● روش تقطیع و فراخنای حافظه
در مورد اکثر افراد گنجایش حافظه کوتاه مدت نمیتواند به بیش از ۲±۷ افزایش یابد. با وجود این میتوان اندازه قطعهها را افزایش داد و از این راه بر تعداد مادهها در فراخنای حافظه افزود. به عنوان مثال برای یادآوری ۱۲ رقم ۹۲-۳۱۸-۱۴۹۹-۲۳۱ میتواند آنها را در سه دسته چهارتایی دسته بندی کرد: ۱۸۹۲-۴۹۹۳-۲۳۱۱ و به راحتی ۱۲ رقم را یادآوری کرد.
● روش تصویر سازی ذهنی و رمز گردانی
هر وقت یک جفت واژه با یک تصویر ذهنی به هم ربط داده شوند، یادآوری آنها ، آسانتر میشود. هنگامی که ما دو واژه پروانه و کتاب را با یک تصویر ذهنی به هم ربط میدهیم، احتمالا یک پیوند معنادار بین آن دو برقرار میکنیم. این اصل عمده زیربنای بسیاری از نظامهای یادیار است. روش مکانها و روش واژه کلید از انواع نظامهای معروف یادیار هستند.
● روش مکانها
این روش به ویژه در مواردی موثر است که با ردیف منطقی از مادههای دلبخواهی مانند واژههای نامربوط به یکدیگر سروکار داشته باشید. گام نخست این است که ردیف منظمی از مکانهای مختلف را به خاطر بسپارید. مثلا مکانهایی که ضمن قدم زدن در خانه خود با آنها برخورد میکنید. پس از این که توانستید قدم زدن ذهنی را راحت انجام دهید، شروع میکنید به ساخت یک تصویر ذهنی که در آن اولین واژه با اولین مکان ربط داده شده است و دومین واژه با دومین مکان و الی آخر.
● روش واژه کلید
در یادگیری واژگان زبان خارجی میتوان از این روش سود جست. برای مثال فرض کنید میخواهید یاد بگیرید که واژه اسپانیایی Caballo به معنی horse انگلیسی (اسب) است. روش واژه کلید دو مرحله دارد:
▪ مرحله اول:
یافتن بخشی از واژه اسپانیایی است که با یک واژه انگلیسی هم صدا است. از آنجا که Caballo به صورت Cab-eye-yo تلفظ میشود، eye میتواند به عنوان واژه کلید بکار رود.
▪ مرحله دوم:
ساختن یک تصویر ذهنی است که واژه کلید را به معادل انگلیسی واژه اصلی پیوند میدهد. مثلا یک اسب که بر یک چشم (eye) بسیار بزرگ لگد میزند. این تصویر ذهنی یک رابطه معنادار بین انگلیسی و معادل اسپانیایی آن برقرار میکند که برای به یاد آوردن آن ابتدا واژه eye و سپس تصویر ذهنی ذخیره شده که رابط eye و horse است، را بازیابی میکند.
● روش بسط معنایی در بهسازی حافظه
هرچه معنای مادهها بیشتر بسط بدهیم، آنها را بهتر به خاطر میآوریم. به سخن دیگر هرچه پیوندهای بیشتری بین مادهها ایجاد کنیم، بر تعداد راههای بازیابی افزوده میشود. اگر میخواهید چیزی را به یاد آورید، معنای آن را بسط دهید. برای بسط دادن به یک مطلب میتوانید سوالات متعددی برای خود مطرح کنید و به آنها پاسخ دهید.
● روش استفاده از بافت در بهسازی حافظه
از آنجا که بافت نشانه بازیافتی نیرومندی است میتوان با بازآفرینی بافتی که یادگیری در آن صورت گرفته، حافظه را بهبود بخشید. مثلا اگر جلسات درسی شما همیشه در اتاق معینی تشکیل شود، شما در این اتاق بهتر از هر جای دیگری مطالب آن درس را به یاد خواهید آورد، چون بافت آن اتاق بهترین نشانه بازیافتی برای مطالب درس شما محسوب میشود.
با این وجود اغلب اوقات وقتی میخواهیم چیزی را به یاد بیاوریم، نمیتوانیم عملا به بافتی باز گردیم که یادگیری در آن صورت گرفته است. مثلا وقتی میخواهید نام یک همکلاسی دوره دبیرستان خود را به یاد بیاورید و نام او فورا به ذهن شما نمیآید، صرفا برای به خاطر آوردن آن روانه دبیرستان دوره تحصیل خود نمیشوید. در چنین موقعیتهایی میتوانید بافت را بطور ذهنی بازسازی کنید.
