضمیر باطن،روح،من غالب،جسم مادی،حیات دوباره....اوه ه ه ه ه ه ه!

 

اما عزیز دلم و تنها یار ازلی من؛«که هر گاه که یاد روی تو کردم جوان شدم»

دلم تنگست برای دیدن آن روی ماهت

که البته نخواهم دید هرگز روی ماهت

 

پس لا اقل به من بگو که فراغت را چگونه تحمل کنم؟ تو که ناجی زندگیم در بدترین شرایط ولحظات طوفان زندگی بودی و مرا هیچوقت تنها نگذاشتی.می شود از عهده شکرت به در آمد؟

روزگاری در غفلت و جهل به سر میبردم،اما تو باز هم کنارم بودی و در گوشم زمزمه میکردی و مرا از کار های بدم برحذر می داشتی.تو از هر مادری مهربانتری!از هر عاشقی عاشقتر و از هر معشوقی معشوقتر!وباید اعتراف کنم که فن دلبری را خوب می دانی.من هنوز هم در پی حلقه مفقوده ام میگردم،دنبال اثر یا نشانه ای از تو هستم که بیابمت اما هر چقدر می گردم بیشتر گم میشوم!بعد به یاد مفهوم بودنت می افتم ودیگر دست از تلاش بر می دارم و در دلم جرقه ای روشن میشود و به خودم می گویم:«بالاخره پیدایت کردم!»وقتی خیلی ساده و بی آلایش نگاه میکنم،می بینم که هیچ جایی را پیدا نمی کنم که تو نباشی؛خنده معصوم کودکی،شکفتن گلی در باغچه ای،صدای نفس های خودم و حتی ناله مظلومی همه وهمه خود تو هستی.

 

آخر از بچه گی یادمان دادند که تو در آسمانها هستی و من هم همیشه به آن بالابالاها چشم میدوختم اما خیلی وقت است که یاد گرفته ام به پایین تر ها هم نگاهی کنم چون خودت گفتی که «انا اقرب من حبل الورید» و تو از رگ گردن به من نزدیکتر شدی.خیلی دلم نمی خواهد اذیتت کنم عزیزم:اما می خواستم در آخرین خط نامه ام بگویم هیچ دلیلی و مدرکی نیافتم که از دست تو ناراحت باشم!

دلبر نازنینم؛قرارمان یادم نمیرود.

 

قربانت فرهاد

 

تقدیم به آستان حضرت دوست     ۲۱/۱/۱۳۸۶

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/01/21ساعت 3:18 بعد از ظهر  توسط فرهاد الوردی  | 

حرف روز8

 

     پیروز کسی است که فکر می کند می تواند پیروز شود.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/01/21ساعت 8:26 قبل از ظهر  توسط فرهاد الوردی  | 

اگه شبیه بقیه نیستید!

                                           فرق انسانهای موفق و نا موفق

 

                                                اگه شبیه بقیه نیستید!

 

سلام عزیزان و همراهان:

اگه تصمیم گرفتین تو زندگیتون راه جدید و نوینی را انتخاب کنین،به شما تبریک میگم.اگه تاحالا موفقیتهای چشمگیری نداشتین و منتظر بودین تا تو زندگیتون معجزه ای بوجود بیاد و شما را نجات بده اما حالا به این باور رسیدین که میشه یه جور دیگه هم زندگی کرد لازمه بهتون بگم دارین تو زمره آدمهای موفق قرار می گیرین.

 

طبق آمار و ارقامی که همیشه تو دنیا ثابت بوده از بین هر 100 نفر تو دنیا فقط 3 نفر می دونن که تو زندگیشون چی میخوان و چه هدفی دارن و برای اهدافشون برنامه منظمی تدارک دیدن و در راستای اون حرکت میکنن پس نباید انتظار داشته باشین که انسانهای موفق شبیه بقیه باشن حتما" باید یه تفاوتی و شاید تفاوتهای زیادی با بقیه داشته باشن.

 

درسته تفاوتهایی که انسانهای موفق با انسانهای ناموفق دارن یکباره بوجود نیومدنو نخواهند اومد.در طی زمان و با ترک عادتهای منفی و رو آوردن به تفکرات مثبت،خیر خواهی و تزکیه نفس بوجود میان.افراد موفق هیچوقت زمان را از دست نمیدن چون می دونن که زمان تنها چیزیه که هیچوقت به عقب برنمی گرده.اونها استاد مدیریت زمان هستن.عادت دارن وقتشونو تو زمینه رسیدن به اهدافشون خرج کنن.وقتی برای گپ زدنهای بیهوده،پرسه زدن،غیبت و اتلاف وقت ندارن.

 

هر روز که زندگی را شروع میکنن از خدا تشکر میکنن.نسبت به خودشون و بقیه از خود گذشتگی نشون میدن.شاید تو جمع یه جورایی معمولی به نظر نرسن شاید هم غیر معمولی به نظر برسن.از همین جاست که فرقی که دارن باعث میشه حسابشون از بقیه جدا بشه.اگه تصمیم به زندگی جدید وایجاد تحول رسیدین و از بقیه حسابتون یه جورایی داره جدا میشه و بقیه سعی میکنن که بهتون القا کنن که کارتون اشتباهه،اصلا" قبول نکنین بخاطر اینکه شما تو دنیایی که برای خودتون ساختین شک و تردید ندارین.پس نباید نسبت به اونا واکنش بدین.

 

البته این به اون منظور نیست که از جمع باید فرار کنین اصلا" تمام سعی شما بر این بوده که با بقیه ارتباطات عالی داشته باشین و به جامعه بشری نفع برسونید.

 

پس در راستای رسیدن به اهدافتون و با عنایت به این نکات برنامه خودتونو عملی کنین و اگه می بینین مثل بقیه نیستین خوشحال باشید وسرمست!قدرت تصمیم گیری سریع،داشتن اهداف مشخص،برنامه مشخص،همکاری اشتیاق،تلقین به خودتون،تصور خلاق و استفاده از تکنیکهای خاص میتونه به شما تو رسیدن به اهدافتون کمک کنه که در هر مورد از این عوامل در آینده برتون مینویسیم.

