معرفی کتاب
اثر دکتر ژوزف مورفی
ترجمه هوشیار رزم آرا

روانشناسی موفقیت
| خواص آب نارنج | |
| مهمترین اثرات گزارش شده آب نارنج عبارتند از: ضد سرطان-ضد التهاب-ضد اکسیدان-ضدعفونی کننده- ضد اسپاسم- ضد نفخ- ضدسرفه- ضد ویروس- ضد زخمهای داخلی- محافظ قلب- معرق-هضم کننده- محرک معده- محافظ کبد-کاهش دهنده کلسترول و قند- کاهش دهنده چربی- کاهش دهنده فشارخون- کاهش دهنده اسیداوریک- محرک سیستم ایمنی بدن- مسهل- مقوی معده و آرامش بخش می باشد | |
| چاقی عمر مبتلایان به سرطان سینه را کم می کند: | |
| نتایج تحقیقات دانشمندان چینی و دانشگاه واندربیلت آمریکا نشان داد چاقی باعث کاهش احتمال زنده ماندن زنان مبتلا به سرطان سینه می شود. نتایج این تحقیق حاکی است تشخیص سرطان پستان در زنان چاق در مراحل دیرتر صورت می گیرد. علاوه بر این افزایش چربی بدن با بالا بودن میزان ترشح استروژن، تستوسترون و دیگر هورمونها، سرعت رشد و انتشار تومورهای سینه را افزایش می دهد | |
| اهمیت حفظ وزن و داشتن بدنی سالم برای زنان. | |
| مراحل مختلف زندگی مانند بارداری, شیر دهی و دوران یائسگی بر وزن زنان تاثیر دارد, بنابر این برنامه ی غذایی مناسب با فعالیت های ورزشی به زنان کمک می کند تا وزن خود را در محدوده ی سلامتی حفظ کنند و این امر کاهش مشکلات قلبی و سرطان سینه را نیز به همراه دارد. کمبود آهن و کم خونی مشکل بسیاری از زنان دنیاست, در نتیجه مصرف گوشت, ماهی و غذاهای دارای ویتامین C به جذب آهن در بدن کمک می کند. همچنین چای, قهوه و مقدار زیاد محصولات لبنی هنگامی که همراه با غذاهای آهن دار مصرف شوند موجب کاهش جذب آن در بدن زنان می شود. پزشکان توصیه می کنند زنان در برنامه غذایی خود باید بیشتر از میوه ها و سبزیجات, غلات و گوشت های کم چرب مثل مرغ, ماهی و لبنیات کم چرب استفاده کنند. کاهش چگالی استخوان و استئوپروز مشکل عمده ی زنان بعد از یائسگی است. کم شدن هورمون استروژن موجب کاهش مقدار کلسیم در استخوان ها, از دست رفتن استحکام آن ها, پیدایش استئوپروز یا پوکی استخوان و افزایش شکستگی های استخوانی می شود. در این دوران باید از مواد غذایی سرشار از ویتامین D استفاده کرد.لبنیات, حبوبات, کنجد و مغز ها دارای کلسیم هستند. همچنین ویتامین D از تخم مرغ, روغن ماهی و در معرض نور خورشید قرار گرفتن فراهم می شود. مواد مغذی که در میوه ها, سبزیجات و بعضی نوشیدنی ها مانند چای وجود دارد موجب به تاخییر انداختن پیری می شوند و در ضمن نقش مهمی در حفظ سلامت و ظاهر زیبای پوست,مو, چشم ها, لثه ها وناخن ها دارد. مواد غذایی مانند دانه ی سویا و فراورده های آن, نخود, گیلاس, آلبالو, جو و کنجد نیز موجب کاهش خطر بروز سرطان سینه و کم شدن کلسترول خون می شوند. | |
| کشف خاصیت مسکن در روغن زيتون |
|
| از تحقيقاتی که صورت گرفته چنين برمی آيد که نوع مرغوب روغن زيتون دارای يک ماده شيميايی طبيعی است که مانند يک داروی مسکن کار می کند.۵۰ گرم روغن زيتون فرآوری نشده، معادل يک دهم يک دوز داروی ايبوپروفن، اثر دارد.ماده ای که در روغن زيتون وجود دارد يعنی" اولئوکانتال" مانند يک داروی ضد التهاب موثر است.اين ماده تا آن حد قوی نيست که برای تسکين سر درد از آن استفاده شود، ولی نشان دهنده منافع رژيم های غذايی کشورهای حوزه دريای مديترانه است.رژيم غذايی کشورهای حوزه دريای مديترانه که روغن زيتون يکی از مواد اصلی آن است از مدتها قبل برای سلامتی انسان مفيد تشخيص داده شده بود، از جمله در کاهش خطر سکته مغزی، بيماری های قلبی، سرطان پستان، سرطان ريه و برخی از انواع فراموشی. ياد آور می شویم که مقدار چربی روغن زيتون زياد است و تنها در حد اعتدال بايد مصرف شود. . | |
| چاقی عمر مبتلایان به سرطان سینه را کم می کند: | |
| نتایج تحقیقات دانشمندان چینی و دانشگاه واندربیلت آمریکا نشان داد چاقی باعث کاهش احتمال زنده ماندن زنان مبتلا به سرطان سینه می شود. نتایج این تحقیق حاکی است تشخیص سرطان پستان در زنان چاق در مراحل دیرتر صورت می گیرد. علاوه بر این افزایش چربی بدن با بالا بودن میزان ترشح استروژن، تستوسترون و دیگر هورمونها، سرعت رشد و انتشار تومورهای سینه را افزایش می دهد. | |
| پیشگیری از سرطان با گوجه فرنگی |
|
| پیشگیری از سرطان با گوجه فرنگی بر اساس تحقیقات انجمن ملی سرطان انگلستان ، خوردن گوجه فرنگی از بروز انواع سرطان پیشگیری می کند که دانشمندان با مطالعه روی مردانی که 10 بار بیشتر در هفته گوجه فرنگی مصرف می کرده اند دریافتند میزان سرطان پروستات در این افراد تا 45% کاهش می یابد و گوجه فرنگی اثرات مثبتی روی سلامتی دارد و باعث کاهش سرطان پروستات کولورپتال و سینه می شود و لیکوپن موجود در آن خطرات قلبی را کاهش می دهد و اثرات مثبت آنتی اکسیدانهایی مثل لیکوپن در رژیم غذایی باعث افزایش توجه به این مواد می شود . لیکوپن عامل قرمزی گوجه فرنگی و ماده آنتی اکسیدان است که باعث از بین بردن سلولهای مخرب در بدن می شود. | |
