حرف روز 48
هر چه را که انسان خلق می کند به شکل یک انگیزه فکری است.![]()
روانشناسی موفقیت
به نام محبوب ازلی
سلام عزیزان و دوستان همراه:
خیلی سر و صدا می کرد انگار که همه باید صداشو می شنیدند.جلو رفتم و کنارش نشستم،سعی کردم سر صحبت را با اون باز کنم.سلام کردم و گفتم حالا با این همه سر و صدا می خواهی کجا بری؟ جواب سلاممو داد و گفت:منظورت رو نمی فهمم؟!گفتم درسته که خیلی سر و صدا داری و دائما" بالا و پایین می ری اما هر چی باشه تو یه رود خونه ای و آخر مسیرت هم معلوم نیست!پوزخندی زد و گفت:چرا،معلومه،من می خواهم برم تا به دریا برسم.جواب پوزخندشو با قهقهه ای بلند دادم و گفتم تا جایی که من می دونم شهر ما به دریا راهی نداره یه مقدار دیگه هم که جلو بری،به دشت می رسی و اونوقت آبت اونقدر کم می شه که عمقی نخواهی داشت.و زمینهای کشاورزی آخر مسیرته.
تو جواب من گفت:اگه اول کارمو می دیدی چی می گفتی؟آیه یأس!گفتم مگه اول چه خبر بود؟گفت دوست داشتم اونوقت که ذره های وجودم یکی یکی از ابرها پایین می ریخت و روی کوهها می نشست،نگاهم می کردی بعد خورشید خانوم کمکم کرد و به صورت قطره هایی در اومدم و بعدش هم سر خوردم و یه جا جمع شدم ،تصمیم گرفتم رودخونه بشم،بعد ازینکه رودخونه شدم من شدم رودخونه ارشد این حوالی و همه به من رأی دادن.حالا هم تا اینجای مسیر اومدم.کاری هم به حرفهای تو ندارم بالاخره تو هم جوونی!!! اما تا اینجای مسیر می دونم خیلی سودها داشتم،خیلی ها را سیراب کردم،خیلی جاها را خنک کردم خیلی ها را هم نوازش کردم بعضی وقتها هم وسیله راز و نیاز شدم.
دیگه نمی دونستم چی بگم و واقعا" خجالت کشیدم و بهش گفته که خوش به حالت.من اینارو نمی دونستم اما الان فکر می کنم درسهای خوبی یاد گرفته باشم.اما می خوام بگم که یه مقدار هم واقع بین باش!واقعا" این طرفها دریایی وجود نداره ها!باز هم با نگاهی حاکی از نصیحت به من گفت:من کاری به این شرایط ندارم،این آرزوی منه و زندگی من هم بر اساس همین هدف بنا شده.من میخوام دریا بشم.گفتم اگه نشدی؟بالاخره،مگه نگفتی زمینهای کشاورزی همین اطراف هستن؟گفتم درسته.گفت:خوب دریا شدن یعنی همین!من دلم دریاست!اینقدر به خاک مرده طراوت می بخشم و زندگی می سازم که نعمت،برکت،میوه و غذای شما آدمهارا تهیه کنه!اونوقت تو زنده می مونی و به این فکر می کنی که چرا رود خونه به وجود اومده!!!!گفتم خوب بعد؟!گفت:دیگه بعدی وجود نداره.من این بخشش رو مدیون کسی هستم که به من زندگی بخشیده.سعی می کنم پر خروش باشم و در عین حال آروم!
واقعا" با تجربه ای که رودخونه داشت دیگه نتونستم حرفی بزنم ازش تشکر کردم و دست و رومو شستم و به طرف خونه حرکت کردم.تو راه فکر می کردم که خیلی جالبه وقتی یه رود خونه اینقدر پر امیده و با طراوت زندگی میکنه چرا ما آدمها باید روزهامونو با نا امیدی سر کنیم؟از حرفهای نا امیدانه ای که به رود خونه زده بودم ناراحت بودم.اما واقعا" درسهایی را یاد گرفتم که همینطوری گیرم نمی اومد این جا بود که یاد حرفی از هنری دیوید ثورو افتادم که میگه:
این نیست که آرزوهای دور و درازی داشته باشیم و به آنها نرسیم بلکه خطر اینجاست که آرزوهای کوچکی داشته باشیم وبه ّ آنها دست یابیم!
درسته که رودخونه می دونست که به دریا نخواهد رسید اما همچنان تصمیم دریا شدنشو حفظ کرده بود و بالاخره تونست اونو به شکل دیگه ای تبدیل کنه.من هم تصمیم گرفتم پسر خوبی باشم و هدفهای بزرگی را انتخاب کنم و هیچوقت نا امید نشم.
به نام زيباترين
دوستان خوبم سلام:
حدود يك هفته مي شود كه مقاله اي ننوشته بودم.از تمام شما عزيزان پوزش مي طلبم و اميدوارم كه بتوانم بيشتر از اينها خدمتگزارتان باشم.تعدد كاري و شلوغي درسها كه براي كنكور اماده مي شوم باعث شده كه مقداري كم كاري در وبلاگ داشته باشم.ضمن اينكه به خاطر كندي خطوط اينترنت بسياري از مطالبم را نتوانستم براي شما بگذارم و در اولين فرصت براي شما عزيزان خواهم گذاشت.