 

یادتون باشه؛

 

زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست؛

 

هر کسی نغمه خود خواند و از صحنه رود،

 

صحنه پیوسته بجاست؛

 

خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد!

 

                                                با امید به موفقیت روزافزونتان

 

                                                   فرهادالوردی-زندگی موفق

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/01/20ساعت 9:7 قبل از ظهر  توسط فرهاد الوردی  | 

حرف روز 7

 


      برای پیروزی و دریافت جایزه باید به خود مطمئن باشید


+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/01/20ساعت 8:22 قبل از ظهر  توسط فرهاد الوردی  | 

روانکاوی

روانکاوی:

اصطلاح روانکاوی برای نخستین بار در سال 1896 رایج شد و ابداع آن با نام زیگموند فروید گره خورده است. این اصطلاح در سه ساحت گوناگون قابل تعریف و بهم پیوسته است.

 1- روشی ست که به نیّت جستجو و کاوش روندهای ضمیر ناخودآگاه یا ضمیر باطن در چهار چوب تحلیل روانکاوی نزد روانکاو بکار برده میشود. و باید دانست که در چنین روشی، روانکاو آنطور که در طبّ رایج است عمل نمیکند که طبیب بیماری را نزد بیمار تشخیص دهد و دارو تجویز کند. در روانکاوی، تحلیلگر ( فرد روانکاو) و روانکاوی شونده هر دو در چنین کاوشی حضور فعال دارند.

 2- روشی درمانی ست که بر اساس اصل تداعی ی معانی آزاد و انتقال قلبی با روانکاو استوار میباشد

3- روانکاوی نظریه ای است که داده های خود را از روان درمانی به شیوه ی روانکاوی کسب میکند. این نظریه در زمینه های دیگر نیز کار برد دارد، مثل : تحلیل آثار هنری، نقد ادبی، و غیرو…که غالبا موضوع بحث و جدل است.

انقلاب فرویدی:

باید دانست که بسیاری از اصطلاحات روانکاوی، مثل: «رانش»، «ناخودآگاه»، «تداعی معانی آزاد»...که در روانکاوی رایج هستند و در برخی از زبانهای دنیا کاملا جا افتاده و کاربرد روزمره دارد، توسط فروید ایجاد نشده است.کاری که فروید به فرجام میرساند، این است که مفهوم آنها را متحول میسازد و بنابراین درک جوهر انقلاب فرویدی در درک این مفاهیم جدید نهفته است. و باید دانست که جهانبینی انسان بعد از فروید دچار دگرگونیهای اساسی میشود. مرکز صقل این تحول به موضوع ناخودآگاه و یا ضمیر باطن باز میگردد. پیش از فروید، خودآگاه نزد انسان مرکز تفکرات و احساسات و آرزومندیها و خرد او تصور میشد. کشف بزرگ فروید این بود که نشان داد که نه تنها ناخودآگاه بر تفکر حاکمیت دارد بلکه تا چه اندازه این ناخودآگاه سکسوال(موقتا این کلمه را به شکل اصل آن بکار میبرم) است. از نیکلا کوپرنیک (1543-1473) آموختیم که زمین دیگر در مرکز جهان واقع نشده است و از طبیعت شناس انگلیسی چارلز داروین(1882-1802) آموختیم که انسان تافته ی جدا بافته از حیوانات دیگر نیست و اکنون و از این پس با فروید میآموزیم که «من» دیگر صاحبخانه ی خودش نیست.و فرهنگ عامیانه ی پارسی آنقدر باهوش بوده است بگوید : « بالا خانه اش را اجاره داده است» و این دقیقا اتفاقی است که بعد از فروید برای نوع بشر روی میدهد.

فرهاد الوردی – مدیریت زندگی موفق

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/01/19ساعت 11:29 بعد از ظهر  توسط فرهاد الوردی  | 

روانشناسی بستنی

 

 

 

روانشناسی بستنی

 

 

 

 

 

 

 

بعضی از روانشناسان دوست دارند بین هر کاری که آدم انجام میدهد با روح و روان او ارتباطی کشف کنند. آنها حتی علاقهمندان به انواع بستنی را روانشناس کردهاند. بد نیست نتیجهٔ این تحقیقات را بدانید:
اگر بستنی پستهای دوست دارید، شنوندهٔ خوبی هستید و تحملتان زیاد است. در نتیجه، مشکلات را با شکیبائی پشتسر میگذارید و کمتر خشمگین میشوید. شما فردی بسیار احساساتی هستید، مشکلات و موقعیتهای دیگران را بهخوبی درک میکنید و به همین دلیل روابط خوبی با اطرافیانتان دارید.
اگر بستنی وانیلی دوست دارید، فردی تنوعطلب هستید و اغلب اوقات براساس انگیزههای آنی عمل میکنید. از ریسک کردن نمیترسید و از آنجا که توقع زیادی از خود دارید، اهداف بزرگی هم برای خودتان در نظر میگیرید. روابط نزدیک خانوادگی برای شما لذتبخش است.
اگر بستنی گردوئی دوست دارید، منظم و محتاط هستید و از آنجا که خیلی کمالگرائید، به جزئیات خیلی اهمیت میدهید و هیچوقت از قوانین تخطی نمیکنید. وظیفهشناسی، اخلاقگرائی و محافظهکاری از ویژگیهای بارز شماست. از رقابت کردن با دیگران بهخصوص در ورزش لذت میبرید و دوست دارید همیشه رئیس باشید.
اگر بستنی توتفرنگی دوست دارید، خجالتی هستید، احساساتی بسیار قوی دارید، دقیق و مشکوک و خودرأی هستید، کاملاً درونگرائید و معمولاً به خاطر ضعفها و اشتباهاتتان خود را سرزنش میکنید.
اگر بستنی شکلاتی دوست دارید، فردی سرزنده و خلاق هستید و بهندرت سعی میکنید هیجان و اشتیاقتان را پنهان کنید. شخصیت شما برای دیگران جالب است و وجود شما در مهمانیها و مجالس فضا را شاد میکند. کارهای یکنواخت شما را کسل میکند و از اینکه همیشه در مرکز توجه دیگران باشید، لذت میبرید.
اگر بستنی موزی دوست دارید، فردی آسانگیر هستید و بهراحتی خودتان را با شرایط جدید تطبیق میدهید. دست و دلباز هستید و صداقت و همدلی شما زبانزد خاص و عام است.
اگر بستنی با طعم قهوه دوست دارید، حافظهٔ خوبی دارید؛ هیچوقت اسمها و وقایع گذشته را فراموش نمیکنید. زیاد به گذشته فکر میکنید و از مرور کردن خاطرات لذت میبرید. تا حدی درونگرا هستید و احساسات خود را بهراحتی بروز نمیدهید.