ارتباط ویتامینها و عوارض بارداری
به گفته دانشمندان دانشگاه آدلايد استراليا، مصرف زياد ويتامينC و E، در زنان باردار از فشار خون حاملگي جلوگيري نمي كند. به نقل از پايگاه خبري health day، همچنين اين دانشمندان با بررسي هزار و 877 زن استراليايي كه 935 نفر آنها ويتامين و 942 نفر آنها دارونما دريافت ميكردند دريافتند، 6 درصد از زناني كه ويتامين ميخوردند و 5 درصد زناني كه دارونما مصرف ميكردند دچار اين بيماري شدند. همچنين آسيبهاي جنيني در گروهي كه ويتامين مصرف ميكردند 9/5 درصد و در گروهي كه دارونما دريافت كردند 12/1 درصد بود. مصرف مقدار زيادي از اين ويتامين ها نه تنها فشار خون حاملگي را كم نميكند، بلكه عوارض بارداري و جنيني را كاهش نمي دهد
مصرف زیاد قهوه برای قلب ضرر ندارد
20سال تحقيقات دانشمندان دانشگاه هاروارد حاكي است، نوشيدن مقادير زياد قهوه هيچ آسيبي به قلب نمي رساند. به گزارش رويترز، اين دانشمندان با بررسي نتايج تحقيقات انجام شده روي 128 هزار زن و مرد و رژيم غذايي، فعاليت هاي ورزشي و عادات سلامت آنها دريافتند، هيچ تفاوتي بين افرادي كه روزانه بيش از 6 فنجان قهوه مينوشند، سيگار ميكشند و آسپيرين مصرف مي كنند وكمتر چاي مينوشند و يا كمتر به انجام فعاليت ورزشي ميپردازند و مكملهاي ويتامين كمي مصرف ميكنند با افرادي كه بيشتر قهوه مينوشند، در ايجاد حملات قلبي وجود ندارد. نتايج تحقيقات اين دانشمندان در مجله گردش خون نشان داد، هيچ ارتباطي بين مصرف طولاني مدت و مقدار زياد قهوه با ابتلا به بيماريهاي قلبي عروقي وجود ندارد.
آرام ورزش کردن در سوختن چربی موثر است
آرام ورزش کردن در سوختن چربی موثر است ، نتایج تحقیقات دانشمندان دانشگاه آریستوتل یونان حاکی است ، فعالیتهای ورزشی که با شدت کمتری انجام می شوند در کاهش وزن تاثیر بیشتری دارد . به گزارش رویتر، این دانشمندان با مطالعه بر روی 14 زن دارای وزن طبیعی و دچار اضافه وزن و مقایسه تاثیر راه رفتن با سرعت ملایم بر روی تردمیل هفته ای 4 بار با راه رفتن با سرعت بیشتر در همین مدت دریافتند، وزن کسانی که به طور ملایم به انجام این فعالیت ورزشی می پردازند پس از 3 ماه به طور میانگین 3 کیلو و 171 گرم کاهش می یابد این در حالی است ک وزن کسانی که به انجام فعالیت ورزشی شدیدتر می پردازند 1 کیلو و 812 گرم کاهش می یابد.
شرمنده روی ماه همتون هستم![]()
ازینکه به ما لطف دارین و مارا تشویق می کنید.می خواستم از شما معذرت بخوام که مدتیه نمی تونم مقاله بنویسم
حقیقتش سرم خیلی شلوغه آخه دارم خودمو برای کنکور آماده میکنم و یه مقدار از برنامه خودم عقب موندم برای همین مجبورم تو این مدت باقیمونده خودموهر طور که شده برسونم.از همه شما تشکر می کنم و براتون آرزوی موفقیت سلامت برکت پیروزی و بهروزی میکنم.![]()
![]()
![]()
● روش پژوهش در روان شناسی اجتماعی
در این رشته همچون سایر علوم از روشهای معتبر علمی برای بررسی موضوعات مورد نظر استفاده میشود. از آنجا که این شاخه ، از شاخههای علوم انسانی است و با روان شناسی و علوم اجتماعی پیوند دارد، از روشهای رایج در این دو حوزه استفاده میکند. مهمترین روشهای مورد استفاده برای جمعآوری دادهها ، بسته به نوع موضوع مورد پژوهش ، مشاهده ، مصاحبه و اجرای پرسشنامه را شامل میشود. روش گروه سنجشی و سنجشهای نگرش نیز مانند علوم اجتماعی کاربرد زیادی در این شاخه دارد.
در تحقیقات بعمل آمده مطالعه رفتارهای فردی را به روانشناسی , جامعه را به جامعه شناسی و بالاخره فرهنگ را به مردم شناسی (انسان شناسی فرهنگی), اختصاص دادهاند, اکنون رفته رفته به این حقیقت وقوف حاصل گردیده است که تداخل فرد و جامعه و فرهنگ و تاثیر متقابل آنها آنچنان دائمی و مستمر است که پژوهشگری که قصد مطالعه درباره یکی از آنها را دارد, بدون مراجعه به دو بحث دیگر نمیتواند تحقیق کاملی را ارائه نماید.
● موضوعات مورد مطالعه در روان شناسی اجتماعی
مسائلی مثل رقابت در گروه , ستیزه , همکاری , سبقت جویی , رهبری و بطور کلی کنشهای متقابل گروهی از اهم موضوعاتی است که در روانشناسی اجتماعی مورد بررسی واقع میگردد, بنابراین میتوان حیطه تحقیق در روانشناسی اجتماعی را در موارد زیر خلاصه نمود:
▪ اثر جامعه در فرد از طریق اجتماعی شدن
▪ اثر فرد بر جامعه از طریق پدیدههایی مانند رهبری
▪ روابط میان افراد و کنشهای متقابل آنها در پدیدههایی مثل ستیزه , رقابت , سازگاری و ... .
