● روش تقطیع و فراخنای حافظه
در مورد اکثر افراد گنجایش حافظه کوتاه مدت نمیتواند به بیش از ۲±۷ افزایش یابد. با وجود این میتوان اندازه قطعهها را افزایش داد و از این راه بر تعداد مادهها در فراخنای حافظه افزود. به عنوان مثال برای یادآوری ۱۲ رقم ۹۲-۳۱۸-۱۴۹۹-۲۳۱ میتواند آنها را در سه دسته چهارتایی دسته بندی کرد: ۱۸۹۲-۴۹۹۳-۲۳۱۱ و به راحتی ۱۲ رقم را یادآوری کرد.
● روش تصویر سازی ذهنی و رمز گردانی
هر وقت یک جفت واژه با یک تصویر ذهنی به هم ربط داده شوند، یادآوری آنها ، آسانتر میشود. هنگامی که ما دو واژه پروانه و کتاب را با یک تصویر ذهنی به هم ربط میدهیم، احتمالا یک پیوند معنادار بین آن دو برقرار میکنیم. این اصل عمده زیربنای بسیاری از نظامهای یادیار است. روش مکانها و روش واژه کلید از انواع نظامهای معروف یادیار هستند.
● روش مکانها
این روش به ویژه در مواردی موثر است که با ردیف منطقی از مادههای دلبخواهی مانند واژههای نامربوط به یکدیگر سروکار داشته باشید. گام نخست این است که ردیف منظمی از مکانهای مختلف را به خاطر بسپارید. مثلا مکانهایی که ضمن قدم زدن در خانه خود با آنها برخورد میکنید. پس از این که توانستید قدم زدن ذهنی را راحت انجام دهید، شروع میکنید به ساخت یک تصویر ذهنی که در آن اولین واژه با اولین مکان ربط داده شده است و دومین واژه با دومین مکان و الی آخر.
● روش واژه کلید
در یادگیری واژگان زبان خارجی میتوان از این روش سود جست. برای مثال فرض کنید میخواهید یاد بگیرید که واژه اسپانیایی Caballo به معنی horse انگلیسی (اسب) است. روش واژه کلید دو مرحله دارد:
▪ مرحله اول:
یافتن بخشی از واژه اسپانیایی است که با یک واژه انگلیسی هم صدا است. از آنجا که Caballo به صورت Cab-eye-yo تلفظ میشود، eye میتواند به عنوان واژه کلید بکار رود.
▪ مرحله دوم:
ساختن یک تصویر ذهنی است که واژه کلید را به معادل انگلیسی واژه اصلی پیوند میدهد. مثلا یک اسب که بر یک چشم (eye) بسیار بزرگ لگد میزند. این تصویر ذهنی یک رابطه معنادار بین انگلیسی و معادل اسپانیایی آن برقرار میکند که برای به یاد آوردن آن ابتدا واژه eye و سپس تصویر ذهنی ذخیره شده که رابط eye و horse است، را بازیابی میکند.
● روش بسط معنایی در بهسازی حافظه
هرچه معنای مادهها بیشتر بسط بدهیم، آنها را بهتر به خاطر میآوریم. به سخن دیگر هرچه پیوندهای بیشتری بین مادهها ایجاد کنیم، بر تعداد راههای بازیابی افزوده میشود. اگر میخواهید چیزی را به یاد آورید، معنای آن را بسط دهید. برای بسط دادن به یک مطلب میتوانید سوالات متعددی برای خود مطرح کنید و به آنها پاسخ دهید.
● روش استفاده از بافت در بهسازی حافظه
از آنجا که بافت نشانه بازیافتی نیرومندی است میتوان با بازآفرینی بافتی که یادگیری در آن صورت گرفته، حافظه را بهبود بخشید. مثلا اگر جلسات درسی شما همیشه در اتاق معینی تشکیل شود، شما در این اتاق بهتر از هر جای دیگری مطالب آن درس را به یاد خواهید آورد، چون بافت آن اتاق بهترین نشانه بازیافتی برای مطالب درس شما محسوب میشود.
با این وجود اغلب اوقات وقتی میخواهیم چیزی را به یاد بیاوریم، نمیتوانیم عملا به بافتی باز گردیم که یادگیری در آن صورت گرفته است. مثلا وقتی میخواهید نام یک همکلاسی دوره دبیرستان خود را به یاد بیاورید و نام او فورا به ذهن شما نمیآید، صرفا برای به خاطر آوردن آن روانه دبیرستان دوره تحصیل خود نمیشوید. در چنین موقعیتهایی میتوانید بافت را بطور ذهنی بازسازی کنید.
● روش سازمان دهی در بهسازی حافظه
روش سازمان دهی به این دلیل بازیابی را بهبود میبخشد که بر کارآیی پیگردی در حافظه میافزاید و به نظر میرسد که ما میتوانیم اطلاعات بسیار زیادی را یاد اندوزی و بازیابی کنیم. به شرط این که این اطلاعات را سازمان داده باشیم. با مشخص کردن مطالبی از یک فصل درسی که باید به خاطر سپرده شوند، با توجه به عناوین و سر فصلهای بیان شده ، چارچوب کلی درس را ترسیم و سازمان دهی میکنیم. این کار هم از سوی معلم و هم از سوی خود فرد یادگیرنده قابل انجام است، اما زمانی که توسط خود یادگیرنده انجام میشود، تاثیرات قویتری خواهد داشت.
● روش تمرین بازیابی در بهسازی حافظه
در این روش که به صورت تمرین بازیابی انجام میشود، میتوانید درباره مطلب مورد یادگیری سوالاتی از خود مطرح کنید. بعد میتوانید بخشهای معینی را که در دور اول برایتان مشکل بود، مجددا بخوانید تا بهتر درک کنید.
● روش پس ختام
یکی از معروفترین فنون بهسازی حافظه روش پس ختام نام دارد. این روش ۶ مرحله مشخص دارد که حروف اول آن وقتی در کنار یکدیگر قرار میگیرند، نام این روش پس ختام را میسازند.
این مراحل عبارتند از:
۱) پیش خوانی
۲) سوال کردن
۳) خواندن
۴) تفکر
۵) از حفظ گفتن
۶) مرور کردن
یادگیرنده در مرحله اول مطلب مورد نظر را پیش خوانی میکند تا یک برداشت کلی از موضوعات و قسمتهای مهم آن داشته باشد. در مرحله دوم فرد درباره هر بخش سوالهایی را طرح میکند و در مرحله سوم هر بخش را به قصد پاسخ دادن به سوالهایی که طرح کرده میخواند. در مرحله چهارم به تفکر در مورد مطالب خوانده شده و روابط بین آنها میپردازد و در انتهای هر بخش از کل مطالب مورد نظر برای یادگیری اقدام به از حفظ گفتن میکند و زمانی که تمام بخشها را به ترتیب مطالعه کرد، مرحله ۶ یا مرور کل مطالب را انجام میدهد.
+ نوشته شده در یکشنبه
1386/04/10ساعت 6:46 قبل از ظهر  توسط فرهاد الوردی
|
قبول احساسات
هرگاه زیر بار فشارهای زندگی قرار میگیریم و بحرانی عاطفی را تجربه میكنیم، احساسهای معینی در همه ما ایجاد میشود.