 

اگر بستنی گردوئی دوست دارید، منظم و محتاط هستید و از آنجا که خیلی کمالگرائید، به جزئیات خیلی اهمیت میدهید و هیچوقت از قوانین تخطی نمیکنید. وظیفهشناسی، اخلاقگرائی و محافظهکاری از ویژگیهای بارز شماست. از رقابت کردن با دیگران بهخصوص در ورزش لذت میبرید و دوست دارید همیشه رئیس باشید.

 

 

      فرهاد الوردی- زندگی موفق

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/01/19ساعت 9:42 قبل از ظهر  توسط فرهاد الوردی  | 

شادی

 

با آغوش باز به استقبال شادی بروید

 

 

 

خانمی پشت میز كارش نشسته است‌. او مدیر ارشد شركت بسیار بزرگی است‌. روی میز از نامه، قرارداد و كاغذهای مربوط به كارش پر شده است‌. دو چراغ چشمك زن روی تلفن، حاكی از آنست كه دو نفر منتظر صحبت با او هستند. دو نفر ارباب رجوع هم روی مبلهای اتاقش نشسته و چای مینوشند و منتظرند كه او سرش را از روی نامهها بلند كند تا با او صحبت كنند. تا نیم ساعت دیگر جلسهٔ مهمی هم دارد. بعد از آن باید با مدیر عامل شركت راجع به موضوعی صحبت كنند و...


فشار
ناشی از این همه كار و گرفتاری اغلب ما را كلافه میكند. شاید بگویید،نه برای من یكی خیلی زیاد است. اما برای این خانم زیاد نیست او از كارش لذت میبرد. اجازه نمیدهد تصورات باطل روی كارش تأثیر منفی بگذارد، به جای آن به موفقیتهایی كه امروز نصیبش خواهد شد فكر میكند، مؤدبانه با ارباب و رجوعها حرف میزند، صحبتهایشان را به دقت گوش میدهد. تلفنها را جواب میدهد. این كارها سخت و طاقت فرسا نیست اتفاقی معمولی برای كسانی است كه از كارشان لذت میبرند و مستقیم و مؤثر به سوی هدفهایشان پیش میروند. این خانم تصورات خود را در راهی مثبت به كار میگیرد، میپذیرد كه این حق اوست كه احساس رضایت و موفقیت كند. بسیاری از انسانها ذهن خود را با افكار مأیوس كننده و ملالانگیز پر كرده و احساس خشنودی و خوشبختی را آنقدر زیر فشار میگذارند تا اثری از آن باقی نماند، نگران اتفاقات ناگوار و فاجعههایی هستند كه هرگز صورت خارجی به خود نمیگیرد و یا به ندرت اتفاق میافتد. احساس رضایت از كارشان را تحمل نمیكنند. نه از كارشان لذت میبرند و نه از بازی و تفریحشان خشنود میشوند. انسان میتواند به استناد دلیل و منطق حركت كند و غذای بیمزه بخورد. امّا خداوند به ما شوخ طبعی، روی خوش و خنده اعطا كرده تا مأموریت دو روزهٔ عمر را با روح و با نشاط بگذرانیم‌. میتوانید لذت را احساس كنید. میتوانید زیر دوش آب سرد بروید و بخندید و بالا و پایین بپرید. میتوانید شادابی را در عمق وجود خویش احساس كنید. مسئله این است كه برای خودتان چه بخواهید. زندگی باید قرین شادی باشد. اما برداشتهای زندگی امروز از زندگی، اغلب عكس این موقعیت را نشان میدهد. مفهومی منفی با تصویر ذهنی زشت‌. زندگی باید رسم خوشایندی داشته باشد مردم باید با خود و دیگران مهربان باشند. شادی و شادكامی باید چشم و قلب و جزیی از وجود ما باشد. خوشیهای دنیا متعلق به ماست. با فراموش كردن اشتباهات گذشته میتوانید به زندگی شاد برسید. اگر احساس كنید كه حق دارید از زندگی لذت ببرید، میتوانید در كار و زندگی طعم خوش شادی و خوشبختی را بچشید. با سرزنش خویش، لذت و شادمانی را از خودتان دریغ میكنید. زندگی خلاق تصمیم گرفتن برای شادمان بودن است‌. پیروزیِ نیروهای مثبت فكر و تصور بر نیروهای منفی تفكر و تصور است‌. با تقویت روزانه تصویر ذهنی خویش، برای زندگی خلاق آماده میشوید، خود را شایسته خوشیهای زندگی میدانید و از آن به سود خود استفاده میكنید.

 

                           فرهاد الوردی- زندگی موفق 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/01/19ساعت 9:26 قبل از ظهر  توسط فرهاد الوردی  | 

حرف روز6

 

 

                  اگر خود را شکست خورده نپندارید،پیروزید.                          