رفتار فرد در گروه ، مساله همرنگی ، بررسی نگرش و تغییرات آن ، تاثیر عوامل اجتماعی روی رفتار مثلا اثر تلویزیون بر خشونت و یا تاثیر جنگها بر روان افراد و ... ، توجیه خود ، مساله اسنادها و ارتباطات و ... عمدهترین مباحث مورد علاقه روان شناسان اجتماعی است. همچنین روان شناسی اجتماعی با پدیدههای رایج و جاری اجتماعی به صورت کاربردی درگیر است. به عنوان مثال مساله استرس و بررسی عوامل اجتماعی موثر در بروز آن در جوامع پیشرفته بسیار مورد توجه روان شناسان اجتماعی است که در تلاش برای رفع این عوامل مثلا عامل ازدحام در جوامع پرجمعیت میباشند. همچنین در دهههای اخیر شاهد خدمات مهم روان شناسان اجتماعی در زمینههای مهمی چون روابط پزشک و بیمار ، واکنش در برابر اطلاعات تشخیصی ، مهار بیماری و تجربه درد بر مبنای نظریه اسنادها بودهایم.
سرانجام باید به درگیری فزاینده روان شناسان اجتماعی در مطالعه مسائلی اشاره کرد که از دستگاههای قانونی و نظامهای دادرسی سرچشمه میگیرد. در این حیطه روان شناسان اجتماعی به فرایند محاکمه ، روانشناسی شهادت ، اعتراف و ... پرداختهاند. همچنین در فرایند طرح و اجرای مقررات اجتماعی مثلا مقررات راهنمایی رانندگی از یاختههای روان شناسی اجتماعی استفاده بهینهای به عمل آمده است.
تاریخچه روان شناسی اجتماعی
توجه به تاثیر اجتماع بر فرد و تعامل فرد و جامعه موضوعی نیست که بشر صرفا در قرن بیستم و با ظهور علم روان شناسی جدید به آن عنایت کرده باشد. بسیاری از فلاسفه و حکما از زمانهای بسیار دور موضوعات روان شناسی اجتماعی را به زبان خود و با روشهای مرسوم عصر خویش مورد بحث و بررسی قرار دادهاند. از نویسندگان غربی نزدیکترین آنان به عصر ما که در این راه کوشیدهاند، نام دانشمندان فرانسوی تارد و لوبون از همه بیشتر دیده میشود.
اینان تحت تاثیر روان شناسی عصر خود به ویژه روان شناسی شارکو ، رفتارهای اجتماعی را حاصل تقلید و تلقین دانسته و هر یک از دید خود کیفیت نفوذ اجتماع بر فرد را توضیح دادهاند. این کوششها بالاخره در دهه اول قرن حاضر به نوشتن اولین کتابهای روان شناسی اجتماعی توسط راس و مکدوگال از انگلیس و وونت از آلمان انجامید. از آن تاریخ این دانش اجتماعی به ویژه در امریکا ، آهنگ رشد پرشتابی به خود گرفت و از جهات مختلف دستخوش تحول و تکامل شد.
به مرور روشهای دقیق تجربی در تار و پود این علم رسوخ کرد و نیازهای اجتماعی مسیر آن را از بحثهای صرفا نظری به جانب حوزههای کاربردی مختلف هدایت کرد. موضوعات اصلی این شاخه در طی صد سالی که از عمر آن میگذرد، تفاوت عمده نکرده است و تغییرات مشاهده شده به منظور استوار سازی روشهای تحقیق و گسترش موضوعات قبلی بوده است.
روان شناسی اجتماعی در طول عمر خود گهگاه با بحرانهایی جدی مواجه شده است که حملات پیاپی منتقدان در دهه ۷۰ نمونهای از آن است. در این دوره منتقدان درباره فایده و نیز علمی بودن آن سوالاتی بنیادین مطرح کردند، اما روان شناسی اجتماعی با درگیر شدن روز افزون در روند حل معضلات اجتماعی به تثبیت موقعیت خود در میان سایر علوم انسانی و اجتماعی پرداخته است.
● ارتباط روان شناسی اجتماعی با سایر علوم
آنچه مشخص است میان روان شناسی اجتماعی با سایر رشتههای علوم اجتماعی مرز روشنی وجود ندارد. روان شناسی اجتماعی با علوم سیاسی و اقتصادی و انسان شناسی فرهنگی همپوشی دارد و در بسیاری از جنبهها از روان شناسی عمومی قابل تفکیک نیست، به همین ترتیب با جامعه شناسی نیز نزدیک است. ای. آ. راس نویسنده اولین کتابی که با نام روان شناسی اجتماعی منتشر شد، یک جامعه شناس بود.
این رشته به طبیعت اجتماعی افراد علاقمندی خاصی دارد. برخلاف آن علوم سیاسی ، جامعه شناسی و انسان شناسی فرهنگی در کار خود به نظامهای سیاسی ، اجتماعی و فرهنگی حاکم بر محیطی که فرد در آن زندگی میکند، میپردازند. این رشتهها علاقمندند سیر جامعه را بدون آن که توجهی به فرد داشته باشند، پی بگیرند در حالیکه روان شناسی اجتماعی علاقمند است بداند چگونه هر یک از اعضای جامعه از محرکهای محیط اطراف تاثیر میپذیرد.
روانشناسی اجتماعی ارتباط مستقیمی هم با روانشناسی و هم با جامعه شناسی دارد. این رشته تاثیر متقابل فرد با گروه یا جامعه را بررسی میکند. بعبارت دیگر روانشناسی اجتماعی اثری را که جامعه یا گروه بر فرد باقی میگذارد مورد مطالعه قرار میدهد. گاه نیز در مورد بعضی از پدیدههای اجتماعی , مرز مشخصی میان روانشناسی اجتماعی و جامعه شناسی دیده نمیشوند ولی بطور خلاصه باید گفت که در ارتباط با گروه اجتماعی , جامعه شناسی اساساً و بالاخص به رفتار گروه توجه دارد و روانشناسی اجتماعی به رفتار فرد در وضعیت گروهی علاقه نشان میدهد.
از سوی دیگر روان شناسی اجتماعی شاخهای از روان شناسی عمومی است و هر دو بر یک نکته تاکید دارند؛ طبیعت بشر آن گونه که در شخص نهفته است. از این رو ، روان شناسی اجتماعی با روان شناسی عمومی همپوشی دارد، ولی با آن یکی نیست.