دوستان خوبم از مسائل كاري و تحصيلي كه بگذريم در شرايطي نيستم كه بتوانم در مورد موفقيتهاي فردي و فنون آن برايتان مطلب بنويسم اما شرايط معنوي و روحاني بسيار خوبي دارم كه فكر مي كنم از همه موفقيتهاي دنيا بيشتر است.در ادامه راه رسيدن به خدا و موفقيت و درك محبوب ازلي قدم به جاده اي بسيار نوراني گذاشته ام كه پيامبران و فرشتگان الهي بسيار خوبي دارم كه فكر مي كنم راهنماي من هستند. در جهت وصل شدن به منبع آفرينش و هستي باز هم دلم ميخواهد در مورد وحدت بنويسم.قبلا" در مورد universe براي شما نوشتم و حالا پس از مدتي يقين كامل دارم كه نوشته هايم بي اثر نبوده است،چرا كه قلب و دل من را جلا بخشيده است.
عزيزان من،همه ما دوست داريم كه در بهترين شرايط روحي وآرامش فكري قرار بگيريم،اما واقعا"به اين آرامش مي رسيم؟اين آرامش چقدر براي ما هزينه در بر دارد؟چه مبلغي را مي طلبد؟اما دوستان گلم همانطور كه مي دونيد خدا براي آفرينش ما مبلغي نگرفته!پس خيالتون راحت باشه كه هيچ مبلغي در كار نيست!و قرار نيست هزينه كنيد بلكه لازم است كه سرمايه گذاري كنيد.و اين سرمايه گذاري بايد روي خودمان باشد.امروز با رويدادي روبرو شدم كه مرا حسابي به فكر فرو برده!از آنجايي كه واقعا" با دلي پاك به همه چيز نگاه مي كنم،واقعا" بعد از مدتها اشكم در آمد.
امروز سخنراني استاد بزرگ معنوي خودم يعني دكتر وين داير را نگاه مي كردم مردي كه شما حتي وقتي تصوير او را مي بينيد دنيايي از معنويات و انرژي را به شما منتقل مي كند و چقدر زيبا و دلنشين صحبت مي كند.آري دوستان اين داستان را از زبان اين استاد بزرگ كه تمام هدفش اينست كه ما را با ذات وجوديمان آشنا كند و تلاش او بر وحدت تمام دنيا و انسانهاست نقل مي كنم:
در مسابقات پارالمپيك سياتل 9 نفر در رشته دو صد متر كه همگي از معلولين جسمي و ذهني بودند در پيست قرار مي گيرند با صداي شليك گلوله استارت مي كنند البته دو صد متر نه به آن معنايي كه شما فكر مي كنيد اين 9 نفر سعي مي كنند كه حركاتشان شبيه دويدن باشد.يكي از شركت كنندگان كه پسركي بود درابتداي حركتش به زمين مي خورد و از اينكه اين حالت براي او اتفاق مي افتدشروع به گريه كردن مي كند.هر 8 نفر ديگر با نيم نگاهي به عقب او را نظاره مي كنند خيلي جالب است و باور نكردني كه آنها به سوي پسرك مي آيند.يكي از شركت كنندگان كه دختركي با ناهنجاري سندروم داون بود به سمت او خم مي شود و اورا مي بوسد و مي گويد«اين بوسه اورا خوب خواهد كرد»خواهش مي كنم اين صحنه را تجسم كنيد!واقعا" چه دل پاك و رئوفي!!آفرين بر اين دختر!بعد همگي به همراه هم تا پايان خط مي دوند تمام حاضرين در ورزشگاه آنها را تشويق مي كنند.
اين داستان افسانه نيست بلكه واقعتي با استناد است.بله به قول دكتر داير شرافت اين نيست كه از بقيه بهتر باشيم بلكه شرافت واقعي اين است كه از قبلمان بهتر باشيم و از طرز زندگي قبلي مان درس بگيريم.همه ما در زندگي روز مره مان اشتباه مي كنيم فقط كافيست كه نسبت به اشتباهاتمان بهتر عمل كنيم و ديگر آنها را تكرار نكنيم.
خداوندا در جايي كه نفرت است به من عشق عطا كن
خداوندا در جايي كه نا اميدي است اميد عطا كن
خداوندا مرا مايه آرامش ديگران قرار بده.
دوستان عزيزم با احساس سرشار از محبت و مهر و در حالي كه هنوز از شنيدن اين سخنراني بي نظير و جذاب در فكر فرو رفته ام اين مقاله را براي شما تايپ كردم.
به اميد روزي كه همه ما به اصل وجودي خودمان برگرديم.
شادكام موفق سرزنده پايدار باشيد
در پناه حق!
روانشناسی مدیریت
بررسی ویژگیهای فردی و شخصیتی مدیران نیز مورد توجه بوده است. اینکه چه افرادی مناسب برای سمتهای مدیریت هستند و چه افرادی از عهده انجام وظایف و امور مدیریتی ناتوان هستند.
روانشناسی مدیریت بطور کلی به بررسی مسائل و جنبههای روانشناختی مدیریت میپردازد. یک مدیریت موفق و خوب با استفاده از تکنیکها و روشهایی که نتیجه یافتههای روانشناسی در حوزه مدیریت است میتواند به اثر بخشی برسد.
● شناسایی سبکهای رهبری و مدیریت
یکی از حوزههای مهم که در روانشناسی مدیریت مطرح است شناسایی انواع روشهای مدیریتی است. روشن است مدیران مختلف سبکهای مختلفی از رهبری و مدیریت را دارا هستند. بنابراین در روانشناسی مدیریت این سوال اصلی مطرح است که چه سبکهای مدیریتی وجود دارد؟ کدام روشهای مدیریتی موفق هستند؟ چه سبکهایی برای چه گروههای کاری مناسب هستند؟ و افراد زیر دست معمولا از چه مدیرانی رضایت دارند و .... بر این اساس روانشناسی مدیریت سبکهای مختلفی از مدیریت را شناسایی کرده و با توجه به اهداف مورد نظر و اینکه چه شرایط و ویژگیهای گروهی وجود دارد سبکهایی را به عنوان سبکهای موفق معرفی کردهاند.