اضطراب عبارت است از احساس عصبیت، آسیب پذیری، ترس و فقدان كنترل و فقدان اعتماد به خویشتن. اضطراب پاسخی است به ادارك تهدید، از قبیل اجبار به دادن امتحان .
افسردگی احساس غمگینی عمیق است و اغلب پاسخی است به فقدان یا ناكامی اداراك شده و شامل احساس ضعف، نا امیدی و بی ارزشی میباشد .
خشم احساس ناكامی عمیق بوده و پاسخی است به این باور كه آنچه را كه میخواستید بدست نیاوردهاید ویا با شما بطرز غیر منصفانهای برخورد شده است .
این احساسات طبیعی هستند،احساس اضطراب، افسردگی یا خشم در مواردی قابل فهم و طبیعی بوده وحتی در رابطه با فشارهای زندگی دانشجویی در مواردی غیر قابل اجتناب هستند. این احساسات وسیلهای برای بدن و روان شما جهت بیان وجود فشارهای زیاد، اجبار به انجام كارهای فراوان و نداشتن حمایت كافی میباشد.
● دیدگاه خود را داشته باشید
▪ استفاده از احساسات
آگاه شد از احساست خود اولین گام برای حل و فصل مشكل است . در نتیجه این عمل به جای برون ریزی پرخاشگرانه یا استفاده از رفتارهای خود تخریب گر شما شیوه ای موثر برای بیان مستقیم و جرأتمند احساسات خود پیدا میكنید. به رسمیت شناختن صریح احساسات خود به شما كمك میكند، تا با توجه به هشدارهای زیر جلوی از دست رفتن كامل تعادل خود را بگیرید:
▪ منابع حمایت كننده برای خود پیدا كنید
▪ تفكر خود را تجزیه و تحلیل كنید
▪ نیازهای خود رامشخص كنید
▪ خود را آماده كنید
▪ اطلاعات مورد نیاز را بدست آورید
▪ محدودیت های خود را بشناسید
▪ در صورت لزوم تغییراتی ( در خود واهداف خود....) ایجاد كنید
اگر توسط مشكلات احساس فشار شدید می كنید ، قبل از بررسی احساسها و افكارتان و یا سعی در تسكین مشكل به جستجوی حمایت بپردازید. زیرا وقتی تنها هستید، حفظ دیدگاه خودتان كاری سخت خواهد بود.
● آگاه شوید
وقتی در حال تجربه فشار روانی هستید، می توانید حادثه یا موقعیت ایجاد كننده آن را بشناسید. همچنین میتوانید احساس خود نسبت به آن حادثه را شناسایی كنید. بهر حال، ممكن است از افكار یا خود گوییهایتان در مورد خود یا حادثه با خبر نگردید( گرفتار (شدهام ! این وحشتناك است!من اكنون هرگز قادر به انجامش نیستم!) . این افكار تاثیر شگرفی بر چگونگی احساس وعمل دارند .
گاهی افكارتان ممكن است بر علیه خودتان باشد. در نتیجه یادگیریها و تجارب گذشته، تعبیرو تفسیر شما از حوادث یا تفكرتان در مورد خودتان تحریف می گردد. ممكن است به صورت منطقی فكر نكنید و اداراكات شما كاملا متفاوت با واقعیت خارجی یا دیدگاههای دیگران گردد .
از طریق افكار غیر منطقی و خود گویی های منفی، ممكن است بصورت نادانسته احساس تحت فشار بودن خود را افزایش دهید. بگذارید به بعضی از راههای معمول تحریف مشكلات بپردازیم .
● تفكر غیر منطفی
نتیجه گیری شتابزده حتی در غیاب شواهد مشخص در حمایت از مفروضه، به یك مفروضه منفی منجر می شود( او باید مرا دوست نداشته باشد زیرا قرار ملاقاتمان را بهم زد. )
شخصی كردن به این معنی است كه حوادث خارجی را به صورت خودكار به خود نسبت دهید، زمانی كه واقعیت چیزی جز این است ( او خمیازه میكشید، پس او مراخسته كننده میداند ).
انتزاع انتخابی عبارت است از انكار كردن تكالیف و تجارب مثبت و تمركز صرف برحوادث منفی و ناكامیهای درك شده. این حالت به ادراكات شما از همه تجارب بواسطه تمركز شما بر نتایج و واكنشهای منفی، رنگ وروی منفی میبخشد.
فاجعه آمیز كردن، اغراق در اهمیت حادثه یا حوادث ناخوشایند است( من نمره Dرا در امتحان گرفتم، من در حال رد شدن از درس شیمی هستم، بنا براین هرگز نمیتوانم به دانشكده پزشكی بروم ).
پیش بینی ناكامی در واقع حكم دادن به ناكامی است حتی قبل از اینكه تكلیف شروع شده باشد. ( من قادر به پیدا كردن دوست دیگری نیستم. من قادر به پاس كردن حساب نیستم ).
بایدها و بایستها خود گوییهایی تنبیه كننده هستند. آنها مبتنی بر این باور اشتباه هستند كه شما ذاتا بد و بی ارزش هستید. بنابراین مجبور كردن خود به كار سخت و شدید تنها راه برانگیخته كردن خود یا پیشرفت در زندگی است.
این كار از طریق تحمیل الزامهای غیر واقع گرایانه بر خویشتن امكان پذیر می گردد . (من نباید با كسانی كه مثل من نیستند، مخالف باشم. برای احساس ارزشمندی من باید بیشتر با كسانی باشم كه میشناسم. من نباید هرگز اشتباهی را مرتكب شوم. هرگز نباید گریه كنم).
▪ تفكر دو قطبی عبارت از ادراك موقعیتها و مردم از جمله خود بصورت كاملا خوب یا كاملا بد، بدون در نظر گرفتن حالت ثالثی بین آن دو است. اگر عملكردی كاملا بینقص نباشد باید خود را یك شكست خورده محسوب كنی .
▪ بر چسب زدن، در نظر گرفتن یك یا چند نمونه از رفتار خود و یا دیگران و سپس تعمیم افراطی آن در حد رسیدن به یك
+ نوشته شده در شنبه
1386/03/19ساعت 9:3 قبل از ظهر  توسط فرهاد الوردی
|
حفظ تعادل
ورود به دانشگاه و ایفای نقش دانشجویی الزام سازگارانه سختی است. زیر بارفشارهای تحصیلی، زندگی اجتماعی، انتخاب هدف وشغل میتوان به آسانی خم شد. اگر مشكلات شخصی نیز در كنار این فشارها وجود داشته باشد ممكن است احساس ناتوانی بیشتری كرده .... وتعادل خود را از دست بدهید. این بروشور جهت كمك به شما طراحی شده است تا بتوانید :
▪ شیوه های خودتان در مقابله با مشكلات را شناسایی كنید .
▪ تفاوتهای موجود بین راهبردهای مقابله ای مؤثر ونامؤثر را تشخیص دهید.
▪ نشانه های پریشانی را در خود و دیگران بشناسید.
▪ راههای كمك به خود یا دیگران را در مواجهه با مشكلات یاد بگیرید.
▪ اطلاعات لازم در مورد منابع موجود در خوابگاه وجامعه را بدست آورید.