حفظ تعادل
ورود به دانشگاه و ایفای نقش دانشجویی الزام سازگارانه سختی است. زیر بارفشارهای تحصیلی، زندگی اجتماعی، انتخاب هدف وشغل میتوان به آسانی خم شد. اگر مشكلات شخصی نیز در كنار این فشارها وجود داشته باشد ممكن است احساس ناتوانی بیشتری كرده .... وتعادل خود را از دست بدهید. این بروشور جهت كمك به شما طراحی شده است تا بتوانید :
▪ شیوه های خودتان در مقابله با مشكلات را شناسایی كنید .
▪ تفاوتهای موجود بین راهبردهای مقابله ای مؤثر ونامؤثر را تشخیص دهید.
▪ نشانه های پریشانی را در خود و دیگران بشناسید.
▪ راههای كمك به خود یا دیگران را در مواجهه با مشكلات یاد بگیرید.
▪ اطلاعات لازم در مورد منابع موجود در خوابگاه وجامعه را بدست آورید.
بعضی از مشكلات شخصی كه ممكن است به عنوان یك دانشجوی دانشگاه تجربه كنید عبارتند از :
▪ تنهایی و انزوا
▪ فشارهای مالی
▪ فشار خانوادگی
▪ سابقه مورد حمله جسمانی قرار گرفتن یا تجربه اخیر آن
▪ محدودیتهای فرهنگی
▪ طلاق والدین
▪ مرگ یك شخص مورد علاقه
▪ اغتشاش هویت
▪ مشكلات طبی
▪ تبعیض
● چگونه با فشار مقابله می كنید ؟
همیشه نمی توان از مشكلات شخصی اجتناب كرد. بهرحال، شما بر چگونگی مواجهه یا مقابله به هنگام وقوع این مشكلات نوعی كنترل اعمال میكنید. در واقع چگونگی مقابله شما حفظ تعادل و یا از دست دادن كامل آن را تعیین میكند.
● راهبردهای مقابلهای ناكارآمد
▪ دوری از دیگران ودر پیش گرفتن انزوا یك شیوه معمول واكنش به موقعیتهای مشكل زا است. مخفی كرن احساستان در مورد بی كفایتی درك شده خود از طریق اجتناب حتی آسیب زایی بیشتری را بدنبال میآورد. مشكل جدید عبارت است ازتنها ماندن شما وعدم دریافت هیچ نوع كمك و حمایت.
▪ پناه بردن به سوء مصرف داروها، خواه الكل و خواه سایر مواد و داروها، یك راهبرد معمول دیگر است كه توسط دانشجویان جهت فرار از مشكلات و تسكین موقتی فشار از طریق خود درمانی! مورد استفاده قرار میگیرد. متأسفانه هم به موقع مصرف و هم به موقع خماری بعد از مصرف، مشكلات هنوز سرجایشان قرار دارند.
▪ اختلالات خوردن از قبیل بی اشتهایی عصبی، پرخوری روانی و پرخوری اجباری ممكن است به عنوان كوششی جهت مبارزه با احساسات ناخوشایند مورد استفاده قرارگیرند.
▪ اگر اختلال خوردن داشته باشید احتمالا بر احساسات ( ناخوشایند ) خود از طریق خوردن سرپوش گذاشته و از طریق نخوردن یا دفع غذای خورده شده، سعس در كنترل استرس خواهید داشت. مشكل این است كه احساسات و حالت فشار دوباره عود میكنند.
▪ پرخاشگری، خواه كلامی و خواه جسمانی یك شیوه منفی دیگر است كه ممكن است شما جهت مواجهه با موقعیتها و احساسهای فشارزا مورد استفاده قرار دهید. آسیب به دیگران فقط مشكلاتی جدید از قبیل احساس گناه یا انزوا را ایجاد میكند.
▪ افكار خودكشی ممكن است به سعی در خود كشی یا سایر روشهای مخرب مقابله با بحرانهای شخصی منجر گردد. اگر فكر خودكشی به سرتان بزند. احتمالا با احساس از دست دادن رابطه، فقدان احساس ارزشمندی یا از دست دادن موقعیت، از قبیل ناكامی تحصیلی مواجه هستید. ممكن است احساس ناامیدی، درماندگی از ایجاد تغییر در موقعیتها و احساس انزوا داشته باشید. افكار و اقدامهای خودكشی درواقع فراری دائمی ازمشكلات موقتی میباشد.
● راهبردهای مقابلهای
خطر كاربرد راهبردهای ناكارآمد در مواجهه با استرس این است كه آنها ممكن است حالت عادتی پیدا كرده، اعتیاد آور شده و یا حتی كشنده باشند. آنها امكان دارد خود به مشكلی جدید تبدیل شوند و عوارض خود را به امر مهم سازگار شدن اضافه نمایند. آنها هیچگاه به حل و فصل مشكل اصلی كمك نمیكنند . همه ما از هر دو شیوه منفی و مثبت مقابله در زندگی خود استفاده میكنیم.
از سه طریق می توان با بحرانهای شخصی به شیوه مثبت مقابله كرد:
۱) كشف وتصریح احساسات خود
۲) تشخیص و كنترل كردن افكار
۳) كسب حمایت از طریق بیان افكار و احساسات به فرد ( یا افراد ) مورد اطمینان.
●
سفر روح چیست؟
با یک دیدگاه واقعبینانه درمییابیم که سفر روح تنها به معنای فرافکنی یا ماوراءالطبیعه نیست. سفر روح میزان ارتعاشات آگاهی فردی است که ما میتوانیم از طریق آن، میزان دانائی و توان درونی خود را بالا ببریم، متأسفانه هندوها و لاماهای تبتی معنی اصلی سفر روح را به موضوعات سایپولوژی سوق دادهاند و افرادی چون لوبسانگ رامپا و سایر شخصیتهای دیگر به موضوعات فراطبیعی آن اهمیت زیادی دادهاند که این خارج از منطق و قوه عقل سلیم است زیرا سفر روح به شیوههای فرافکنی نمیتواند بازتاب معنی اصلی آن باشد. بهطور مثال تمرکز نمودن، انسجام فکر و جهت دادن آن به درون میتواند نوعی سفر روح سالم باشد که قادر است هم امنیت روانی و آسایش ذهنی فرد را تضمین کند هم توانائی او را بالا ببرد.