● بررسی ویژگیهای شخصیتی مدیران
بررسی ویژگیهای فردی و شخصیتی مدیران نیز مورد توجه بوده است. اینکه چه افرادی مناسب برای سمتهای مدیریت هستند و چه افرادی از عهده انجام وظایف و امور مدیریتی ناتوان هستند. طبیعی است همه افراد توان انجام امور مدیریتی را دارا نیستند و بطور کلی افرادی هستند که قدرت رهبری چندانی ندارند. این افراد طبیعتا نفوذ و تاثیر گذاری عمیقی روی کارکنان خود نخواهند داشت و از اینرو مسیر رسیدن سازمان را به اهداف مورد نظر با مانع روبرو خواهند کرد.
یافتههای روانشناسی مدیریت در این حوزه نشان میدهد که افرادی که در کودکی ، نوجوانی و جوانی نفوذ بیشتری روی همسالان خود داشتهاند، در بازیها نقش محوری گروه را بازی کردهاند و اغلب بازیها را رهبری میکنند در بزرگسالی نیز توان رهبری بالایی از خود نشان میدهند. این افراد با ویژگیهایی که دارند اغلب گروهها را تحت نفوذ و تسلط خود قرار میدهند. این اعمال تسلط به شیوههای تظاهر میکند. برخی افراد این اعمال نفوذ را با اعمال قدرت و زور انجام میدهند و برخی با ویژگیهایی دیگر مثل نشان دادن قدرت منطق و تصمیمگیری عالی.
● انجام پژوهش و تحقیقات در حوزه عوامل موثر بر مدیریت
روانشناسی مدیریت سعی بر آن دارد به شناسایی تمامی عواملی بپردازد که در یک موقعیت کاری یا سازمان یا هر موقعیتی که با یک گروه دارای مدیر و رهبر سروکار دارد موثر هستند. برخی عوامل میتوانند از بیرون شیوه مدیریت را تحت تاثیر قرار دهند. این تاثیرات میتوانند در جهت مثبت و منفی موثر باشند. از اینرو لازم است همواره چنین عواملی شناسایی شوند و کوششها و روشهای لازم برای پررنگ کردن عوامل تاثیر گذار مثبت و کمرنگ کردن عوامل تاثیر گذار منفی صورت بگیرد. این عوامل ممکن است به اهداف گروه ، شرایط محیطی کار گروهی ، بافت گروه و
مربوط شود.
● ارتباط روانشناسی مدیریت با سایر علوم
روانشناسی مدیریت به عنوان یکی از حوزههای روانشناسی با تمامی حوزههای دیگر روانشناسی ارتباط دارد و از یافتههای آنها در موضوعات مورد بحث خود استفاده میکند. از این راستا با روانشناسی سازمانی و روانشناسی صنعتی ، روانشناسی کار ، روانشناسی اجتماعی ، ارتباط تنگاتنگی دارد. از سوی دیگر با علوم دیگری چون مدیریت ، علوم اجتماعی و جامعه شناسی ، علوم سیاسی میتواند مرتبط باشد. البته روانشناسی مدیریت به عنوان یک حوزه مجزا ، به عبارتی یک رشته مجزا حداقل در کشور ما وجود ندارد.
به عبارتی شاید در برخی ممالک رشته دانشگاهی مجزایی با عنوان روانشناسی مدیریت وجود داشته باشد. اما در کشور ما این بحث به عنوان زیر گروهی از بحث روانشناسی سازمانی و صنعتی قرار میگیرد و زمانیکه هدف از مدیریت رهبری یک گروه در رسیدن به اهداف اجتماعی باشد نه اهداف سازمانی زیر گروه روانشناسی اجتماعی قرار میگیرد و روانشناسی اجتماعی و روانشناسی سازمانی نیز اغلب به عنوان واحد درسی در گرایشهای مختلف روانشناسی تدریس میشود.
صندوق پستی وبلاگ:
کرج:۱۱۴۸-۳۱۳۷۵
دوستانی که مایلند به ما نامه بنویسند می توانند از این صندوق استفاده کنند.
روز بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی بر شما پارسی زبانان در هر کجای دنیا که هستید تبریک می گوییم.
شعر معروفی را انتخاب کردم و برای شما می نویسم.
به نام خداوند جان و خرد کزین برتر اندیشه بر نگذرد
خداوند نام وخداوند جای خداوند روزی ده رهنمای
خداوند کیهان و گردون سپهر فروزنده ماه و ناهید و مهر
ز نام نشان و گمان برتر است نگارنده برشده گوهر است
به بینندگان آفریننده را نبینی نرنجان دو بیننده را
نیابد بدو نیز اندیشه راه که او برتر از نام از جایگاه
سخن هرچه زین گوهران بگذرد نیابد بدو راه جان و خرد
خرد گر سخن برگزیند همی همان را گزیند که بیند همی
ستودن نداند کس او را چو هست میان بندگی را ببایدت بست
تایید با سکوت
بارها شنیده ایم که میگویند سکوت علامت رضایت است، اما آیا این سکوت رضایت آمیز در همه حال جنبه مثبت دارد؟ تصور کنید که فرزندتان در مقابل شما رفتاری بی ادبانه دارد اما شما چیزی نمیگویید. یا اینکه در محل کار، یکی از کارمندانتان اشتباه بزرگی مرتکب شده است اما شما چندان درگیر این نیستید که مسئله را به او گوشزد کنید. این کار، تایید با سکوت نام دارد.
بدیهی است که چنین برخوردی با اشتباهات و رفتارهای ناگوار دیگران نتایجی منفی به دنبال خواهد داشت، اما موضوع وقتی بیش از حد بد میشود که شما، در مورد خودتان نیز از چنین شگردی بهره مند شوید.