بعضی از مشكلات شخصی كه ممكن است به عنوان یك دانشجوی دانشگاه تجربه كنید عبارتند از :
▪ تنهایی و انزوا
▪ فشارهای مالی
▪ فشار خانوادگی
▪ سابقه مورد حمله جسمانی قرار گرفتن یا تجربه اخیر آن
▪ محدودیتهای فرهنگی
▪ طلاق والدین
▪ مرگ یك شخص مورد علاقه
▪ اغتشاش هویت
▪ مشكلات طبی
▪ تبعیض
● چگونه با فشار مقابله می كنید ؟
همیشه نمی توان از مشكلات شخصی اجتناب كرد. بهرحال، شما بر چگونگی مواجهه یا مقابله به هنگام وقوع این مشكلات نوعی كنترل اعمال میكنید. در واقع چگونگی مقابله شما حفظ تعادل و یا از دست دادن كامل آن را تعیین میكند.
● راهبردهای مقابلهای ناكارآمد
▪ دوری از دیگران ودر پیش گرفتن انزوا یك شیوه معمول واكنش به موقعیتهای مشكل زا است. مخفی كرن احساستان در مورد بی كفایتی درك شده خود از طریق اجتناب حتی آسیب زایی بیشتری را بدنبال میآورد. مشكل جدید عبارت است ازتنها ماندن شما وعدم دریافت هیچ نوع كمك و حمایت.
▪ پناه بردن به سوء مصرف داروها، خواه الكل و خواه سایر مواد و داروها، یك راهبرد معمول دیگر است كه توسط دانشجویان جهت فرار از مشكلات و تسكین موقتی فشار از طریق خود درمانی! مورد استفاده قرار میگیرد. متأسفانه هم به موقع مصرف و هم به موقع خماری بعد از مصرف، مشكلات هنوز سرجایشان قرار دارند.
▪ اختلالات خوردن از قبیل بی اشتهایی عصبی، پرخوری روانی و پرخوری اجباری ممكن است به عنوان كوششی جهت مبارزه با احساسات ناخوشایند مورد استفاده قرارگیرند.
▪ اگر اختلال خوردن داشته باشید احتمالا بر احساسات ( ناخوشایند ) خود از طریق خوردن سرپوش گذاشته و از طریق نخوردن یا دفع غذای خورده شده، سعس در كنترل استرس خواهید داشت. مشكل این است كه احساسات و حالت فشار دوباره عود میكنند.
▪ پرخاشگری، خواه كلامی و خواه جسمانی یك شیوه منفی دیگر است كه ممكن است شما جهت مواجهه با موقعیتها و احساسهای فشارزا مورد استفاده قرار دهید. آسیب به دیگران فقط مشكلاتی جدید از قبیل احساس گناه یا انزوا را ایجاد میكند.
▪ افكار خودكشی ممكن است به سعی در خود كشی یا سایر روشهای مخرب مقابله با بحرانهای شخصی منجر گردد. اگر فكر خودكشی به سرتان بزند. احتمالا با احساس از دست دادن رابطه، فقدان احساس ارزشمندی یا از دست دادن موقعیت، از قبیل ناكامی تحصیلی مواجه هستید. ممكن است احساس ناامیدی، درماندگی از ایجاد تغییر در موقعیتها و احساس انزوا داشته باشید. افكار و اقدامهای خودكشی درواقع فراری دائمی ازمشكلات موقتی میباشد.
● راهبردهای مقابلهای
خطر كاربرد راهبردهای ناكارآمد در مواجهه با استرس این است كه آنها ممكن است حالت عادتی پیدا كرده، اعتیاد آور شده و یا حتی كشنده باشند. آنها امكان دارد خود به مشكلی جدید تبدیل شوند و عوارض خود را به امر مهم سازگار شدن اضافه نمایند. آنها هیچگاه به حل و فصل مشكل اصلی كمك نمیكنند . همه ما از هر دو شیوه منفی و مثبت مقابله در زندگی خود استفاده میكنیم.
از سه طریق می توان با بحرانهای شخصی به شیوه مثبت مقابله كرد:
۱) كشف وتصریح احساسات خود
۲) تشخیص و كنترل كردن افكار
۳) كسب حمایت از طریق بیان افكار و احساسات به فرد ( یا افراد ) مورد اطمینان.
●
+ نوشته شده در شنبه
1386/03/19ساعت 8:58 قبل از ظهر  توسط فرهاد الوردی
|
● هفت سطح هاله نورانـی انسان
۱) لایهی اول: لایهی اتری
كالبد اتری ( تشكیل شده از اتر كه حالتی بین ماده و انرژی است ) از خطوط ظریف انرژی تشكیل شده است، مانند یك شبكهی درخشان از پرتوهای نور سفید آبی. ساختار شبكه مانند لایهی اتری در حركت مداوم است. این لایه تا فاصله حدود ۵/۰ تا ۶ سانتیمتر از كالبد فیزیكی وسعت دارد. رنگ لایه اتری از آبی روشن تا آبی تیره متغییر است. ساختار این لایه با كالبد فیزیكی یكسان بوده، تمام جزئیات آناتومی و ارگانها را در بر میگیرد.
۲) لایهی دوم: لایهی عاطفی
لایهی احساسات، ساختار آن سیال تر از لایهی اتری است و با كالبد فیزیكی یكسان نیست. این لایه به صورت ابرهایی رنگین، از جنسی ظریف با حركت سیال و مداوم، دیده میشود، كه نشان دهندهی طیف كامل عواطف ما است. فاصلهی حاشیهی این لایه از كالبد فیزیكی ۵/۲ تا ۵/۷ سانتیمتر است.
۳) لایهی سوم: لایهی ذهنی
جنسی ظریفتر از كالبد عاطفی دارد. این لایه به صورت نوری به رنگ زرد روشن كه اطراف سر و شانه میتابد و اطراف كل بدن وسعت پیدا میكند، دیده میشود. حاشیه این لایه ۵/۷ تا ۲۰ سانتیمتر از كالبد فیزیكی فاصله دارد. كالبد ذهنی، یك كالبد ساختاری نیز هست. این كالبد حاوی ساختار اندیشههای ما است
شكلهای افكار در این لایه قابل مشاهدهاند.
۴) لایهی چهارم: لایهی اثیری
كالبد اثیری فاقد شكل ثابت است و از ابرهایی از رنگ تشكیل شده است. وسعت آن تا فاصلهی حدود ۱۵ تا ۳۰ سانتیمتر از كالبد فیزیكی است. این كالبد ما را با بعدهای بالاتری از واقعیت ارتباط میدهد. این سطح، راه ورودی سطح اختری است.
۵) لایهی پنجم: لایهی كلیشهای اتری
این لایه حاوی طرح كلیشهای تمام اشكال موجود در سطح فیزیكی است. این لایه الگوی كاملی برای لایه اتری است. وسعت آن تا فاصله ۴۵ تا ۶۰ سانتیمتر از كالبد فیزیكی است.این سطحی است كه صوت تبدیل به ماده میشود. لایهی كلیشهای اتری هاله، فضایی خالی یا منفی ایجاد میكند، كه منشأ ساختار شبكهای است كه كالبد فیزیكی در آن رشد میكند.
۶) لایهی ششم: لایهی آسمانی
سطح ششم، كالبد آسمانی نام دارد. وسعت آن حدود ۶۰ تا ۱۰۵ سانتیمتر از جسم فیزیكی است. در این سطح است كه ما وجد و شعف معنوی را تجربه میكنیم. از طریق كالبد آسمانی است كه ما عشق بی قید و شرط را میآموزیم. كالبد آسمانی به صورت نوری دیده میشود كه از رنگهای روشن و ملایم تشكیل شده است و درخشش زیبایی دارد. این نور، درخشش طلایی نقرهای و كیفیت رنگ به رنگ شونده دارد.