انرژی بحث دیگری است که در خصوص نوع انرژی، کمتر فردی پیدا میشود که تفاوت نیروهای لطیف درونی و انرژیهای بیرونی را تشخیص دهد در حالی که این دو متضاد هم هستند.
سفر روح سالم در پناه امنیت کامل استاد درون شکل میگیرد، نیروی کیهانی استاد درون و برقراری ارتباط با آن، میتواند فرد را با امنیت کامل در سفر روح یاری دهد. خروج از جسم فن سادهای نیست و اصولاً در صورت ادغام تمرینات زیاد و عدم هماهنگی و نظم در میان آنها مشکلساز است. ما زمان زیادی را صرف خروج از جسم مینمائیم اما آیا واقعاً با نیروهائی که به درون خودجذب میکنیم آشنائی داریم؟ آیا میدانیم این نیروها چه تأثیراتی در روند درونی و ساختار ذهنی ما ایجاد میکنند؟ از جمله مواردی که باید به آن اشاره نمود این است که چگونه با تمرینات سفر روح، میتوانیم نیروهای زیادی را که جذب نمودهایم تخلیه کرده و آنها را به تعادل برسانیم، اگر به طریقهٔ تخلیه این نیروهای اضافی و روش ایجاد تعادل آشنا نباشیم سه حالت ناخوشایند زیر برای ما پیش میآید:
۱) گوشهگیری و درونگرائی
۲) دوری از مسئولیتها و پذیرش زندگی واقعبینانهٔ فعلی
۳) بروز استرسهای بیمورد و پریشانی افکار
شكست و موفقیت، دو روی یك سكه اند
با رفتن به اعماق درون است كه می توان گنجینه های حیات را بازیافت «ژوزف كمبل»
آیا شكست موجب عقب نشینی می شود؟بله! بله! بله این هم نظری است! شاید این یك تست خودسنجی باشد برای شما و این كه چگونه به این مسأله نگاه می كنید. این روزها تب و تاب امتحانات و كنكور به جان بچه ها و خانواده ها افتاده و اضطراب زیادی را ایجاد كرده است. البته این اضطراب و پیامدهای ناشی از آن شامل همه نمی شود. اما، خب وقتی كه اضطراب ایجاد شود، مسائلی را به دنبال می آورد كه گاهی كنترل و مدیریت بر آنها مشكل و گاهی هم غیرممكن می شود.
- می تونم باهاش صحبت كنم؟ شاید بتونم یه جوری كمكش كنم!
- گمان نمی كنم! از همه بریده! چند روزیه كه رفته تو اتاقش و درو روی خودش بسته!!
- آخه چرا؟ دنیا كه به آخر نرسیده!
- چی بگم! از این كه نمره نیاورده، از این كه مشروط شده و از این كه فكر نمی كنه تلاش دوباره اونو نجات بده، بدجوری بهم ریخته!!
حس كنجكاوی راحتم نمی گذاشت. اگرچه دوست ندارم به صحبت های خصوصی دیگران گوش بدهم، اما ناخواسته وارد جریان صحبت های ۲ خانمی شدم كه در تاكسی و كنار من نشسته بودند و موضوع صحبتشان افت تحصیلی دختر یكی از آنها بود.
دخترخانم با رفتارهایش زندگی را بر خود و اهل خانه حرام كرده بود.
این روزها بچه های زیادی را برای مشاوره و برنامه ریزی درسی به مراكز مشاوره ارجاع می دهند.
بسیاری از خانواده ها از نداشتن انگیزه بچه ها گله مند هستند. عده ای از افت تحصیلی آنها و گروهی دیگر از رفتارهای بچه ها شكایت دارند. از این كه نگران هستند، اضطراب دارند، ناامید هستند و قافیه را باخته اند.
در برنامه ریزی درسی و به طور كلی در برنامه ریزی برای زندگی بایستی همه جوانب، امكانات، توانایی ها، فرصت ها و... در نظر گرفته شده و لحاظ شود. و انتظارات فرد و اطرافیان در حد توانایی ها و امكانات باشد.
اما گاه به دلایل مختلفی، حداقل انتظارات نیز برآورده نمی شود. این جاست آنهایی كه تحمل و ظرفیت كمتری برای رویارویی با مشكلات و مسائل (شكست، نشدن و باختن...) دارند، درهم می شكنند! ناامید می شوند! و طوری وانمود می كنند كه همه درها و راه ها به رویشان بسته شده و دنیا به آخر رسیده است!!؟
اما آیا شكست و یا موفقیت در مسأله ای پایان همه كارهاست؟
برخی تصور می كنند كه شكست، زندگی و آینده آنها را تهدید می كند و با اعتقاد به این باور غلط روحیه خود را می بازند و دست از تلاش مجدد برمی دارند.
اما گروه دیگری برخورد فعالی با شكست و موفق نشدن دارند. به نظر آنها: «شكست در هر كاری، پایان كار نیست، بلكه خود می تواند آغازی دیگر برای آن كار باشد».
این افراد از شكست، بهره برداری مناسب می كنند. این ها وقتی در كاری شكست می خورند، راه های رفته را بررسی می كنند تا ببینند اشكال كار در كجا بوده و پس از كسب آگاهی های لازم، دوباره مشغول به كار می شوند و این بار سعی می كنند اشتباهات گذشته را تكرار نكنند.
در واقع شكست موجب تجدیدنظر در روش وانجام كار و در نتیجه انجام دقیق تر و صحیح تر آن می شود.
● احساس موفقیت در تصویرهای ذهنی!
«تصویر ذهنی، همان تصوری است كه هر یك از ما از خویشتن خویش داریم و این تصویر از باورهایی كه از خودمان داریم، ساخته شده است. اما بی آن كه بدانیم، بیشتر این باورها در اثر تجارب گذشته؛ موفقیت ها و شكست هایی كه داشته ایم، احساس حقارت، پیروزی و رفتاری كه دیگران با ما داشته اند، شكل گرفته و ذهن ما از مجموعه آنها تصویری ساخته است و این همان تصوری است كه از خود داریم:
- من اینگونه ام!
- من آن گونه ام!
- من می توانم!
- من نمی توانم!
- من برنده ام!
- من بازنده ام
و...