کدام مسائل و مشکلات در زندگیتان وجود دارند که معمولا به جای مقابله آگاهانه، به آنها پشت کرده اید؟ شاید انرژی شما به خاطر کمبود تحرک و تغذیه نامناسب کم باشد، یا آنکه رابطه شما با همسر و اطرافیانتان آنطور که میخواهید نیست و شاید موقعیت حرفه ای شما رو به زوال میرود.
اگر در مورد خودتان نیز سکوت کنید، درواقع به ضمیر ناخودآگاه خود میگویید که استانداردهای فعلی زندگیتان قابل قبول هستند. پس از اینکه سال بعد از سال میگذرد و شما هنوز درگیر مسائل و مشکلاتی تکراری هستید، تعجب نکنید.
اگر میخواهید که نتایجی متفاوت به دست آورید، نباید خود را در سکوت تایید کنید. شما باید خود را وادار به پذیرش معیارهای جدید کرده و هر زمان که این معیارها مورد بی احترامی قرار گرفته یا نقض شوند، نارضایتی خود را به ضمیر آگاه خود ابراز نمایید.
الگوی قدیمی سکوت خود را با عدم رضایت و با صدای بلند بشکنید. اگر متوجه شدید که درحال پرخوری هستید، بلند بگویید: "خرس شکمو! معلوم هست داری چکار میکنی؟" یا اگر این جملات با شخصیتتان جور در نمی آید، یک تذکر مودبانه به خودتان بدهید: " من نباید انقدر بخورم، باید به فکر خودم باشم و به جای خوردن بروم قدم بزنم".
به جای ساکت ماندن، حرفتان را بزنید. بگذارید نارضایتی شما با صدای بلند و واضح شنیده شود. بگذارید ضمیر ناخودآگاهتان متوجه شود که سکوت راه حل مشکلات نیست و برای کمک به شما باید راه حل دیگری پیدا کند.
تایید با سکوت یکی از بهترین دوستان ترس است و روش افراد ترسو برای پنهان کردن حقیقت به شمار میرود. گاهی مواجهه با حقیقت بسیار دردناک است، اما اشکالی ندارد. هر کسی میتواند هر از گاهی کمی درد و ناراحتی را تحمل کند و در عوض در تاریکی گم نشود.
تایید با سکوت تنها مشکلات شما را به جایی خواهد رساند که برطرف کردنشان غیر ممکن شود. شما نمیتوانید مشکلی را که از تشخیص آن طفره رفته اید، حل کنید. خواه این مشکل یک شخص، خانواده،گروه، محل کار یا تعادل جهانی باشد.
اگر میخواهید چنین مسائلی را حل کنید، قبل از هرچیز باید آنها را به درون نور و به ضمیر خودآگاه خود بیاورید. در اینجاست که میتوانید فکری برای برطرف کردنشان بکنید و اگر هم این مشکلات از دسته مسائل حل ناشدنی باشند، حداقل میتوانید آنها را بپذیرید. پذیرفتن آگاهانه یک مشکل، بسیار برتر از تایید آن در سکوت است.
آشنایی با پدر علم فراروانشناسی: دكتر دین رادین
دین رادین جزو معدود كسانی است كه حاضر نشده از علم و تحقیقات او استفادههای ناهماهنگ شود او اجازه نداد از تحقیقات فراروانشناسی در سیا و سازمانهای اطلاعاتی آمریكا در جهت مقاصد شوم سیاسی و نظامی سوءاستفاده شود.
دانشمندان، محققان و پژوهشگران بسیاری در زمینه فوقطبیعت و پدیدههای روحی ـ روانی، با اهداف مختلف دست به تحقیق و آزمایش زدهاند. اهدافی همچون اثبات وجود نیروهای ماوراءالطبیعه، كسب ثروت و شهرت، پیشرفت علم، ردّ قدرتهای باطنی و... برخی از این محققان به نتایج جالب توجهی نیز دست یافتهاند و نامشان در زمینه علم فراروانشناسی بهعنوان محققی تأثیرگذار مطرح است.
در این میان برخی اعتقاد دارند پس از جی.بی.راین كه وی را به تعبیری پدر علم فراروانشناسی مینامند، دكتر دین رادین جزو افراد برجستهایست كه تحقیقات علمی بسیاری در زمینه ادراك فراحسی(ESP)(۱) انجام داده و به نتایج قابل توجهی هم دست یافته است.
دین رادین جزو معدود كسانی است كه حاضر نشده از علم و تحقیقات او استفادههای ناهماهنگ شود او اجازه نداد از تحقیقات فراروانشناسی در سیا و سازمانهای اطلاعاتی آمریكا در جهت مقاصد شوم سیاسی و نظامی سوءاستفاده شود. چنانچه خود دین رادین میگوید: «هیچ گاه علاقمند نبودم از psi برای مسایل سیاسی و ارتش سوءاستفاده نمایم. متاسفانه افرادی از psi تنها برای مسایل جاسوسی و نظامی استفاده میکنند. هم اکنون و در همین لحظه، روی این کره خاکی، عدهای در حال تحقیق و بررسی روی psi آنهم برای مقاصد سیاسی و جاسوسی هستند».