۷) لایهی هفتم: لایهی كلیشهای كتری كالبد علّی
كالبد كتری حدود ۷۵ تا ۱۰۵ سانتیمتر از كالبد فیزیكی وسعت دارد، و در برگیرنده همه كالبدهای هالهای همراه باكالبد فیزیكی است. كالبدكتری از رشتههای ظریف نور طلایی نقرهای تشكیل شده كه فرم كلی هاله را حفظ میكنند. كالبد كتری، حاوی یك ساختار شبكهای طلایی از كالبد فیزیكی و همهی چاكراها است.
+ نوشته شده در دوشنبه
1386/03/14ساعت 3:28 بعد از ظهر  توسط فرهاد الوردی
|
● هـالهٔ نورانـی انسان
میدان ظریف انرژی اطراف انسان هاله نام دارد. این انرژی حیاتی تجلی چند بعدی انرژی درخشان كیهانی است، كه كالبد فیزیكی را در برگرفته، در آن نفوذ میكند و به آن حیات و معنا میبخشد.
هاله، تصویر كامل زندگی ما است. هاله در برگیرندهی آگاهی ما است، همهی افكار و احساسات و آگاهی ما از آن منشأ میگیرند. هاله شامل تمام تجربیات زندگی ما از لحظهی تولد تا لحظهی مرگ است. همچنین هاله شامل همهی خاطرات گذشته زندگی ما است، كه از طریق سرنوشت )كارما (پیشاپیش معین شده است.
هاله، كالبد زنده و چند بعدی آگاهی ما است، كه افكار و احساسات واقعی را نشان میدهد، زیرا همواره به واقعیت درونی ما پاسخ میدهد. در واقع، وضعیت كالبدهای نامرئی، لایههای هالهای و چاكراها میتواند به واسطهی تجربیات ماو نحوه پاسخ ما بهآنها، هر روز با روز پیشمتفاوت باشد. با مشاهدهی ساختار و رنگهای هاله میتوانیم اطلاعات مهمی دربارهی سلامت جسمی، عاطفی، ذهنی و روحی فرد كسب كنیم. رنگها بازتاب سلامت كلی هاله هستند. یك هالهی سالم دارای رنگهایی شفاف، روشن و درخشان است. رنگهای كدر در هاله نشان دهندهی مشكل یا بیماری هستند. محل و شدت گرفتگی و عدم كارآیی انرژی میتواند شدت و مرحلهی بیماری را نشان دهد.
رنگها همچنین بازتاب وضعیت ذهنی و عاطفی ما هستند. مثلاً رنگ غالب زرد در هاله، یا تابش رنگ زرد قوی در كالبد ذهنی، نشان دهندهٔ تمایل به زندگی، تجربه و تفكر است. هاله از كالبدهای جداگانه و در عین حال مرتبط با آگاهی و لایههای انرژی اتری تشكیل شده است. چهار كالبد نامرئی آگاهی كه مشخص كنندهی شخصیت، ادراك،روش زندگی و عواطف روحی ما هستند عبارتند از:
كالبد اتری، كالبد عاطفی، كالبد ذهنی و كالبد معنوی
همچنین هاله دارای هفت لایهی مجزای انرژی است، كه به نحو بنیادی با آنچه سیستم چاكرا مینامیم و در طول نخاع قرار گرفته است در ارتباطند. اصولاً تفاوت بین لایهی هالهای و یك كالبد هالهای این است:
« یك كالبد هالهای، كالبدی از شعور و آگاهی است. یك لایهی هالهای نمود فعالیت چاكرا در هاله است.»
● چهار كالبد نامرئی هاله نورانـی انسان
۱) کالبد اول: كالبد علّی / كالبد معنوی
كالبد معنوی، كالبد آگاهی همراه با مسیر واقعی معنوی و خط مشی زندگی ما است. كالبد معنوی والاترین سطح توانایی بالقوه و بازتاب توانایی ما برای آشكار ساختن استعدادهای بالقوه روحی در زمین است. اصل و بنیاد واقعیت وجود ما، ابراز « وجود » است، واین علت نهایی هستی ما است. كالبد معنوی كه كالبد علّی نیز نامیده میشود، بالاترین نوسان را در بین كالبدهای هالهای دارد. بسته به میزان تكامل روحی ما، این كالبد میتواند تا فاصله ۹۰ سانتیمتری از كالبد فیزیكی وسعت داشته باشد. كالبد معنوی، سفید رنگ و درخشان است و حاوی ماهیت واقعی روحی ما است. « آگاهی علّی در رابطه با ماهیت موضوع است، در حالی كه آگاهی ذهنی جزئیات موضوع را مطالعه میكند. كالبد علّی نشانگر ماهیت ماده و علل واقعی نهفته در پس توهم ظاهر است
سطح علّی دنیای واقعیتها است
و با ماهیت و طبیعت بنیادی چیزها در ارتباط است. شفابخشی در این سطح قویتر از كالبد ذهنی است. »
۲) کالبد دوم: كالبد ذهنی
كالبد ذهنی یك نقشهی كلی از پتانسیل روحی ما است. به هر حال این پتانسیل ( توان بالقوه ) برای بروز و به مرحلهی تجربه در آمدن، نیاز به طرحهای انرژی دارد. این طرحهای انرژی به صورت افكار ( آگاهانه و ناخودآگاه ) در كالبد ذهنی ذخیره شدهاند. طرحهای ذخیره شده در كالبد ذهنی، چارچوب مشخصی را برای بروز شخصیت درونی ایجاد میكنند. « خود »، اندیشههای واقعی را از طریق كالبد ذهنی بیان میكند و آشكار میسازد. كالبد ذهنی به صورت یك نور زرد طلایی دیده میشود كه از ناحیه سر و شانهها میتابد و اطراف تمام بدن گسترش مییابد. وقتی فرد روی یك فرآیند ذهنی تمركز میكند، كالبد ذهنی بزرگتر و روشنتر میشود. كالبد ذهنی كه تا فاصله حدود ۳۰ سانتیمتر از بدن امتداد دارد، افكار را به كالبد عاطفی انتقال میدهد، كه نسبت به افكار، واكنشهای عاطفی نشان میدهد، مانند عشق، ترس، شادی، خشم و غیره. یك كالبد ذهنی متعادل برای انسان، روشنی و هدایت به ارمغان میآورد.
۳) کالبد سوم: كالبد عاطفی / اثیری
كالبد عاطفی نسبت به كالبد اتری سیال تر و دارای نوسان بالاتری است. كالبد عاطفی كه بازتاب كیفیت و شدت عواطف است، به صورت ابرهایی رنگین و متحرك دیده میشود. در هنگام ضربه و شوك به نظر میرسد كه این بخش ناگهان از وجود ما بیرون میپرد، و نوعی « بی حسی عاطفی » ایجاد میكند، كه به ما فرصت میدهد تا به تدریج خود را با حادثه تطبیق دهیم. كالبد عاطفی كه كالبد اثیری نیز نامیده میشود، جایگاه عواطف ما است. كالبد عاطفی پل بین ذهن و كالبد فیزیكی است. انرژی عاطفی ما بر ترسها، امیدها، عشقها و دردهای ما حاكمیت دارد. كالبد عاطفی، شدت و طبیعت بروز شخصیت فرد را در سطح فیزیكی كنترل میكند. كالبد عاطفی ( كالبد اثیری ) نمایشگر آرزوها، خلقیات،احساسات، تمایلات و ترسهای ما است. « خود » عاطفی، بیان « خود » ذهنی ما است. كالبد عاطفی بیان كالبد ذهنی است. گرفتگی عاطفی مانع آشكار شدن و شفافیت افكار و خط مشی در كالبد فیزیكی میشود.