اگر ما خود را توانا، خلاق، زیبا، دوست داشتنی، سخت كوش و موفق تصور كنیم، این ها در عملكرد ما تأثیر می گذارد و موجب موفقیت ما در انجام كارها می شود و اگر خود را ناتوان، ضعیف، كوچك، تحقیر شده، نازیبا و ناخواستنی تصور كنیم، به همین ترتیب در كارها موفقیت نصیب ما نخواهد شد.
پس می توان گفت: همه اندیشه ها، احساسات، رفتار و توانایی های ما براساس این تصویر ذهنی شكل می گیرد. اما در عین حال تصویر ذهنی قابل تغییر است! اگرچه بر اثر باورها و تجارب گذشته شكل گرفته باشد.
● تصویرهای ذهنی خود را تغییر دهید
اگرچه تغییر تصویرهای ذهنی مشكل است، اما هركس می تواند تصویر تازه ای از خویشتن خویش را برای خود بسازد.
به طور مسلم یك شخصیت ناخشنود و شكست جو، نمی تواند تنها با كمك تصمیم و اراده، تصویر ذهنی خود را تغییر دهد. برای این منظور باید زمینه و توجیهی وجود داشته باشد.
با این تصور كه خداوند همه انسان ها را برای موفق شدن آفریده، پس هر انسانی به قدرتی بزرگ تر از خود دسترسی دارد. قدرتی كه همه ابزارهای لازم را برای موفقیت و كمال در اختیار او گذاشته است.
و اگر شما را برای موفقیت و خوشبختی طراحی كرده باشند، در این صورت، تصویر كهنه ای كه از خود دارید و براساس آن احساس شكست، بدبختی و ناكامی می كنید، مردود است. شما می توانید با تمرین های گوناگون، تصویر ذهنی خود را تغییر دهید و با كمك مكانیزم خلاق درونی، بهترین «خویش» خود را پیدا كنید!
كافی است كه در خیال خود، خویشتن مورد نظر خود را مجسم كنید و خودتان را در نقش تازه ای كه مایل هستید ببینید.
پیشنهاد می كنم؛ در ذهنتان تصویری از خود بسازید! با همه ویژگی ها و توانایی هایتان. تصویری واقعی از ویژگی های مثبت وجود خود!
ضعف ها و ناتوانی های خود را نیز نادیده نگیرید. بلكه آنها را در برنامه تغییر رفتارهای نامطلوب خود بگنجانید. روانشناسان معتقدند؛ بسیاری از اوقات، ما خودمان را كمتر از آنچه هستیم می پنداریم.
با این حساب بیایید ببینیم چگونه می توانیم حقیقت خود را بشناسیم؟
● بهترین تصویر ذهنی
در همه كتاب های مقدس آمده است كه «خداوند انسان را در تصویر خویش آفرید.»
در قرآن كریم، خداوند درباره خلقت انسان فرموده است: «از روح خود در او دمیدم.»
اگر بپذیریم، نقاش به عمد تصویر بدی را نمی كشد، پس چگونه خداوند قادر مطلق و مهربان كه بندگانش را اشرف مخلوقات قرار داده است، موجودی حقیر بیافریند؟
احساس خواری، درماندگی، حقارت و ناتوانی، ناسپاسی به پروردگار است.
● هدف های ارزشمند
احساس پوچی، نشانه فقدان زندگی خلاق است. وقتی فردی چنین احساسی را دارد، به طور حتم هدف ارزشمندی برای خود تعیین نكرده است. شاید هم استعدادها و تلاش خود را برای رسیدن به یك هدف مهم، به كار نگرفته است. انسان بدون هدف، زندگی را پوچ و بی ارزش می بیند! احساس پوچی راه های رسیدن به موفقیت را می بندد و انسان را در دایره بسته ای اسیر می سازد. این احساس مانع از تلاش و قبول مسئولیت می شود.
● ویژگی های افراد موفق
برای شناختن شخصیت افراد موفق باید ویژگی های شخصیت آنها را مورد توجه قرار داد.
به اعتقاد «ماكسول مالتز»؛ ویژگی های افراد موفق «موقعیت شناسی، تفاهم، شهامت، خیرخواهی، مناعت، خودشناسی و اعتماد به نفس» آنهاست. او می گوید:
- ما نمی دانیم به دنبال چه هستیم؟ ناكامی های ما حاصل سوء تفاهمات ماست. تفاوت میان آدم موفق و ناموفق تنها در نقطه نظرها و توانایی های بهتر و بیشتر نیست بلكه مسأله شهامت است كه فرد موفق روی نقطه نظرهایش از خود نشان می دهد. خطرات حساب شده را می پذیرد و دست به عمل می زند.اگر خواهان موفقیت هستید لازمه اش شهامت است.
شخصیت های موفق به دیگران هم اهمیت می دهند و برای همنوعانشان احترام قائل می شوند. مسائل و نیاز های آنها را نیز در نظر می گیرند. به حرمت شخصیت انسان ارج می نهند و با دیگران همان گونه كه زیبنده انسان ها است، رفتار می كنند.
● احترام به خود
خیلی ساده باید بپذیریم كه دست كم گرفتن خویش، فروتنی و شكسته نفسی نیست. بلكه ایراد و گناه است!
مناعت آن است كه انسان قدر و ارزش خود را بداند.
چگونه است كه انسان در عظمت ماه و ستارگان، دریا و زیبایی گل یا غروب خورشید در می ماند اما خود را كم بها می داند؟ آیا خالق آنها، آفریدگار انسان نیست؟
قدر ارزش های خود را دانستن، خودخواهی و خود بینی نیست اعتماد به نفس است!
هر كاری با اعتماد به نفس به موفقیت می رسد. و موفقیت خود موفقیت تولید می كند.
حتی یك موفقیت كوچك نیز می تواند قدمی برای موفقیت های بعدی باشد.
كسانی كه اعتماد به نفس پائینی دارند، آنهایی هستند كه موفقیت های گذشته را فراموش كرده و فقط شكست ها را در خاطر نگه می دارند.
با ایجاد تصویر ذهنی بهتر؛ توانایی ها، استعدادها و قدرت های جدیدی ایجاد نمی كنید! بلكه همه اینها را دارید و در واقع مورد استفاده قرار می دهید.»