● مروری بر سوابق علمی دین رادین
▪ مدرک لیسانس الکترونیک از دانشگاه ماساچوست
▪ مدرک فوقلیسانس الکترونیک و دکترای روانشناسی (۱۹۷۹) از دانشگاه ایلینویز
▪ فعالیت به مدت ۱۰ سال در بخش تحقیقات مخابرات
▪ تحقیقاتpsi به مدت ۱۵ سال در آزمایشگاهها و دانشگاههای مختلفی از جمله دانشگاه پرینستون، دانشگاه ادینبورگ، دانشگاه نوادا، موسسه تحقیقاتی استنفورد و علوم نئوتیك کالیفرنیا
▪ رئیس انجمن فراروانشناسی آمریكا(۲)بین سالهای ۱۹۸۸ تا ۱۹۹۳
▪ مشاور انجمن اکتشافات علمی از سال ۱۹۸۶ تا سال ۱۹۹۴
▪ ریاست برنامه جلسات سالانه انجمن از سال ۱۹۸۷ تاسال ۱۹۹۷
▪ رئیس بخش تحقیقات هوشیاری (CRD)مرکز هاری رید لاس وگاس دانشگاه نوادا در سال ۱۹۹۳
▪ مطالعات علمی در زمینه روشهای علمی تجربههای شناخته شده با عنوان پدیدههای روحی ـ روانی شامل پیش آگاهی، شفا بخشی از راه دور، تأثیرگذاری ذهن بر ماده
▪ همکاری با جومك مونیگل در پروژهای در زمینه مشاهده از راه دور
▪ اجرای تستهای مختلف ESP
▪ برنده جایزه برجسته مرکز تحقیقات راین در سال ۱۹۹۶
▪ برنده جایزه مخصوص شایستگی از لابراتوار GTE در سال ۱۹۹۲
▪ برنده جایزهای از لابراتوار بل در سال ۱۹۸۴
▪ جوایز ارزندهای از دانشگاه هاروارد، پرتغال، نیویورک، لندن، سوئد، آلمان، لاسوگاس، کالیفرنیا و...
▪دین رادین در سال ۱۹۹۳ آزمایشگاه تحقیقات هوشیاری(CRL) را در دانشگاه نوادا در لاسوگاس تأسیس نمود. تمركز اصلی این آزمایشگاه روی مطالعه پدیدههای تحت كنترل آزمایشگاه مثل شفابخشی از راه دور، روشنبینی، پیشآگاهی، سایكوكنیهسیس، مشاهده از راه دور و... است، در سال ۱۹۹۷ این آزمایشگاه كار خود را درشمال كالیفرنیا تحت عنوان مؤسسه علوم نئوتیك(۲) ادامه داد.
كتاب معروف دكتر دین رادین تحت عنوان( جهان هوشیار)در سال ۱۹۹۷ به چاپ رسید و پس از آن تاكنون ۸ بارتجدید چاپ شده و به زبانهای تركی، چینی، فنلاندی، روسی، چك، یونانی، كرهای و فرانسوی ترجمه شده است. جالب است بدانیم كه دكتر دین رادین در عرصه هنر و موسیقی نیز فعالیت داشته و به مدت ۱۰سال به صورت حرفهای ویلون مینواخته و بهمدت ۵ سال در یكی از گروههای موسیقی عضو بوده است.
منبع اینتر نت
تفكر مثبت
این دو انرژی مثبت و منفی در مخالفت از همدیگر فعالیت می كنند و ضد یكدیگرند و زمانی ما بتوانیم این انرژی ها را در درونمان،آرام سازیم و بر آنها تسلط یابیم بی درنگ خدمتگذار ما می شوند.
آیا تا به حال به این موضوع فكر كرده اید كه این خود ما هستیم كه از طریق بسیاری از اعمالی كه انجام می دهیم یا اندیشه هایی كه می كنیم و حرف هایی كه بر زبان می آوریم ، مجازاتها و تنبیهات خود را تعیین و مشخص می كنیم. یعنی اگر تفكرات و اندیشه های ما مثبت باشند ما انرژی مثبت موجود در پیرامونمان را به خود جذب می كنیم و اگر تفكرات و اندیشه ای ما منفی باشند ، به تناسب انرژی منفی موجود در پیرامونمان را جذب می كنیم.
● راستی انرژی مثبت چیست؟
انرژی مثبت اساساً همان چیزی است كه در ذهن خود تصوری درست از آن داریم؛ یعنی همان نور- خوبی - محبت- عشق- انفاق- صبر-احسان به همنوع - امیدواری و...
و به همان اندازه انرژی منفی همان چیزی است كه در ذهن خود تصویری درست از آن نداریم؛ تاریكی و ظلمت ونفرت(كه مهمترین سلاح برای شیطان به شمار می رود) بد جنسی ،شرارت، رذالت ،بی صبری، خود خواهی ،تعصب، نا امیدی و یاس و اندوه .
این دو انرژی مثبت و منفی در مخالفت از همدیگر فعالیت می كنند و ضد یكدیگرند و زمانی ما بتوانیم این انرژی ها را در درونمان،آرام سازیم و بر آنها تسلط یابیم بی درنگ خدمتگذار ما می شوند. هر چیز مثبت ، مثبت خود را جذب می كند و هر چیز منفی ، منفی خود را . نور در جستجوی نور است و ظلمت شیفته ظلمت پس چنانچه ما كاملاً مثبت یا كاملاً منفی بشویم كم كم به سراغ اشخاص می رویم و جذب می شویم كه مانند خود ما هستند. اما نباید فراموش كرد كه ما خود مثبت و یا منفی را انتخاب می كنیم . صرفاً با تفكر اندیشه های مثبت و بیان مطالب خوب و مثبت قادر می شویم انرژی مثبت را به خود جذب كنیم . زیرا انسان با بیان مطالبی ، قادر است میدان انرژی اطراف بدنش را تحت تأثیر قرار دهد . زیرا قدرتی عظیم در افكار و اندیشه های ما نهفته است و این خود ما هستیم كه محیط اطرافمان را با افكاری كه در ذهن داریم ، می آفرینیم .