انرژی كالبد عاطفی بر كالبد اتری تأثیر میگذارد، كه آن هم به نوبهی خود بر كالبد فیزیكی تأثیر دارد.
۴) کالبد چهارم: كالبد اتری
كالبد اتری به صورت رنگ یا سایهٔ آبی خاكستری دیده میشود و تقریباً به فاصله ۵/۲ سانتی متر از كالبد فیزیكی وسعت دارد. كالبد اتری مسؤول انتقال انرژی حیاتی از میدان انرژی كیهانی به كالبد فیزیكی است. كالبد اتری از مادهی اتری یا نامرئی تشكیل شده است و طرح بنیادی كالبد فیزیكی را تشكیل میدهد. هر سلول كالبد فیزیكی، یك قرینهی اتری دارد. كالبد اتری به عنوان یك فیلتر نیز عمل میكند. انرژی كیهانی از طریق كالبد معنوی، ذهنی،عاطفی و اتری به جسم فیزیكی میرسد. كالبد اتری، سطح حد واسط بین كالبد فیزیكی و سایر كالبدهای نامرئی هاله است. هرگاه جریان انرژی قطع شود، كالبد فیزیكی دچار اشكال میشود و اگر این عدم تعادل تصحیح نشود، بیماری در كالبد فیزیكی نمودار میشود. هر یك از كالبدهای نامرئی هاله، با سایر كالبدها در ارتباط است.
+ نوشته شده در دوشنبه
1386/03/14ساعت 3:27 بعد از ظهر  توسط فرهاد الوردی
|
● ویژگی های دانش آموزان چپ مغز
آیا خیلی سازمان یافته عمل می کنید؟ آیا عقیده دارید برای انجام هر کاری یک راه درست و یک راه غلط وجود دارد. اگر این طور است احتمالاًî چپ مغز هستید.
ـ احتمالاً از روی فهرست کارهایتان را انجام می دهید.
ـ دوست دارید سر کلاس انتقاد کنید.
ـ در ریاضیات و علوم قوی هستید.
ـ منطقی و اهل استدلال هستید.
ـ تحقیق شما دقیق و کاملاً مستند است.
ـ برای خود هدف معین می کنید.
ـ می توانید اطلاعات را خوب تعبیر و تفسیر کنید.
ـ اتاقتان منظم است.
ـ می توانید به سوالات بدون فکر جواب دهید.
ـ دستورالعمل ها را اجرا می کنید و کلاً دستورالعمل ها را می خوانید.
ـ احساساتی نیستید.
ـ بدون اینکه کاسه صبرتان لبریز شود می توانید به سخنرانی های طولانی گوش بدهید.
ـ اجازه نمی دهید احساسات به درونتان رخنه کنند.
ـ از فیلم های اکشن خوشتان می آید.
ـ نشسته مطالعه می کنید.
ـ کلماتتان دقیق هستند.
▪ چپ مغزها در کلاس
ـ در کلاس تاریخ می توانید تاریخ ها و روند امور را به یاد بیاورید.
ـ در کلاس ریاضی از حل کردن مساله های طولانی لذت می برید.
ـ از نظم علوم خوشتان می آید.
ـ در ادبیات درک مناسبی از دستورزبان و ساختار جمله دارید.
▪ توصیه هایی به دانش آموزان چپ مغز
ـ در اتاق آرام درس بخوانید.
ـ می توانید مساله های ریاضی را حل کنید اما اگر بخواهید آن را برای کسی که نمی فهمد توضیح بدهید از کوره درمی روید بنابراین برای درس دادن به دیگران پیشقدم نشوید مگر این که از خودتان مطمئن باشید.
ـ دوست دارید رهبر گروهی برای درس خواندن باشید؛ برای این کار داوطلب شوید.
ـ عضو یک گروه مباحثه یا رقابت درسی شوید.
ـ در نمایشگاه های علمی شرکت کنید. شما می توانید برنده مسابقه باشید.
ـ از مهارت خود در ریاضی و علوم بهره بگیرید.
ـ ادبیات غیرداستانی را انتخاب کنید.
ـ شما سوالات و تکالیف مبتنی بر واقعیت را ترجیح می دهید؛ سراغ سوال های نامحدود نروید.
ـ می توانید جزوه هایتان را خوب سروسامان بدهید؛ این کار را بکنید.
ـ اتاقتان را منظم نگه دارید.
ـ زیاد با معلم یا استاد بحث نکنید.
ـ تحقیق های تحلیلی را انتخاب کنید.
ـ هر وقت امکان دارد تنهایی کار کنید چون کسانی که مسخره بازی درمی آورند شما را خیلی خسته می کنند.
ـ اگر استادانی که موضوع بحث یا درس را آزاد می گذارند شما را سردرگم می کنند با آنها کلاس نگیرید.
ـ بیشتر خطر کنید. از خلاق بودن نترسید.
+ نوشته شده در جمعه
1386/03/11ساعت 2:16 بعد از ظهر  توسط فرهاد الوردی
|
ویژگی های دانش آموزان راست مغز
آیا وقتی معلم یا استاد زیاد حرف می زند خسته می شوید؟ آیا احساس می کنید می توانید مردم را به راحتی و فقط با نگاه کردن ارزیابی کنید. اگر این طور باشد امکان دارد که راست مغز باشید.
ـ جزوه برمی دارید اما آنها را گم می کنید. دنبال کردن تحقیق برایتان کار سختی است.
ـ سخت می توانید حواستان را جمع کنید.
ـ با مردم راحت هستید.
ـ مثل بعضی مردم راحت دستاویز مسخره بازی دیگران نمی شوید.
ـ به نظر خیالباف می آیید اما در واقع به فکر عمیق فرو می روید.
ـ مردم می گویند ماورایی هستید و علم غیب دارید.
ـ به نوشتن رمان، نقاشی یا نواختن موسیقی علاقه دارید.
ـ ممکن است ورزشکار باشید.
ـ از داستان های پررمز و راز خوشتان می آید.
ـ زمانی را به تامل و تعمق اختصاص می دهید و فکر می کنید هر اتفاقی دوجنبه دارد.
ـ ممکن است گذر زمان را فراموش کنید.
ـ خودجوش و خودانگیخته هستید.
ـ بذله گو و بامزه هستید.
ـ نمی توانید دستورالعمل ها را کلمه به کلمه دنبال کنید.
ـ پیش بینی ناپذیر هستید.
ـ راحت گم یا سرگردان می شوید.
ـ هیجانی هستید.
ـ دوست ندارید دستورالعمل ها را بخوانید.
ـ ممکن است موقع درس خواندن موسیقی هم گوش بدهید.
ـ دراز می کشید و مطالعه می کنید.