روانشناسان معتقدند كه «اگر در چشم ذهن خود تصویر با دوامی را مجسم كنید، به سویش كشیده خواهید شد. اگر خود را شكست خورده تصور كنید، پیروزی برایتان غیر ممكن می شود و اگر خود را موفق ببینید، به پیروزی و موفقیت می رسید.» و این كه؛ احساسات منفی مانع موفقیت هستند. پشت كردن به احساسات منفی و به یاد آوردن موفقیت های گذشته، اعتماد به نفس را افزایش می دهد و راه های رسیدن به هدف ها را هموار می سازد.
۲) آلفرد آدلر)؛ از نظر آدلر، تمامی شرارت ها از جنگ گرفته تا تنفر نژادی از نبود علاقه اجتماعی (احساس اجتماعی) ناشی می شوند. علاقه اجتماعی همان استعداد فطری فرد برای همکاری کردن با دیگران جهت دستیابی به هدف های شخصی و اجتماعی تعریف می شود.
درجه تحقق این استعداد فطری به تجربه های اجتماعی اولیه ما بستگی دارد. هیچ کس نمی تواند به طور کامل از مردمان دیگر یا وظایفی که نسبت به آنها دارد، دوری کند. از قدیم ترین ایام، مردم در خانواده ها، قبیله ها و ملت ها اجتماع کرده اند. جامعه ها برای حفاظت و بقای انسان ضروری اند. بنابراین همیشه لازم بوده است که مردم با یکدیگر همکاری کنند و علاقه اجتماعی خود را نشان دهند. فرد برای تحقق بخشیدن به هدف های شخصی و مشترک باید با جامعه همکاری و در آن مشارکت کند.
علاقه اجتماعی شامل مواردی مانند کمک به دیگران، پذیرفتن افراد، همکاری با آنها و... است. پژوهش ها نشان می دهد علاقه اجتماعی همبستگی مثبت با خودشکوفایی و سازگاری هیجانی دارد. ضمناً علاقه اجتماعی در زنان بیش از مردان است و در هر دو جنس با بالا رفتن سن افزایش می یابد.
۳) اریک فروم)؛ از نظر فروم چهار تیپ شخصیتی وجود دارد؛ تیپ مرده گرا، زنده گرا، مال پرست و هستی گرا. منش مرده گرا (گرایش غیرخلاق)، مجذوب مرگ، جنازه ویرانی و غیره است. اینگونه افراد هنگام صحبت کردن از بیماری، مرگ، کفن و دفن به نظر شادتر می آیند.آدولف هیتلر نمونه یی از تیپ مرده گرا بود. البته همه این افراد وحشی نیستند. برخی از آنها ظاهراً بی آزارند اگرچه آنها ردی از نابودی عاطفی را به دنبال خود باقی می گذارند و وجود چنین افرادی به گسترش جنگ ها دامن می زند. تیپ مخالف یعنی منش زنده گرا، گرایش خلاق دارد. این افراد عاشق زندگی، مجذوب رشد، آفریدن و سازندگی هستند. اکثر افراد آمیزه یی از هر دو تیپ هستند. فروم در تدوین این دو تیپ شخصیتی به نوعی به اندیشه های فرویدی بازگشت دارد.
۴) دیدگاه شناخت گرایان)؛ از دیدگاه روان شناسان شناختی و تحولی همچون پیاژه جنگ می تواند حاصل خودمیان بینی تجربی باشد. خودمیان بینی تجربی یکی از مراحل طبیعی تحول و رشد کودک است که کودک در آن، بین نقطه نظر خود و نقطه نظر دیگری نمی تواند تفاوتی قائل شود و تصور می کند جهانی که خود می نگرد، همان جهانی است که دیگری می نگرد. یعنی کودک همه چیز را بنا بر الگوی تجربه شخصی خود درک می کند و نمی تواند خود را به جای فرد مقابل گذاشته و از زاویه دید او مساله را ببیند.
هرچند که در نوشته های پیاژه، اشاره صریحی به مساله جنگ وجود ندارد، لیکن می توان چنین استنباط کرد که چنانچه خودمیان بینی تجربی دوره کودکی به درستی در خلال تحول حل نشده باشد، هر یک از طرفین درگیر، با اصرار بر شرط ها، ملاک ها و معیارهای خود و عدم پذیرش قواعد طرف مقابل، راه حل های دیپلماتیک را عقیم خواهند گذاشت.
ضمن آنکه گویی از نظر هر یک از طرفین، ریختن خون افراد ملت مقابل، مباح است ولی کشته شدن ملت خودش، نوعی وحشیگری سبعانه است و این یعنی عدم توانایی خود را جای دیگری گذاشتن و از زاویه نگاه او دیدن. فارغ از نظریه پردازی درباره علل روانی پیدایش جنگ ها، آثار هرگونه درگیری، خشونت و جنگ چنان زیان بار و بلندمدت است که اینشتین به خود اجازه می دهد همه جنگ ها را با یک چوب براند و بدون لحاظ کردن مسائل ارزشی و... بگوید «هیچ جنگ خوب و هیچ صلح بدی وجود ندارد». از نظر روان شناسی افزایش اختلالات خلقی عمده و اختلالات شخصیت، اختلال استرس پس از سانحه یا PTSD و اختلالات اضطرابی از مهمترین پیامدهای خشونت و جنگ است که تا سال ها پس از اتمام جنگ ادامه خواهد یافت.
اثرات مخرب جنگ بر کودکان اعم از اختلال در رابطه کودک با دیگران و نگرش وی نسبت به زندگی، داغدیدگی، سرخوردگی، بی اعتمادی، نگرانی و افسردگی واقعیتی غیرقابل انکار است و همه این آثار سوء هشداری است به اندیشمندان و سیاستگذاران جهان اعم از خرد و کلان که در راه صلح بکوشند و به همان اندازه که برای جنگ،تلاش می کنند، برای صلح نیز آماده فداکاری باشند.
جنگ از منظر روان شناسان
جنگ یکی از کهن ترین مقولات و پدیده هایی است که در طول تاریخ مورد توجه تمامی جوامع بشری بوده است. تاریخ جنگ شاید همزاد هبوط انسان بر زمین و حتی قبل از آن در برادرکشی قابیل باشد. دوران طلایی حیات بشری در فضای صلح، که در آن در هیچ نقطه یی از عالم درگیری و جنگ نباشد، شاید حتی کمتر از ۲۵۰ سال باشد.