روح قدرتی عظیم برای كنترل ذهن دارد و ذهن نیز بر جسم تسلط دارد و زمانیكه ذهن و فكر ما منفی باشد ، انرژی منفی اطراف را جذب كرده و باعث ضعف تدریجی سیستم دفاعی بدن شده و كالبد فیزیكی یارای مقاومت و مصونیت از بیماریها و امراض را ندارد و این زمانی پیش از پیش صادق است كه افكار ما (منفی) بر حول محور وجود خودمان بچرخد و به نیازها و مشكلات دیگران اهمیتی ندهد . حال آنكه اگر به فكر خدمت به دیگران باشد می تواند امراض خود را شفا دهد . با پرورش نیروی ایمان كه مانند كشت گیاهان است و داشتن این تصور كه اگر خوبی كنیم ، خوبی دریافت می كنیم و اگر بدی كنیم ، بدی دریافت می كنیم و اینكه با داشتن تفكر مثبت و بیان جملات و واژه هایی هر چند ساده كه قادرند یكی از دو نوع انرژی مثبت و یا منفی را جذب كنند ، باورمان نمی شود كه این خود ما هستیم كه می توانیم راهرویی پیچ در پیچ از ناامیدی و اندوه خود بیافزاییم . به همان اندازه ما می توانیم جاده ای عریض و پهن و دلپذیر از تحقق یافتن تمام آرزوها و امیدهایمان و سعادت و نیكبختی مان ، پدید بیاوریم. حقیقت این است كه اندیشه های ما ، از قدرتی خارق العاده برخوردارند.
به نام تو
ستایش محبوب
خداوندا آرامشی عطا فرما
تا بپذیرم آنچه را که نمی توانم تغییر دهم
و شهامتی را که تغییر دهم آنجه را که میتوانم
و دانشی را که تفاوت این دو را بدانم.
در کنار گلهای باغچه خانه نشسته ام.یک بعد از ظهر دل انگیز بهاری.بوی عطر گلهای خانه و تصمیم به نوشتن نامه برای معشوق خود کرده ام.
کریم جان! داشتم فکر می کردم که برای وبلاگم امروز چی بنویسم؟که به ذهنم رسید زمان نوشتن وصف حالم برای تو است.
رحمان عزیزم!هر وقت که در زندکی با مسئله ای مواجه می شوم روی به تو می آورم.لیاقتی عطا کن که همواره به یادت باشم.
ای نور!ای هستی بخش همه ما در جستجوی کوره راه هایی برای رسیدن به تو هستیم.
پنجشنبه بعد از ظهر!فکر نمی کنم بی دلیل باشد نوشتن برای تو.
قهار عزیز دلم نمی خواهد که کاری کنم که با من قهر کنی.قادر بودنت را همواره می ستایم.محبوبم قدرت تو اگر در وجودم ریشه ندواند به کجا پناه ببرم؟
احساس می کنم انرژی زیبا و قدرتمندی مرا فرا گرفته است.هر لحظه گرمم می کنی طوری که حرارت هیچ عشقی اینقدر گرمم نمی کند!
مسیر زندگیم هموار،توکلم بر تو،امیدم پر امید،خانه دلم آباد به سوی تو می آیم.همین الان گل رز حیاط خانه ما به من حسودی می کند!خیلی دوست داشت که می توانست برای تو بنویسد.خوش به حالم نه!!!!!!!؟
و تو را شکر که می توانم برایت بنویسم،
خدایا کمک کن تا در مسیر رسیدن به تو را خطا نپویم،
خدایا کمکم کن تا به اندازه وسعت قلبم تو را بشناسم،
خدایا قشنگترین لحظه عمرم را لحظه مرگم و وصال به خودت قرار بده،
خدایا دست و پایم را به روی گناه ببند و قدرت گناه کردن را از من بگیر،
خدایا تویی که می شنوی حرکت هر جنبنده ای را و تویی که می پذیری هر بنده صاحب خطایی را.
آمین
فرهاد الوردی-زندگی موفق
هیجان چیست؟
همان طور كه در سخن ارسطو بیان شد، عصبانیت، یك هیجان و یا احساس است و فردی كه توانا در مدیریت هیجان باشد، میداند كه این عصبانیت را چه وقت، كجا، با چه كسی و چگونه ابراز كند تا به جای این كه برایش دردسر تولید كند، راهگشا باشد. هیجان نیز كلمهای است كه در فارسی بیشتر برای احساسات و حالات پرشور و پرانرژی از آن استفاده میكنیم؛ ولی در روانشناسی، برای تمام حالات احساسی و روانی مثبت و منفی و علائم جسمانی و روانی همراه آن به كار میرود. از نظر ویلیام جیمز، «هیجان، تغییرات جسمی و روانیای است كه مستقیماً به دنبال درك یك واقعیت تحریك كننده حاصل میشود». برخی هیجانات، عبارتند از: خشم، ترس، عشق، محبت، تنفر، امید، ناامیدی، نگرانی، احساس حقارت، غرور، غم و اندوه، شادی، رنج، شرم، پشیمانی و دلسوزی.
● هوش هیجانی چیست؟
وقتی صحبت از هوش به میان میآید، معمولاً به یاد نمرههای درسی دانشگاه میافتیم یا تستهای هوش آزمونهای استخدامی به ذهنمان میرسد؛ اما به تعبیری وسیعتر، میتوان گفت كه دو نوع هوش وجود دارد؛ هوش تحصیلی و هوش هیجانی. با دیدی محدود كه تا به حال وجود داشته، تنها به هوش تحصیلی توجه شده است و اصلاً تنها هوش تحصیلی به رسمیت شناخته شده است؛ هوشی كه شاخص وجود آن و شاخص مقدار آن در افراد مختلف، نمرات درسی یا نتایج تستهای هوشی بوده است؛ آزمونهایی كه معمولاً در محیطهای بسته و انتزاعی برگزار میشوند و سایر متغیرهای اثرگذار، به حداقل میرسند. در واقع، متغیرهای محیطی كه میتوانند اثری سرنوشتساز در توفیق یا شكست یك كار داشته باشند، اثرشان تا حد خنثی پایین آورده میشود.