ـ ممکن است ناشناخته ها برایتان جالب باشد.
ـ آدم معقول و وارسته ای هستید.
▪ راست مغزها در کلاس
ـ در کلاس تاریخ بیشتر از جنبه های اجتماعی لذت می برید. دوست دارید اتفاقاتی را که در تاریخ افتاده کشف کنید.
ـ اگر روش خودتان را به کار بگیرید ممکن است عملکرد رضایت بخشی در کلاس ریاضی داشته باشید اما از حل مساله های طولانی خسته می شوید.
ـ علوم؟ خسته کننده است.
ـ در کلاس ادبیات موفق هستید به خصوص هنگام روخوانی و انشا.
▪ توصیه هایی برای راست مغزها
ـ تنهایی تحقیق بنویسید.
ـ مراقب خیال پردازی های خود باشید و آنها را مهار کنید.
ـ بگذارید قوه تخیلتان شما را در هنر پیش براند.
ـ بگذارید شهودتان در موقعیت های اجتماعی برایتان کار کند.
ـ بگذارید تفکر عمیقتان در آزمون های تشریحی برایتان کار کند، اما در آن غرق نشوید.
ـ در تحقیق ها خلاق باشید. می توانید از زبان شورانگیزتان خوب استفاده کنید.
ـ هنگام درس خواندن از تصویر و نمودار کمک بگیرید.
ـ دستورالعمل ها را بنویسید.
ـ سعی کنید برنامه ریزی شده تر عمل کنید.
ـ بیش از حد به دیگران مشکوک نباشید.
ـ برای سازماندهی افکارتان نکات عمده را مشخص کنید.
ـ در تکالیف ادبیات، ادبیات داستانی را انتخاب کنید.
ـ استادانی را که زیاد حرف می زنند انتخاب نکنید، به سراغ آنهایی بروید که در کلاسشان فعالیتی انجام می گیرد.
ـ شما خوب داستان می گویید؛ بعضی از آنها را بنویسید.
ـ اطلاعات را دسته بندی کنید تا آنها را بهتر بفهمید.
ـ در پاسخ به سوالات با فکر کردن به تمامی احتمالات درنمانید.
ـ کارها را تمام کنید. شما خیلی باهوش هستید اما همیشه کارها را نیمه تمام رها می کنید.
شم و غریزه و مهارت های کلامی شما بی نظیر است. اگر خوب درس بخوانید ممکن است روزی شاگرد اول شوید.
+ نوشته شده در جمعه
1386/03/11ساعت 2:14 بعد از ظهر  توسط فرهاد الوردی
|
راست مغز هستید یا چپ مغز
دانشمندان نظریه هایی راجع به دو نیمکره مغز دارند که نشان می دهد عملکرد و روش فرمان دادن به بدن در هر یک متفاوت است. فکر می کنید شما راست مغز باشید یا چپ مغز؟ پژوهش های اخیر نشان می دهد راست مغزها و چپ مغزها روش های متفاوتی در پردازش اطلاعات و واکنش به آنها دارند. بر همین اساس روش درس خواندن در هر یک از آنها نیز باید متفاوت باشد.این نظریه ها نشان می دهد افراد راست مغز بیشتر با نیمکره هیجانی و شهودی راست هدایت می شوند و چپ مغزها به روش منطقی و ترتیبی عکس العمل نشان می دهند که نیمکره چپ مغز آن را هدایت می کند. شخصیت هر فرد هم تا حد بالایی از روی نوع مغز او شکل می گیرد و این مساله تاثیر چشمگیری روی مهارت های مطالعه، عادات انجام تکالیف و نمرات شخص دارد. مثلاً ممکن است بعضی دانش آموزان یا دانشجویان با یک نوع خاص از امتحان یا تکلیف مشکل داشته باشند و مشکلشان هم هیچ ربطی به درس خواندن یا نخواندن نداشته باشد. بلکه موضوع فقط به نوع خاص مغز آنها برمی گردد. اگر بدانید راست مغز هستید یا چپ مغز می توانید روش های مطالعه مناسب خود را برگزینید و برنامه ریزی درسی خود را براساس شخصیت و نوع مغزتان تنظیم کنید تا نتیجه بهتری عایدتان شود.
آیا سر کلاس مدام به ساعتتان نگاه می کنید یا وقتی زنگ می خورد تعجب می کنید که چه زود گذشت؟ آیا به شما ایراد می گیرند که زیادی همه چیز را تحلیل می کنید یا می گویند خیال باف هستید؟ این ویژگی های شخصیتی به نوع مغز بستگی دارند. معمولاً رفتار چپ مغزها سازمان یافته تر است، گاهی به ساعت نگاه می کنند، اطلاعات را پردازش می کنند و این کار را به ترتیب انجام می دهند. این دسته از افراد معمولاً هوشیارند و قوانین و برنامه ها را دنبال می کنند. دانش آموزان چپ مغز در ریاضی و علوم قوی هستند و می توانند سریع به پرسش ها پاسخ بدهند. چپ مغزها رقیب های ریسک پذیری هستند. راست مغزها خیال پرداز هستند. ممکن است خیلی باهوش و متفکر باشند که البته محتمل است که در دنیای کوچک خیال خود گم بشوند. این دسته در علوم اجتماعی و هنر خیلی خوب نتیجه می گیرند. راست مغزها خودانگیخته تر از چپ مغزهای همیشه هوشیارند و بیشتر دوست دارند احساس های ناخودآگاه خود را دنبال کنند.
راست مغزها بسیار شهودی هستند و مهارت بسیاری دارند که در دام دروغ یا نیرنگ نیفتند. اینها رقیب های جاودان هستند.اما اگر کسی درست در میان این دو تیپ شخصیتی باشد چه؟ افراد با هم متفاوتند و همه ویژگی هایی از هر دو نوع مغز را در خود دارند. بعضی ها واقعاً ویژگی های برابر و یکسانی دارند. جهت گیری مغز این دانش آموزان و دانشجویان میانه است و ممکن است در کارورزی عملکرد بسیار خوبی داشته باشند، چون این افراد خصلت های قوی هر دو نیم کره را در خود دارند بنابراین منطق را از نیمکره چپ و شهود را از نیمکره راست در اختیار دارند که فرمول بسیار مناسبی برای موفقیت در تجارت است.
+ نوشته شده در جمعه
1386/03/11ساعت 2:13 بعد از ظهر  توسط فرهاد الوردی
|
تایید با سکوت
بارها شنیده ایم که میگویند سکوت علامت رضایت است، اما آیا این سکوت رضایت آمیز در همه حال جنبه مثبت دارد؟ تصور کنید که فرزندتان در مقابل شما رفتاری بی ادبانه دارد اما شما چیزی نمیگویید. یا اینکه در محل کار، یکی از کارمندانتان اشتباه بزرگی مرتکب شده است اما شما چندان درگیر این نیستید که مسئله را به او گوشزد کنید. این کار، تایید با سکوت نام دارد.
بدیهی است که چنین برخوردی با اشتباهات و رفتارهای ناگوار دیگران نتایجی منفی به دنبال خواهد داشت، اما موضوع وقتی بیش از حد بد میشود که شما، در مورد خودتان نیز از چنین شگردی بهره مند شوید.