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/01/19ساعت 8:19 قبل از ظهر  توسط فرهاد الوردی  | 

اشاره

 

لطفا" در صورت درشت بودن کلمات یکبار    refresh   کنید و صفحه تبلیغات را نبندید.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/01/19ساعت 8:11 قبل از ظهر  توسط فرهاد الوردی 

ایجاد خلوتگاه

 

ایجاد خلوتگاه

 

·       

·            آرام باشید، چشمان خود را ببندید و منظرهای طبیعی و زیبا را در ذهن خود مجسم کنید: دریا، چمنزار، قلهٔ کوه و ... بگذارید وضع همین طور ساکت و آرام بماند.
به
جزئیات توجّه کنید، به صداها و به بوها.

·                 
حالا
هر چه را برای ایجاد یک محیط راحت احتیاج دارید، به آن اضافه کنید:
سرپناه،
خانه و ...

·     
اینجا
محل خاصی است که شما همیشه در آن احساس آرامش و آسودگی میکنید.

·             
وسط
 روزهای پرمشغلهخود به اینجا بیائید و استراحت کنید چند ثانیه کافی است. تا چند دقیقه بعد احساس طراوت و تازگی خواهید کرد.

 

              فرهاد الوردی-زندگی موفق

·       

+ نوشته شده در  شنبه 1386/01/18ساعت 11:34 بعد از ظهر  توسط فرهاد الوردی  | 

روانشناسی موفقیت(الفبای موفقیت)

الفبای موفقیت:

 

·       

·      الف. اشتیاق برای رسیدن به نهایت آرزوها


·     
ب. بخشش برای تجلی روح و صیقل جسم


·     
پ. پویائی برای پیوستن به خروش حیات


·     
ت. تدبیر برای دیدن افق فرداها


·     
ث. ثبات برای ایستادن در برابر بازدارندهها


·     
ج. جسارت برای ادامه زیستن


·     
چ. چارهاندیشی برای یافتن راهی در گرداب اشتباه


·     
ح. حقشناسی برای تزکیهنفس


·     
خ. خودداری برای تمرین استقامت


·     
د. دوراندیشی برای تحول تاریخ


·     
ذ. ذکرگوئی برای اخلاص عمل


·     
ر. رضایتمندی برای احساس شعف


·     
ز. زیرکی برای مغتنم شمردن دمها


·     
ژ. ژرفبینی برای شکافتن عمق دردها


·     
س. سخاوت برای گشایش کارها


·     
ش. شایستگی برای لبریز شدن در اوج


·     
ص. صداقت برای بقای دوستی


·     
ض. ضمانت برای پایبندی به عهد


·     
ط. طاقت برای تحمل شکست


·     
ظ. ظرافت برای دیدن حقیقت پوشیده در صدف


·     
ع. عطوفت برای غنچه نکشفته باورها


·     
غ. غیرت برای بقای انسانیت


·     
ف. فداکاری برای قلبهای دردمند


·     
ق. قدرشناسی برای گفتن ناگفتههای دل


·     
ک. کرامت برای نگاهی از سرعشق


·     
گ. گذشت برای پالایش احساس


·     
ل. لیاقت برای تحقق امیدها


·     
م. محبت برای نگاه معصوم یک کودک


·     
ن. نکتهبینی برای دیدن نادیدهها


·     
و. واقعگرائی برای دستیابی به کنه هستی


·     
ه. هدفمندی برای تبلور خواستهها


·     
ی. یکرنگی برای گریز از تجربه دردهای مشترک



فرهاد الوردی-زندگی موفق

+ نوشته شده در  شنبه 1386/01/18ساعت 11:28 بعد از ظهر  توسط فرهاد الوردی  | 

بیوگرافی موتزارت

·  زندگینامه موتزارت و مطالبی در مورد او

موسيقي‌ موتزارت‌ تاثير شگرفي‌ بر روح‌ انسان‌مي‌گذارد. اصولا فعاليت‌هاي‌ نوابغ‌ وهنرمندان‌بيشتر از آن‌كه‌ عامه‌ پسند باشند مورد توجه‌ افراداهل‌ فن‌ قرار مي‌گيرد، اما در ارتباط باموتزارت‌بايدگفت‌: اين‌ موضوع‌ صادق‌ نيست‌. زيرا روح‌موسيقي‌موتزارت‌ در همه‌ جا محسوس‌ است‌ وآثار او براي‌ همه‌ مردم‌ قابل‌ درك‌ و هضم‌مي‌باشد. موسيقي‌موتزارت‌ حتي‌ در پيچيده‌ترين‌قسمت‌ها براي‌ عوام‌ قابل‌ شنيدن‌ است‌ و به‌ هيچ‌وجه‌ باعث‌ آزار نمي‌شود، اما واقعا چرااينگونه‌است‌، در جواب‌ بايد متذكر شد كه‌ درموسيقي‌ موتزارت‌ علاوه‌ بر رمز و راز، سادگي‌ درعين‌ پيچيدگي‌ احساس‌ مي‌شود و اين‌ سادگي‌ وزيبايي‌ براي‌ همه‌ قابل‌ درك‌ است‌. در مجموع‌باعث‌ مي‌شود كه‌ موتزارت‌ غني‌ و دلچسب‌ به‌ نظرمي‌رسد اما نه‌ دلچسب‌ مانند بسياري‌ از ترانه‌هاي‌پاپ‌ و مدرن‌ امروزي‌ كه‌ عمري‌ كمترازدوياسه‌ماه‌دارند.
امروزه‌ با گذشت‌ 250 سال‌ از زمان‌ موتزارت‌هنوز موسيقي‌هاي‌ او زنده‌ و تازه‌ مي‌باشد. پس‌بياييم‌ زندگي‌ پررمز و راز و افسانه‌اي‌موتزارت‌ را باهم‌ مطالعه‌ كنيم‌.