فرهاد الوردی-زندگی موفق
منبع اینترنت
ارزش شما بستگی به این دارد که بتوانید خدمات مناسبی عرضه کنید یا دیگران را به این مهم
تشویق کنید.![]()
به نام خالق زیباییها
سلام همراهان خوبم:
آیا انسانها تغییر پذیرند؟آیا می توانیم کسی را که عمری با یک عادت خو گرفته تغییر بدهیم؟جواب شما به این سوال چیست؟بسیاری از نظریه پردازلن در رشته روانشناسی به این سوال جواب منفی می دهند و ما را متقاعد می کنن که انسانها تغییر ناپذیرند. اما در مقابل بسیاری از نظریه پردازان دیگر با رائه دلائل و نمونه هایی عملی این اصل را اثبات کرده اند.خودم شخصا" طرفدار این دسته هستم که انسانها قابل تغییرند.اگر بخواهند!
با نگاهی اجمالی به تاریخ زندگی بشر شما در می یابید که در تمام ادوار گذشته پیامبران،رهبران و روسای مذاهب و ادیان سعی در تغییر روش زندگی مردم آن زمان داشته اند.اگر قرار است که انسانها تغییر نکنند پس این همه سعی و تلاش بیهوده است.خود شما هم بارها و بارها این تصمیم را می گیرید که مثلا"رفتاری را دیگر انجام ندهید.چقدر موفق می شوید؟نمی دانم!اما اصولی که در تغییروتحول یک شخص لازم است می تواند در زیر خلاصه شود:
1. خواستن خود شخص:
خواستن خود شخص مهمترین و اصلی ترین عامل در روند تغییر یک شخص است. اگر خودمان نخواهیم هیچ اتفاقی نمی افتد و از آنجایی که تا تصمیمی اتخاذ نشود هیچ تغییری صورت نمی گیرد،قدم اول برای رسیدن به زندگی بهترو شاد و تغییر روز افزون اینست که شما تصمیم بگیرید.این شخص که الان هستید نباشید یعنی هیچ شباهتی به این فرد حاضر نداشته باشید البته منهای صفات خوب فعلیتان!
2. ترک عادتهای نامناسب:
تکرار مادر یادگیری است.بله اگر چیزی در یک دوره بخصوص بصورت تکرار در بیاید بعد از مدتی به عادت تبدیل می شود و شکستن عادت هم نیاز به تمرین و تکرار زیاد دارد.سعی کنید برای رسیدن به تحول عادتهای بد خود را بشکنید و سعی در بر طرف کردن آنها داشته باشید و در مقابل عادتهای خوبتان را هر روز بیشتر از قبل تقویت کنید.
3. نقطه عطف در زندگی:
برای تغییر شما احتیاج به یک رخداد،نقطه عطف،تاریخ معین و چیزی شبیه به این چیز ها دارید.می توانید تمام شرایط را جوری ترتیب دهید که آن روز بخصوص برای شما همیشه ثبت شود و با آن روز شروع کنید چون همیشه شما به آن روز فکر خواهید کرد و آنروز را از درون و بیرون روز تحول خودتان خواهید نامید.رو زتولد،سالگرد ازدواج ویا هر روزی را که دوست دارید می توانید انخاب کنید.میتوانید با توجه به اعتقادات خودتان یک محل مقدس،امامزاده،کوه،جنگل و هر جایی را که به شما آرامش می دهد را انتخاب کنید وبا خودتان و با خدای خودتان به هر زبانی که می پرستید و می شناسید صحبت کنید یقینا" یکی از مهمترین اصول همین اصل استامتحان کنید و نتیجه را ببینید.
4. در جهت مثبت فکر کنید:
شما می خواهید در جهت مثبت تغییر کنید پس مجبورید مثبت فکر کنید شما مثبت فکر می کنید و بعد عمل مثبت انجام میدهید.فکر شما عمل شما را تعیین میکند و این فکر از نظام باورهای شما دستور می گیرد اما سعی کنید با دانسته های خودتان فکر کنید نه با باورهای خود.باورها قابل تغییرند اما دانسته ها تغییر نمی کنند.اگر می خواهید با باورها فکر کنید لازم است که باورهای منفی را به باورهای مثبت تبدیل کنید تا بتوانید باباورهای مثبت فکر کنید پس ابتدا باید باورهایتان را به باور های مثبت تبدیل کنید.
اینها فقط چند عامل از مهمترین عوامل در رسیدن شما به تغییر وتحول است عوامل دیگر را خودتان می توانید تشخیص دهید.امیدوارم در جهت مثبت تغییر کنید.
حق نگهدارتان
فرهاد الوردی-زندگی موفق
| ||||||
|
| ||||||
| ||||||
|
به نام نامی دوست
سلام دوستان خوبم:
بزرگان منتظر نمی مانند،حرکت می کنند.
چند لحظه به این جمله توجه کنید،ببینید این مطلب چقدر صحت داره؟برای رسیدن به اهدافتون و فتح قله های موفقیت لازم نیست که منتظر بمونیم تا شرایط مناسب بشه تا بتونیم خودی نشون بدیم. در این صورت همه می تونن یه کارهایی را انجام بدن.اصل کار اینه که شما تو مراحل سخت زندگی بتونین به موفقیت برسین.اونوقت اون موفقیت شیرینتر از عسل خواهد بود.احتمال داره که شما اینقدر مهربون باشین که بخواین شادیهاتونو باهم قسمت کنین. من هم این احساسو دارم امااکثر مواقع دوستان و اطرافیان ما نمی تونن خودشونو با ما وفق بدن و هی بهونه تراشی می کنن و دلیل میارن.