اینکه چرا تاریخ جنگ بسی طویل است و زمان صلح بسی اندک، معمایی است که پاسخ صریح و جامعی ندارد، چرا که جنگ ها دلایل گوناگون عمدتاً سیاسی- اقتصادی دارند و در این میان، عوامل جامعه شناختی و روان شناختی موثر که لایه های زیرین این دلایل را تشکیل می دهند، اغلب از دید تحلیل گران و اندیشمندان پوشیده می ماند.
در این مجال اندک، برآنیم که دلایل روان شناختی شروع و ادامه جنگ ها را از منظر روان شناسانی چون زیگموند فروید، آلفرد آدلر، اریک فروم و پیاژه بررسی کنیم.
۱) فروید). از نظر بنیانگذار مکتب عظیم روان کاوی- فروید- غرایز که منبع انرژی اختصاصی برای رفتار انسان هستند، در جست وجوی کاهش تنش و ارضای نیاز هستند. فروید غرایز را به سابقه کلی غرایز زندگی و غرایز مرگ (پرخاشگری) تقسیم بندی می کند. غریزه زندگی از طریق جست وجوی ارضای نیازهای غذا، آب، هوا و مسائل جنسی با هدف بقای فرد و نوع در جهت رشد و نمو هستند.
در مقابل غریزه زندگی، غریزه مرگ وجود دارد. فروید با الهام از زیست شناسی مدعی شد از آنجا که همه موجودات زنده، فاسد می شوند و می میرند و به حالت بی جان اولیه خود برمی گردند، پس در انسان نیز میل ناهشیاری به مردن وجود دارد و یکی از مولفه های غریزه مرگ، سائق پرخاشگری است. یعنی میل به مردن به صورت وارونه علیه هدف های غیر از فرد برمی گردد و ما را به نابود کردن، غلبه کردن و کشتن وا می دارد. فروید پرخاشگری را همانند میل جنسی جزء ضروری ماهیت انسان می پنداشت.
با چنین مبنای فلسفی، ناگفته پیدا است که از نظر فروید با توجه به ماهیت پرخاشگرانه بشری، اجتناب از جنگ امری دشوار است. وی در پاسخ به سوالات آلبرت اینشتین در خصوص چرایی جنگ ها می گوید؛ «مخاطبان اصلی پرسش «چرا جنگ» دولتمردان جهان اند و نه او و بعد اضافه می کند که مفهوم غریزه زندگی و در مقابل آن غریزه پرخاشگری یا تخریب، بیان تئوریک همان تضاد میان عشق و نفرت است. هر کنش و رفتاری به گونه یی خودانگیخته، آمیزه یی از عشق و تخریب است. قاعدتاً انگیزه های بسیاری باید همزمان با هم تلاقی کرده و بر هم تاثیرگذارند تا کنش و رفتار انسان امکان پذیر شود. حال وقتی انسان ها به جنگ فراخوانده می شوند، انگیزه های درونی مختلفی پاسخگوی توافق آنها با جنگ است.
وقوع وحشیگری های بی شمار در تاریخ موید وجود و قوت چنین تمایلاتی است و مسلماً آمیزش تمایلات و تلاش های تخریبی با دیگر غرایز لیبیدویی و معنوی ارضای آنها را آسان تر می سازد.»
به رغم اینکه فروید بر وجود غریزه پرخاشگری صحه گذاشته و بر آن تاکید می کند، لیکن معتقد است هدف محو کامل تمایلات پرخاشگرانه انسان ها نیست بلکه باید کوشید این گرایش به گونه یی هدایت شود که منجر به جنگ نشود.
وی می گوید؛ «حال اگر تمایل به جنگ از غریزه تخریب سرچشمه می گیرد، می توان با استمداد از رقیب او یعنی غریزه عشق، به سادگی دستورالعمل مقابله با جنگ را در آموزه اسطوره غریزه یافت. هرآنچه موجب پیوند احساسی میان انسان ها شود باید در مقابله با جنگ به کار گرفته شود. این پیوندها دو گونه اند؛ یکی در روابطی نظیر روابط عاشقانه حتی به مفهوم افلاطونی آن. آنگاه که روانکاوی از عشق سخن می گوید شرمنده نیست چرا که دین هم به بیانی دیگر همین را می گوید؛ دیگران را همانند خودت دوست بدار.
نوع دیگر این پیوند از طریق احساس یگانگی و همانندی پدید می آید. وجوهی که اشتراک مساعی استواری میان انسان ها پدید آورد، به تحکیم یگانگی و همانندی یاری می رساند. در واقع نگرش روانی که فرآیند تکامل فرهنگی (تمدن) به ما تحمیل کرده است، شدیداً در تضاد با جنگ قرار دارد.
از میان ویژگی های روان شناختی این تکامل فرهنگی، دو ویژگی از اهمیت بیشتری برخوردارند؛ یکی قدرت یابی عقل که بر زندگی غریزی غلبه کرده و دیگری درونی شدن تمایلات پرخاشگرانه با همه پیامدهای سودمند و تمام عواقب خطرناکش. فروید در انتهای نامه اش در پاسخ به اینشتین می گوید؛ «تا کی باید به انتظار نشست تا دیگران نیز صلح طلب شوند؟ نمی دانم، اما شاید خیالبافی نباشد اگر به تاثیر دو عاملی که در آینده یی نه چندان دور به جنگ و جنگ طلبی خاتمه خواهد داد، امید ببندیم؛ یکی نگرش فرهنگی و دیگری ترس موجه از جنگ آتی. نمی توان حدس زد که این راه از چه پیچ و خم هایی خواهد گذشت. اما به جرات می توان گفت هر آنچه تکامل فرهنگی را تقویت و تسریع کند بی گمان کاربردی مثبت علیه جنگ دارد.
در هر حال من از شما معذرت می خوام که مطالبم پست نشد
خیلی سعی کردم از درسم هم موندم ببخشید![]()
من واقعا" اعتراض دارم
سرعت خیلی پایینه
از دوستان معذرت می خوام با این وجود آیا ما به مراحل پیشرفت خواهیم رسید؟
ما که خوش بینیم اما زمانشو دقیقا" نمی دونیم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
من اعتراض دارممممممممممممممممممم