·      زندگي‌ موتزارت‌

(ولفگانگ‌ آمادئوس‌) موتزارت‌ آهنگسازاتريشي‌ از نابغه‌هاي‌ موسيقي‌ و از بزرگترين‌آهنگسازان‌ موسيقي‌ كلاسيك‌ بود. او در 27ژانويه‌ 1756 در سالزبورگ‌ كه‌ يكي‌ از مراكزهنري‌ و فعاليت‌هاي‌ مهم‌ موسيقي‌ اروپا بود درخانواده‌اي‌ هنرمند به‌ دنيا آمد.
از هفت‌ فرزندي‌ كه‌ پدر و مادرش‌ مي‌بايست‌داشته‌ باشند تنها او و خواهرش‌ (ماريا آنا) ازبيماريهاي‌ نوزادي‌ آن‌ دوران‌ جان‌ سالم‌ بدربردند.
پدرش‌ (لئوپلد) كه‌ در دربار اسقف‌ خدمت‌مي‌كرد، آهنگساز و ويولونيست‌ مشهوري‌ بود و دراكستر والي‌ سالزبورگ‌ رهبريت‌ آن‌ را به‌ عهده‌داشت‌.
از همان‌ كودكي‌ و لفگانگ‌ چنان‌ نبوغي‌ نشان‌داد كه‌ پدرش‌ همه‌ چيز را رها كرد و به‌طور جدي‌و مستمر به‌ آموزش‌ او پرداخت‌.
خانواده‌ موتزارت‌ به‌ قصد كسب‌ تجربه‌ ونمايش‌ هنرشان‌ به‌ يك‌ سفر دور و دراز در گستره‌اروپا رفتند. در آن‌ زمان‌ و لفگانگ‌ 7 ساله‌ بود. اوو خواهرش‌ به‌ همراه‌ پدر در مدت‌ 3 سال‌ در48 شهر كنسرت‌ دادند و لفگانگ‌ كه‌ از سه‌ سالگي‌پيانو را نزد پدر آموخته‌ بود اولين‌ قطعاتش‌ را دراين‌ دوران‌ ساخت‌ و به‌طور خودآموز نوازندگي‌ويلون‌ و ارگ‌ را ياد گرفت‌. او اولين‌ اثر اپرايش‌ رادر سن‌ 12 سالگي‌ خلق‌ كرد و در اين‌ سنين‌نوازنده‌ اي‌ چيره‌ دست‌ در پيانو و ويولن‌ و ارگ‌شد.
پدرش‌ كه‌ مدرس‌ موسيقي‌ بود، يكي‌ ازاصلي‌ترين‌ مشوقهاي‌ و لفگانگ‌ به‌ شمار مي‌رفت‌.او در طي‌ سفرهاي‌ مختلفش‌ به‌ دربار پادشاه‌ها وملكه‌ها مي‌رفت‌ و در حضور اشراف‌ توانايي‌ ونبوغ‌ پسرش‌ را به‌ نمايش‌ مي‌گذاشت‌...
خانواده‌ كمي‌ بعد از سال‌ 1766 به‌ وطن‌ بازگشتند. آنها اميدوار بودند و لفگانگ‌ اپرايي‌ را كه‌نوشته‌ در آنجا اجرا كند اما به‌دليل‌ بعضي‌ دسيسه‌هااين‌ اپرا ارائه‌ شد. او و خانواده‌اش‌ سال‌ 1769را در سالزبورگ‌ گذراندند.
در سالهاي‌ 1770 - 73 سه‌ بار به‌ ايتاليا سفركردند كه‌ در آن‌ هنگام‌ موتزارت‌ 2 اپرا و يك‌سونات‌ براي‌ اجرا در ميلان‌ نوشت‌. ضمنا در اين‌هنگام‌ با سبك‌ موسيقي‌ ايتاليايي‌ آشنا شد.
در تابستان‌ 1773 دفعات‌ بيشتري‌ به‌ وين‌رفت‌ و بيشتر براي‌ آنكه‌ شايد محلي‌ براي‌ تدريس‌به‌دست‌ آورد. در آنجا موتزارت‌ يك‌ رشته‌كوآرتت‌ و سمفوني‌ نوشت‌.
با اين‌ همه‌ اين‌ نابغه‌ بي‌مانند جهان‌ موسيقي‌هرگز نتوانست‌ به‌ موفقيت‌هاي‌ رسمي‌ كه‌مخصوص‌ آن‌ دوران‌ بود دست‌ يابد زيراموسيقيداناني‌ كه‌ يك‌ صدم‌ خلاقيت‌ و هنر او رانداشتند. اما با فرود آوردن‌ سر تسليم‌ بر اراده‌فرمانروايان‌ آن‌ روزها و ديارها به‌ رهبري‌اركسترهاي‌ ويژه‌ آنان‌ دست‌ مي‌يافتند لذا ازلحاظ مالي‌ تامين‌ مي‌شدند. اما گويي‌ و لفگانگ‌آمادئوس‌ فرصتي‌ براي‌ اين‌ تسليم‌ها و حرمت‌ها وامنيت‌ها نداشت‌، از اين‌ رو اصطلاح‌ حقوق‌ بگيردربار نبود.

·      موفقيت‌ 
پدر ولفگانگ‌ مي‌ديد فرصت‌هاي‌ فرزندش‌ به‌عنوان‌ يك‌ آهنگ‌ساز با استعداد در سالزبورگ‌ ازبين‌ مي‌رود، او تصميم‌ گرفت‌ براي‌ ولفگانگ‌ درجاي‌ ديگر شغلي‌ بيابد. لذا ولفگانگ‌ به‌ همراه‌مادرش‌ به‌ مونيخ‌ و مانهايم‌ رفت‌ اما هيچ‌ شغلي‌به‌دست‌ نياورد. او بيش‌ از 6 ماه‌ در مانهايم‌ ماند وآهنگ‌ هايي‌ براي‌ فلوت‌ و پ
یانو نوشت‌ و در آنجاعاشق‌ دختري‌ زيبا و بنام‌ آلوئيزاوبر شد.


موتزارت‌ حدود 50 سمفوني‌ نوشت‌.