کدام مسائل و مشکلات در زندگیتان وجود دارند که معمولا به جای مقابله آگاهانه، به آنها پشت کرده اید؟ شاید انرژی شما به خاطر کمبود تحرک و تغذیه نامناسب کم باشد، یا آنکه رابطه شما با همسر و اطرافیانتان آنطور که میخواهید نیست و شاید موقعیت حرفه ای شما رو به زوال میرود.
اگر در مورد خودتان نیز سکوت کنید، درواقع به ضمیر ناخودآگاه خود میگویید که استانداردهای فعلی زندگیتان قابل قبول هستند. پس از اینکه سال بعد از سال میگذرد و شما هنوز درگیر مسائل و مشکلاتی تکراری هستید، تعجب نکنید.
اگر میخواهید که نتایجی متفاوت به دست آورید، نباید خود را در سکوت تایید کنید. شما باید خود را وادار به پذیرش معیارهای جدید کرده و هر زمان که این معیارها مورد بی احترامی قرار گرفته یا نقض شوند، نارضایتی خود را به ضمیر آگاه خود ابراز نمایید.
الگوی قدیمی سکوت خود را با عدم رضایت و با صدای بلند بشکنید. اگر متوجه شدید که درحال پرخوری هستید، بلند بگویید: "خرس شکمو! معلوم هست داری چکار میکنی؟" یا اگر این جملات با شخصیتتان جور در نمی آید، یک تذکر مودبانه به خودتان بدهید: " من نباید انقدر بخورم، باید به فکر خودم باشم و به جای خوردن بروم قدم بزنم".
به جای ساکت ماندن، حرفتان را بزنید. بگذارید نارضایتی شما با صدای بلند و واضح شنیده شود. بگذارید ضمیر ناخودآگاهتان متوجه شود که سکوت راه حل مشکلات نیست و برای کمک به شما باید راه حل دیگری پیدا کند.
تایید با سکوت یکی از بهترین دوستان ترس است و روش افراد ترسو برای پنهان کردن حقیقت به شمار میرود. گاهی مواجهه با حقیقت بسیار دردناک است، اما اشکالی ندارد. هر کسی میتواند هر از گاهی کمی درد و ناراحتی را تحمل کند و در عوض در تاریکی گم نشود.
تایید با سکوت تنها مشکلات شما را به جایی خواهد رساند که برطرف کردنشان غیر ممکن شود. شما نمیتوانید مشکلی را که از تشخیص آن طفره رفته اید، حل کنید. خواه این مشکل یک شخص، خانواده،گروه، محل کار یا تعادل جهانی باشد.
اگر میخواهید چنین مسائلی را حل کنید، قبل از هرچیز باید آنها را به درون نور و به ضمیر خودآگاه خود بیاورید. در اینجاست که میتوانید فکری برای برطرف کردنشان بکنید و اگر هم این مشکلات از دسته مسائل حل ناشدنی باشند، حداقل میتوانید آنها را بپذیرید. پذیرفتن آگاهانه یک مشکل، بسیار برتر از تایید آن در سکوت است.
+ نوشته شده در دوشنبه
1386/02/24ساعت 3:25 بعد از ظهر  توسط فرهاد الوردی
|
اگه میخواین بدونین که نابغه هستید یا نه و شاید بتونین بشید یا نه به فرمول جامع و کامل برایان ترسی توجه کنین.
فرمول ۱:ابتکار نو آوری و خلاقیت
فرمول۲:خود شکوفایی
فرمول۳:کمال و کامل شدن
فرمول ۴:پایبندی به خدمت و کیفیت
فرمول۵:تمرکز ذهن
فرمول۶:یکپارچگی شخصیت
فرمول۷:شهامت و مخاطره جویی
فرمول۸:همکاری و همیاری
فرمول۹:هدف گذاری
فرمول۱۰:مسئولیت پذیری
برای ساختن این ویژگی تو خودتون فقط کافیه به این فاکتور ها مجهز بشین.اونوقت شما هم یه نابغه هستین
فرهاد الوردی-زندگی موفق
+ نوشته شده در چهارشنبه
1386/02/12ساعت 8:33 قبل از ظهر  توسط فرهاد الوردی
|
چند راه برای تقویت حافظه:
- هر وقت که فرصت دارید سعی کنید با دست مخالفتون بنویسید.یعنی اگه راست دست هستید با دست چپ و اگه چپ دستید با دست راست بنویسید.این عمل به شما کمک می کنه که نیمکره مخالف اون دست فعال بشه و شما می تونید کنترل دو طرفه روی مغزتون داشته باشید
- روی سطحی دراز بکشید و سعی کنید که پایی را که کمتر از اون استفاده می کنید (مثلا" اگه بیشتر کارهارا با پای راست انجام میدین سعی کنید این تمرین را با پای چپ انجام بدین)در حالیکه چشماتونو بستید بالا بیارید و دوباره به سمت پایین برگردونید.
- در مورد دستها هم همینطور عمل کنید و از دستی که کمتر استفاده میکنید در حالتی که نشسته اید سعی کنید که تصور کنید دارید وزنه ای را بلند می کنید و این تمرین را هم ادامه بدین.
- صبح ها اگه امکان داره سعی کنید چند تا دونه مویز را ناشتا بخورین.
- آب رای حافظه خوبه از خوردن آب تو زمانهای مختلف غافل نشید.به خصوص زمانی که امتحان دارید یا مطلبی را باید بخونید که بایستی به ذهن سپرده بشه سعی کنید حد اقل یه لیوان آب بنوشید.
- کارهای زیر به شما کمک می کنه تا حافظه شما قوی بشه!

+ نوشته شده در سه شنبه
1386/02/04ساعت 9:17 قبل از ظهر  توسط فرهاد الوردی
|
10 راز دستیابی به موفقیت و آرامش درون:
ü راز اول:ذهن خود را برای پذیرش هر چیزی آماده سازید اما وابسته نشوید.
ü راز دوم:تا زمانی که نغمه دل خویش را شکوفا نساخته اید،آرام ننشینید.
ü راز سوم:نمی توانید آنچه را ندارید به دیگران ببخشید.
ü راز چهارم:سکوت سر شار از نگفته هاست.
ü راز پنجم:گذشته خود را رها کنید.
ü راز ششم:نمی توانید مشکل خود را با همان ذهنی حل کنید که آن را آفریده است.
ü راز هفتم:هیچگونه خشم و رنجی قابل توجیه نیست.
ü راز هشتم:با خود به گونه ای رفتار کنید گویی همانی هستید که آرزویش را دارید.
ü راز نهم:الوهیت درون خویش را گرامی بدارید.
ü راز دهم:پرهیز از افکاری که شما را ضعیف می کنند نشانه فرزانگی است.
+ نوشته شده در چهارشنبه
1386/01/29ساعت 8:18 قبل از ظهر  توسط فرهاد الوردی
|
خیر و شر
در وجود هر فردی دو عامل بسیار مهم و مشخص به نام خیر و شر وجود دارند که این دو عامل موجب تغییراتی در افکار فرد میشوند و شخصی با دستهای خود بهشت یا جهنم را پس از مرگ جسم مادی نصیب روح خود می نماید.این خیر و شر چیزی غیر از آگاهی ها یا ناخود آگاهیهای ما نمیتوانند باشد.