ما تو شوخی زندگی اونقدر ها هم وقت نداریم که بخواهیم انتظار بکشیم تا همیشه دوستان به دعوت لبیک بگن و یا شرایطشونو به ما نزدیک کنن .شما برای رسیدن به موفقیت چاره ای جز حرکت ندارین!شاید گفته من یه مقداری خود خواهانه به نظر برسه،اما اگه شما یه کمی به جمله اول مقاله دقت کنین به این نتیجه می رسین.انسانها زاده شدن تا پیروز باشن .اما بعضیها هم وقتی اسم پیروزی را می شنون بدنشون کهیر می زنه!ما تو مسیرمون با آدمهای تنبل کاری نداریم.
از ابتدای امسال تا به امروز تو اکثر موارد و کارهام هر وقت با دوستان گرامی قراری گذاشتم و یا پیشنهادی سازنده دادم، متاسفانه برای بقیه و خوشبختانه برای خودم جواب قانع کننده ای نشنیدم! خوب باید چی کار می کردم؟من چون اهدافمو تعیین کردم سعی می کنم تا آخرین روز زندگیم هم که شده به اهدافم دست پیدا کنم و اگه هم یک درصد نرسم اتفاقی نمی افته!چون من تو مسیر زندگی تمام تلاشمو کردم اما عزیزای دلم میدونین یه قانون هم تو دنیا داریم که میگه هیچ کاری تو دنیا بی اجر و مزد نمیمونه.هر چقدر جوابهای منفی و خیر می گیرم اراده ام قویتر میشه و به اهدافم یه گام دیگه نزدیک میشم.
پس بیاین با خودمون عهد کنیم حرکت کنیم تا به برکت زندگی برسیم.فقط کافیه یه مقدار از اهدافتون فاصله بگیرین،اونوقت اطرافیان شما که اکثرشون هم خوبی شما را میخوان و دلسوزتون هستن با دلسوزیهای بی موردشون باعث می شن که شما بعد از مدتی هدفتون به کلی فراموش کنین ودر مواردی هم اطرافیان بعد از چند مدتی به شما میگن خوب چه خبر؟چی کار میکنی؟دکتر شدی؟کتابتو نوشتی؟جریان خارج رفتنت چی شد؟زن گرفتی؟شوهر نکردی؟و در مواردی هم متاسفانه بعضی ها به کنایه و طعنه حرفشونو میزنن و این خیلی برای شما گرون تموم می شه.وشما اونوقت دوباره یاد اهداف فراموش شده خودتون می افتید اما احتمال داره دیگه زمان از دست رفته باشه.پس قبل از وقوع این اتفاقات شما حرکت کنین و بزارین بقیه شما را به عنوان کسی که منتظر نمی مونه و حرکت می کنه بشناسن.
حرکت کنین و به خدا توکل کنین و بدونبن که خدا هر چی را که بند ه هاش بخوان برای اونا تدارک می بینه فقط کافیه حرکت کنین تا بتونین به اون هدف برسین.همیشه کار داشته باشین.نگذارین که خیلی بیکار باشین حتی در طول شبانه روز.البته منظور من این نیست که مثل لودر کار کنین بلکه از کارتون لذت ببرین.
پس انسانهای بزرگی مثل شماد که این مقاله را می خونن نمی ایستن حرکت می کنن پس
حرکت حرکت حرکت
به امید موفقیت شما
فرها د الوردی- زندگی موفق
خورشید هیچوقت مرا در بستر نیافت![]()
اگه میخواین بدونین که نابغه هستید یا نه و شاید بتونین بشید یا نه به فرمول جامع و کامل برایان ترسی توجه کنین.
فرمول ۱:ابتکار نو آوری و خلاقیت
فرمول۲:خود شکوفایی
فرمول۳:کمال و کامل شدن
فرمول ۴:پایبندی به خدمت و کیفیت
فرمول۵:تمرکز ذهن
فرمول۶:یکپارچگی شخصیت
فرمول۷:شهامت و مخاطره جویی
فرمول۸:همکاری و همیاری
فرمول۹:هدف گذاری
فرمول۱۰:مسئولیت پذیری
برای ساختن این ویژگی تو خودتون فقط کافیه به این فاکتور ها مجهز بشین.اونوقت شما هم یه نابغه هستین
فرهاد الوردی-زندگی موفق![]()
هویت چیست؟
در میان موجودات جهان، هیچ موجودی به اندازهٔ انسان، نیازمند شناخت و تفسیر نیست. چرا که وی ناشناختهترین موجود هستی است. انسان با آن همه قابلیتها، امکانات و استعدادهائی که از خدای رحمان الهام گرفته است. با آن همه عواطف و احساسها، با آن همه خرد و دانائی و با آن هوش سرشار که یکتا بخشندهٔ بخشایشگر در وجودش به ودیعه نهاده است، آنچنان سیستم پیچیدهای است که درک و تجزیه و تحلیل آن، علم و دانایی بسیار میطلبد.
اینکه انسان کیست با چیست، چه ماهیت و چه شخصیتی دارد، چه افکار و باورها و چه ایدهها و اندیشههائی در سر و چه رؤیاها و آروزهائی در دل میپرورد، چه میخواهد، چه میکند و ... همه و همه در بحثی بهنام بحث هویت. پاسخ داده میشود و این، باورهای شکل گرفته در انسان است که به همراه احساس و روحیهٔ او، هویت وی را تشکیل میدهد.
هویت توست که در هر لحظه تعیین میکند که تو، که باشی، چه بکنی، چه بخواهی، کجا بروی، چه بگوئی، چه واکنشی نشان بدهی و ...
هویت توست که در هر لحظه اندیشهٔ تو را میسازد. آری، اندیشهها از هویت تو دستور میگیرند و زندگی تو را شکل میدهند. بنابراین، لازمهٔ زندگی در مسیر