پدرش‌ به‌ فكر افتاد پسر و همسرش‌ را به‌ پاريس‌بفرستد، اما متاسفانه‌ ولفگانگ‌ از محيط رسمي‌ وخشك‌ پاريس‌ خوشش‌ نيامد. لئوپولد به‌ او گفت‌كه‌ باز گردد چرا كه‌ در شهر خودش‌ شغل‌ بهتري‌برايش‌ پيدا كرده‌ بود. مادر در پاريس‌ فوت‌
كردولفگانگ‌ تنها از اين‌ سفر با خاطره‌ اي‌ تلخ‌ بازگشت‌. مدتي‌ در سالزبورگ‌ در كليساي‌ جامع‌ درگروهي‌ موسيقي‌ به‌ نواختن‌ ويلن‌ و ارگ‌پرداخت‌.
ولفگانگ‌ تصميم‌ گرفت‌ به‌ مونيخ‌ برود تا درآنجا اپرا بنويسد. بعد به‌ وين‌ دعوت‌ شد. او دردربار امپراطور به‌ آشپزي‌ مشغول‌ شد. روزي‌ ازكارفرمايش‌ خواست‌ كه‌ اجازه‌ ساخت‌ آهنگي‌درباره‌ موضوع‌ مورد علاقه‌اش‌ را از پرنس‌بخواهد. اما پرنس‌ بي‌توجه‌ به‌ موتزارت‌، سبب‌رنجش‌ وي‌ شد. موتزارت‌ از دربار بيرون‌ آمد و درسالهاي‌ بعد زندگيش‌ را با تدريس‌ موسيقي‌، چاپ‌آثارش‌ يا نواختن‌ براي‌ عموم‌ و يا در خانه‌دوستانش‌ مي‌پرداخت‌. در سال‌ 1787 شغل‌كوچكي‌ به‌ عنوان‌ رهبر گروه‌ موسيقي‌ به‌دست‌آورد كه‌ از آن‌ حقوق‌ كافي‌ عايدش‌ مي‌شد ولي‌ ازنوشتن‌ آهنگ‌هاي‌ گروه‌ باله‌ چيزي‌ به‌ دست‌نمي‌آورد.البته‌ در آن‌ دوران‌ موتزارات‌ توانسته‌بود زندگي‌ خوبي‌ براي‌ خودش‌ دست‌ و پا كند.كالسكه‌ شخصي‌، نوكر خصوصي‌ و خانه‌ بزرگ‌داشت‌، اما مردي‌ ولخرج‌ بود.
درسال‌ 1782 با (كنستانس‌ وبر) خواهركوچكتر آلوئيزا ازدواج‌ كرد.
در اولين‌ سالهاي‌ زندگي‌ خود در وين‌،موتزارت‌ به‌وسيله‌ نوشتن‌ آهنگ‌ براي‌ پيانو و ويلن‌اعتباري‌ كسب‌ كرد. درسال‌ 1782 اپراي‌ معروف‌خود را نوشت‌.
(هايدن‌) يكي‌ از آهنگسازان‌ معروف‌ آن‌دوران‌ به‌ پدر موتزارت‌ نامه‌ نوشت‌ و گفت‌ پسرت‌بزرگ‌ترين‌ آهنگسازي‌ است‌ كه‌ ديده‌ يا شنيده‌ام‌.او با ذوق‌ است‌ واز آن‌ بالاتر بزرگترين‌ دانشمندآهنگسازي‌ است‌ كه‌ تاكنون‌ برخورد داشته‌ است‌.آهنگ‌هاي‌ موتزارت‌ معجوني‌ از درخشندگي‌آهنگسازي‌ و رشد سمفونيك‌ بود.
آن‌ دوران‌ نهايت‌ پركاري‌ موتزارت‌ به‌ شمارمي‌رود. در سال‌ 1789 اولين‌ اپراي‌ كمدي‌خود را با نام‌ (عروسي‌ فيگارو) نوشت‌. اوباقيمانده‌ عمر كوتاهش‌ را د ر وين‌ گذراند.موتزارت‌ مسافرت‌هاي‌ زيادي‌ در اين‌ مدت‌ انجام‌داده‌ بود. در واقع‌ موتزارت‌ بيشتر روزهاي‌عمرش‌ را در سفر بود. 13 هزار و 97 روز زندگي‌كرد، 3 هزار و 720 روز از عمرش‌ را در سفر بودو در طي‌ اين‌ سفرهاي‌ كوتاه‌ و بلند از بيش‌ از 200شهر ديدن‌ كرد.
درزندگي‌ موتزارت‌ لحظات‌ سكون‌ واستراحت‌ به‌ ندرت‌ وجود داشته‌ است‌. او كه‌ ازهمان‌ كودكي‌ پرجنب‌ و جوش‌ بود. پس‌ از كسب‌موفقيت‌هاي‌ كوچك‌ و بزرگ‌ در زادگاهش‌ وهمچنين‌ سفر به‌ ايتاليا و زندگي‌ در وين‌ به‌ يك‌چهره‌ محبوب‌ مبدل‌ شد.
آخرين‌ سفر او به‌ پراگ‌ در سال‌ 1791 بود، تااپرايي‌ را برگزار كند اين‌ يك‌ اپراي‌ سنگين‌ سنتي‌براي‌ جشن‌ تاجگذاري‌ بود ولي‌ موتزارت‌ در آن‌از لطافت‌ و شوخ‌ طبعي‌ خاصي‌ از شخصيت‌هاي‌اجتماعي‌ اپرا استفاده‌ كرد. موتزارت‌ برخلاف‌داستان‌هاي‌ متعددي‌ كه‌ مربوط به‌ مسموميت‌ اوتوسط يكي‌ از همكارانش‌ به‌ نام‌ (آنتونيو سالياري‌)شايع‌ شده‌، به‌ علت‌ يك‌ بيماري‌ ناشناخته‌ همراه‌ باتب‌ در سن‌ 36 سالگي‌ از دنيا رفت‌. موتزارت‌آهنگي‌ را كه‌ يكي‌ از عظيم‌ترين‌ كارهاي‌ او درموسيقي‌ كليسايي‌ است‌ كه‌ به‌ دليل‌ بيماري‌اش‌ نيمه‌تمام‌ رها كرد. او درحومه‌ شهر وين‌ با حداقل‌تشريفات‌ و در يك‌ گور گمنام‌ به‌ خاك‌ سپرده‌ شد.