زمانی که فردی با علم و دانش و عقل و فهم و اندیشه و ایمان و...به اگاهی ای دست یابد،همین آگاهی روزی وارد ناخود آگاهی وی میگردد و بصورت یک انرژی مثبت و سازنده و خیر درآنجا ثبت و ضبط میگردد و در نتیجه زندگانی افراد را در مسیرهای درستی و پاکی و صداقت و انسانیت می کشاند و آنچه مسلم است چنین فردی پس از مرگ میبایست در بهشت خداوندی جای گیرد.
اشخاصی که در تمام عمر به دنبال پلیدی،پستی،نادرستی و بی ایمانی هستندوبطور دائم امواج منفی را به ضمیر باطن خویش روانه می سازند و در نتیجه تمام اعمال و حرکات و رفتار و افعال آنها ممنفی است،یعنی این نوع اشخاص در طول زندگی فقط به دنبال کسب امواج منفی هستند که وجود آنها بگونه ای موجب ناراحتی خود آنها می گردند و پس از مرگ هم دچار عقوبتهای الهی خواهند شد.
حال متوجه میشوید که بهشت و جهنم با خیر و شر را در زندگی ما بدست خود پرورش داده ایم و روزی از کشته های خود درو خواهیم کرد و از محصول تلخ یا شیرین آن استفاده می نمائیم.
بر گرفته از کتاب انرژی درمانی یا شاهکار طبیعت اثر استاد حسن رهبر زاده
فرهاد الوردی-مدیریت وبلاگ زندگی موفق
+ نوشته شده در سه شنبه
1386/01/21ساعت 3:55 بعد از ظهر  توسط فرهاد الوردی
|
|
|
· |
· آرام باشید، چشمان خود را ببندید و منظرهای طبیعی و زیبا را در ذهن خود مجسم کنید: دریا، چمنزار، قلهٔ کوه و ... بگذارید وضع همین طور ساکت و آرام بماند. به جزئیات توجّه کنید، به صداها و به بوها.
· حالا هر چه را برای ایجاد یک محیط راحت احتیاج دارید، به آن اضافه کنید: سرپناه، خانه و ...
· اینجا محل خاصی است که شما همیشه در آن احساس آرامش و آسودگی میکنید.
· وسط روزهای پرمشغله خود به اینجا بیائید و استراحت کنید چند ثانیه کافی است. تا چند دقیقه بعد احساس طراوت و تازگی خواهید کرد.
فرهاد الوردی-زندگی موفق |
· |
|
+ نوشته شده در شنبه
1386/01/18ساعت 11:34 بعد از ظهر  توسط فرهاد الوردی
|
|
|
از اندیشههای دردآور بپرهیزید |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
همواره خود را موجودی مثبتاندیش پنداشتهام. با این باور بزرگ شدهام که اگر واقعاً بخواهیم میتوانیم آنچه را که میخواهیم به انجام برسانیم. این تمرین مداوم من بوده که از افرادی که واژه ;نمیتوانم را بهکار میبرند بپرهیزم. در نتیجه، وقتی سرگرم کار در سطوح ژرف درونم بودم و دیدم اگرچه همیشه به امکانات نامحدود اندیشیدهام، نه تنها لزوماً همواره مثبت اندیش نبودهام بلکه گاه در طول سالهای حتی اندیشه سازگارانه نیز نداشتهام. تدریجاً این فکر به سرم زد که بهتر است بنشینم و انگارههای فکریام را بررسی کنم.
رها کردن منفی اندیشی شاید پیکاری بیانتها بنماید. اندیشههایمان جهان ما را میسازند. اگر سالها به انگاره اندیشههای منفی ـ که گاه نیز موفقیتآمیز مینمایند ـ پرداخته باشیم، چه بسا بخشی از وجودمان نخواهد که از آن دست بکشد.
شاید بدانید منظورم کدام شیوه تفکر است. رنجش و سوزش و انفجار و انزجار از مسائلی چنان ناچیز که اصلاً ارزش انرژی صرف کردن را ندارد. شناخت اندیشههائی که آرام جانتان را میربایند و نمیگذارند به سطح بالاتر آگاهی برسید، چندان دشوار نیست. میتوانید از هر وسیلهئی که میشناسید برای غلبه بر تفکر منفی سود جوئید. از عبارتهای تأکیدی و تجسم خلاق استفاده کنید. به دامن طبیعت پناه ببرید. به تنفس عمیق بنشینید. هرگاه که فکری منفی به ذهنتان خطور میکند، آن را به صورت یک یادآور به کار ببرید تا به تفکر مثبت باز گردید. در خودتان نظم و انضباط ایجاد کنید. دست به دعا بردارید. مراقبه کنید. از دفتر یادداشتهای روزانهتان سود جوئید. یا بر بالش خود مشت بکوبید. یا از کائنات کمک بطلبید. شاید این امر مستلزم تلاشی مدام باشد. اما برای پیشرفت در راه رشد درون، امری حیاتی است که از عادات مخرب خویشتن آگاه باشید. و تصمیم به تغییر آنها بگیرید.
فرهاد الوردی- زندگی موفق |
|
|
+ نوشته شده در شنبه
1386/01/18ساعت 9:8 قبل از ظهر  توسط فرهاد الوردی
|
راز عبادت موثر
سلام:
راستی تاحالا افرادی را دیدید که معمولا" وقتی که از همه جا نا امید میشن و از همه جا قطع امید میکنن دست به دعا میشن و دعا میکنن اما معمولا" دعاشون مستجاب نمیشه میدونین چرا؟چون با ترس دعا میکنن و مطمئن نیستن تازه به دعاشون جواب داده میشه یا نه؟اما من و شما هم به احتمال زیاد اونو تجربه کردین.میدونین علتش چیه؟علتش اینه که همه چیز تو دنیا قانون منده.بعضی وقتا هم ما می بینیم که دعامون مستجاب میشه .اما زمانی که دعاتون مستجاب میشه و ببینین که تو اون زمان چه حالتی داشتین؟
روش دعا و ارتباط با خدا شباهت زیادی به طرز کار رادیو داره.حتما" میدونین که صدای انسان رو نمیشه بدون تبدیل کردن به امواج منتقل کرد.ایستگاه رادیویی صدای انسانو میگیره و اونو تبدیل به امواج میکنه وبا ارتعاشاتی که تو اون ایجاد میشه ایستگاه گیرنده اونو میگیره وتبدیل به صدا میکنه تا گوش انسان بتونه اونو بشنوه.ذهن نیمه هوشیار ما هم مثل یه واسطه عمل میکنه دعا رو که همراه با احساس عالی و تلقین زیاد باشه میگیره و به هوش بی انتهای الهی وصل میکنه و برای اون جواب پیدا میکنه.
میبینین عزیزای من دنیای ما چقدر قانون منده؟همه چی رو حساب کتابه.قربون خدا برم که واسه همه چی قانون گذاشته اما راه حلشم به ما داده.راه تحریک ضمیر ناخود آگاه ما با تلقین به خودمون و احساسات مثبتمونه.در آینده بیشتر در این مورد برای شما توضیح میدم.بخاطر همین مطلبه که خوندن تنها یه کتاب برای رسیدن به هدف و استجابت دعامون کافی نیست!
امیدوارم بتونیم تو موفقیتتون نقشی داشته باشیم.
فرهاد الوردی-مدیر یت وبلاگ زندگی موفق 
+ نوشته شده در چهارشنبه
1386/01/15ساعت 8:50 قبل از ظهر  توسط فرهاد الوردی
|