·      ويژگي‌هاي‌ موسيقي‌ موتزارت‌


موسيقي‌ و شخصيت‌ خود موتزارت‌ شگفت‌انگيزبوده‌ است‌. دانشمندان‌ به‌ اين‌ نتيجه‌ رسيده‌اند كه‌ماهي‌هاي‌ درياي‌ اژه‌ در سواحل‌ يونان‌ با شنيدن‌‌ موسيقي‌ موتزارت‌ تاثير شگرفي‌ بر روح‌ انسان‌مي‌گذارد

                                                    فرهاد الوردی-زندگی موفق

 

+ نوشته شده در  شنبه 1386/01/18ساعت 11:20 بعد از ظهر  توسط فرهاد الوردی  | 

TEXT

 

the past does not equal the future!

آینده تو مثل گذشته تو نیست.

+ نوشته شده در  شنبه 1386/01/18ساعت 8:23 بعد از ظهر  توسط فرهاد الوردی  | 

 

جشن برای موفقیت

 

 

 

چرا گاهی هر کاری میکنیم، به نظرمان کافی نیست؟
می
دانید قبولی در امتحان، رسیدن به هدف، ارتقاء یافتن در کار و تکمیل یک پروژه چگونه است.. اگر این عوامل کمی از جذابیت خود را برای شما از دست داده باشند، فوری به فکر چالش بعدی میافتید. ما از خودمان، بیشتر از کاری که انجام میدهیم، انتظار داریم و این امر، اغلب به احساس نارضایتی ما منجر میشود. ما فراموش میکنیم که برای هر پیروزی جشنی بگیریم و فقط سعی میکنیم با رسیدن به یک هدف، هدف بعدی را دستیافتنیتر کنیم.


تشخیص
هر یک از موفقیتها، شما را به پیروزی هدایت میکند.

 

         فرهادالوردی-زندگی موفق

 

+ نوشته شده در  شنبه 1386/01/18ساعت 9:18 قبل از ظهر  توسط فرهاد الوردی  | 

شخصیت هیجانی

شخصیت هیجانی

 

 

 

 

 

وقتی فشار عصبی در خود احساس میکنید، چه میکنید؟
فریاد
میکشید؟ شکلات میخورید؟ عقبنشینی میکنید؟ یا سردرد میگیرید؟
چه
چیز باعث میشود، احساس فشار عصبی کنید؟


کار
زیاد؟ کار کم؟ تقاضاهای خانواده؟ نگرانیهای مالی؟ کمبود وقت برای خود شما؟ یا روابط خاص دیگر؟


به
مدت یک هفته، خاطرات هیجانی خود را بنویسید. دلیل هیجانات خود را بنویسید و فکر کنید، واقعاً چه چیزی به این احساسات دامن میزند؟


کجا
و کی اتفاق میافتند؟
چه
احساسی به شما دست میدهد که ناراحت، عصبانی و خسته میشوید؟ بعد چه واکنشی از خود نشان میدهید؟


با
شناخت شخصیت هیجانی خود میتوانید بر عکسالعملهای فشار عصبی، قبل از بروز آنها، غلبه کنید.

 

+ نوشته شده در  شنبه 1386/01/18ساعت 9:13 قبل از ظهر  توسط فرهاد الوردی  | 

بیخوابی(روانشناسی)

بیخوابی:

 

آدمی در بیست و چهار ساعت شبانه روز در حدود 8 ساعت خواب نیاز دارد تا بتواند کار روزمره خود را درست انجام دهد و احساس سلامتی و نشاط کند و انرژی کافی برای فعالیت های روزانه را داشته باشد.
بی خوابی در هر سنی ممکن است اتفاق افتد، ولیکن با بالا رفتن سن اکثراً اختلال در خواب و بی خوابی شبانه آغاز می گردد.
مشکل بی خوابی در افراد به شکل های گوناگون بروز می کند . گروهی وقتی که به رختخواب می روند، نمی توانند بخوابند و مشکل در ابتدای خواب رفتن دارند.

 

گروهی اوایل شب خوب می خوابند، سپس به هر دلیلی از خواب بیدار می شوند و یا اینکه نیمه شب به هر دلیلی از رختخواب بیرون می آیند و دوباره به خواب نمی روند. گروهی شب بیداری ندارند، ولیکن صبح خیلی زود از خواب بر می خیزند. به هر حال به هر گونه‌ای که این مشکل خواب را داشته باشیم برایمان آزار دهنده است.
عوامل گوناگون مانند استرس،افسردگی و استفاده از مواد حاوی کافئین به مقدار زیاد، تغییر در ساعات کار روزانه، مصرف بعضی از داروها، احساس درد و رنج در اثر بعضی ازبیماریها از
مواردی هستند که می توانند سبب بی خوابی شوند.
افراد پیر مقداری از ساعت خواب شبانه را با خواب نیمروز و یا خواب در طول روز جبران می کنند.
بیخوابی خود شاید مشکل چندانی نباشد، ولیکن پیامدهای آن بیشتر آزار دهنده است. بی خوابی سبب می شود که آدمی احساس خستگی و افسردگی کند وگاهی مانع ازتفکر،اندیشه و رشد فکری می شود.
بی خوابی سبب می شود که فرد نتواندروی کارهای روزانه خود تمرکز کند.
همانطور که در بالا یادآور شدم، آدمی حدود 7 تا 8 ساعت در شبانه روز به خواب احتیاج دارد. در جوانی این مقدار ساعت خواب اکثراً در شب خواهد بود و در کهولت همین ساعات خواب لازم است، ولیکن افراد پیر مقداری ازساعت خواب شبانه را با خواب نیمروز و یا خواب در طول روز جبران می کنند.


اگر شما روز با انرژی، با نشاط هستید و احساس خستگی نمی کنید، خود یک دلیل بر این است که شب خواب کافی داشته اید.

چگونه بی خوابی را درمان کنیم؟


بی خوابی همانند هر بیماری دیگری دلیل دارد. بنابراین اگر علت را پیدا کرده و درمان کنیم، مشکل ساده تر حل خواهد شد. گاهی فقط کافی است تغییرات کوچکی در روش و عادات شبانه افراد داده شود و این به خودی خود بیخوابی را برطرف خواهد کرد.

چه کنیم که خواب بهتری داشته باشیم؟
چندین نکته را که در بهبود خواب مؤثر است یادآور می شوم:
1- کوشش کنید هر روز، حتی روزهای پایان هفته هم در یک زمان معین به رختخواب بروید و در یک زمان معین از خواب بلند شوید. حتی اگر خواب کافی نداشته‌اید،چنین امری باعث می شود که بدن شما به یک برنامه معین عادت کند و همین روش آرام آرام سبب بهبودی در سیکل خواب شما خواهد شد.
2- قبل از رفتن به رختخواب یک حمام گرم بگیرید و حدود 15 دقیقه کتاب بخوانید و سپس به رختخواب بروید. این کار را مرتب تکرار کنید. این روش به خواب شما کمک می کند.


3- از رختخواب فقط برای خوابیدن و زناشوئی استفاده کنید. هنگامی که برای خواب به بستر می روید، از تلفن کردن، نگاه کردن به تلویزیون، خوردن نوشابه، غذا و یا میوه در رختخواب پرهیز کنید و ازرختخواب فقط برای خوابیدن استفاده کنید.


4- اطاق خواب باید تاریک و بی سر و صدا باشد. اگر چنانچه سرو صدای اطراف مزاحم خواب شماست، با کاربرد Ear Plugs و یا روشن کردن Fan از صدا ی مزاحم پیشگیری کنید. اگر در روز به بستر می روید با پرده و یا کرکره های تاریک, اطاق خواب را تاریک کنید.


5
- گاهی تمام کوشش خودرا می کنید و هنوز هم 30 دقیقه پس از رفتن به بستر هنوز نمی توانید بخوابید. از بستر بیرون بیایید و به اطاق دیگری بروید. حدود 20 دقیقه دیگر به بستر برگردید. اگر باز هم پس از 30 دقیقه نتوانستید به خواب بروید، دوباره اینکار را تکرار کنید تا بالاخره به خواب بروید.
این روش ها در ابتدا بسیار مشکل به نظر می‌آید ولی پس از مدت زمان کوتاهی که تکرار شود، سیکل خواب شما تنظیم می‌گردد و سپس بدون هیچ کمکی می‌توانید به راحتی بخوابید.


آیا داروهای خواب آور کمک می کنند؟


داروهای خواب آور می توانند به بعضی افراد برای خواب راحت کمک کنند، ولیکن استفاده از داروهای خواب آور بی خوابی را درمان نمی کنند و برعکس استفاده از آنها برای مدت طولانی خود سبب بی خوابی می‌شود. کاربرد این داروها برای مدت زمان کوتاه حدود 5-3 شب برای تنظیم خواب مؤثر است. شاید خود شما تجربه کرده باشید و یا دوستان و آشنایان بارها به شما گفته باشند که در ابتدای مصرف هر داروی خواب‌آوری مدتی کوتاه دارو مؤثر است، سپس دیگر اثری بر روی بهبود خواب ندارد. دوم آنکه بکارگیری داروهای خواب آور در بعضی موارد و در مورد افرادی با بیماریهای ویژه، بسیار خطرناک است و نباید مصرف شود. بنابراین از دوستان خود داروی خواب‌آور نگیرید. اگر چنانچه می خواهید از داروهای خواب آور استفاده کنید حتماً با پزشک خود مشورت کنید.
تاکید می کنم که مصرف داروهای خواب آور در سالمندان بسیار خطرناک است و باید با بررسی و احتیاط تمام به کار برده شود.
نکاتی چند هست که اگر مراعات کنیم در خواب ما بسیار مؤثر خواهد بود، بدون اینکه احتیاج به دارو داشته باشیم.

چه بهتر این نکات را به خاطر بسپاریم:
1- پرهیز و یا کاستن از مصرف بعضی از مواد مانند، خوراکیهای حاوی کافئین ازقبیل قهوه، چائی، نوشابه، شکلات، بعضی از داروها مانند داوهای ضد سرماخوردگی، پرهیز از مصرف الکل زیاد و سیگار و تنباکو به خواب خوب کمک می کند.
2- ورزش برای هر بیماری از جمله بی‌خوابی تأثیر به سزایی دارد. بنابراین داشتن فعالیت فیزیکی در طول روز بسیار خوب است و لیکن از ورزش چند ساعتی قبل از رفتن به بستر خودداری کنید.
3- بیاموزیم که چگونه میزان استرس روزانه خود را کاهش دهیم.
4- با اضطراب و نگرانی وناراحتی هر گز به بستر نروید. گاهی بهتر است ساعتی وقت بگذارید تا آنچه که شما را نگران و مضطرب می کند بر روی کاغذ بنویسید و در مورد راه حل آن بیاندیشید . سپس آن را کنار بگذارید و به بستر بروید.
5- گاهی بهتر است قبل از رفتن به بستر یک خوراکی ساده و سبک بخورید، مانند یک لیوان کوچک شیر گرم و یا بیسکویت کوچک، و لیکن باید بسیار سبک، ساده و کم باشد.
6- اگر در شب خواب خوبی ندارید از خوابیدن در روز، به ویژه نیمروز پرهیز کنید.
به امید اینکه این نکات همه را در خوابی خوش یاری دهد و صبح را با نشاط و شادی آغاز کنید.

فرهاد الوردی-زندگی موفق

+ نوشته شده در  شنبه 1386/01/18ساعت 9:11 قبل از ظهر  توسط فرهاد الوردی  | 

 

از اندیشههای دردآور بپرهیزید

 

 

 

 

 

 

 

 

همواره خود را موجودی مثبتاندیش پنداشتهام. با این باور بزرگ شدهام که اگر واقعاً بخواهیم