● روش سازمان دهی در بهسازی حافظه
روش سازمان دهی به این دلیل بازیابی را بهبود میبخشد که بر کارآیی پیگردی در حافظه میافزاید و به نظر میرسد که ما میتوانیم اطلاعات بسیار زیادی را یاد اندوزی و بازیابی کنیم. به شرط این که این اطلاعات را سازمان داده باشیم. با مشخص کردن مطالبی از یک فصل درسی که باید به خاطر سپرده شوند، با توجه به عناوین و سر فصلهای بیان شده ، چارچوب کلی درس را ترسیم و سازمان دهی میکنیم. این کار هم از سوی معلم و هم از سوی خود فرد یادگیرنده قابل انجام است، اما زمانی که توسط خود یادگیرنده انجام میشود، تاثیرات قویتری خواهد داشت.
● روش تمرین بازیابی در بهسازی حافظه
در این روش که به صورت تمرین بازیابی انجام میشود، میتوانید درباره مطلب مورد یادگیری سوالاتی از خود مطرح کنید. بعد میتوانید بخشهای معینی را که در دور اول برایتان مشکل بود، مجددا بخوانید تا بهتر درک کنید.
● روش پس ختام
یکی از معروفترین فنون بهسازی حافظه روش پس ختام نام دارد. این روش ۶ مرحله مشخص دارد که حروف اول آن وقتی در کنار یکدیگر قرار میگیرند، نام این روش پس ختام را میسازند.
این مراحل عبارتند از:
۱) پیش خوانی
۲) سوال کردن
۳) خواندن
۴) تفکر
۵) از حفظ گفتن
۶) مرور کردن
یادگیرنده در مرحله اول مطلب مورد نظر را پیش خوانی میکند تا یک برداشت کلی از موضوعات و قسمتهای مهم آن داشته باشد. در مرحله دوم فرد درباره هر بخش سوالهایی را طرح میکند و در مرحله سوم هر بخش را به قصد پاسخ دادن به سوالهایی که طرح کرده میخواند. در مرحله چهارم به تفکر در مورد مطالب خوانده شده و روابط بین آنها میپردازد و در انتهای هر بخش از کل مطالب مورد نظر برای یادگیری اقدام به از حفظ گفتن میکند و زمانی که تمام بخشها را به ترتیب مطالعه کرد، مرحله ۶ یا مرور کل مطالب را انجام میدهد.
+ نوشته شده در یکشنبه
1386/04/10ساعت 6:46 قبل از ظهر  توسط فرهاد الوردی
|
قبول احساسات
هرگاه زیر بار فشارهای زندگی قرار میگیریم و بحرانی عاطفی را تجربه میكنیم، احساسهای معینی در همه ما ایجاد میشود.
اضطراب عبارت است از احساس عصبیت، آسیب پذیری، ترس و فقدان كنترل و فقدان اعتماد به خویشتن. اضطراب پاسخی است به ادارك تهدید، از قبیل اجبار به دادن امتحان .
افسردگی احساس غمگینی عمیق است و اغلب پاسخی است به فقدان یا ناكامی اداراك شده و شامل احساس ضعف، نا امیدی و بی ارزشی میباشد .
خشم احساس ناكامی عمیق بوده و پاسخی است به این باور كه آنچه را كه میخواستید بدست نیاوردهاید ویا با شما بطرز غیر منصفانهای برخورد شده است .
این احساسات طبیعی هستند،احساس اضطراب، افسردگی یا خشم در مواردی قابل فهم و طبیعی بوده وحتی در رابطه با فشارهای زندگی دانشجویی در مواردی غیر قابل اجتناب هستند. این احساسات وسیلهای برای بدن و روان شما جهت بیان وجود فشارهای زیاد، اجبار به انجام كارهای فراوان و نداشتن حمایت كافی میباشد.
● دیدگاه خود را داشته باشید
▪ استفاده از احساسات
آگاه شد از احساست خود اولین گام برای حل و فصل مشكل است . در نتیجه این عمل به جای برون ریزی پرخاشگرانه یا استفاده از رفتارهای خود تخریب گر شما شیوه ای موثر برای بیان مستقیم و جرأتمند احساسات خود پیدا میكنید. به رسمیت شناختن صریح احساسات خود به شما كمك میكند، تا با توجه به هشدارهای زیر جلوی از دست رفتن كامل تعادل خود را بگیرید:
▪ منابع حمایت كننده برای خود پیدا كنید
▪ تفكر خود را تجزیه و تحلیل كنید
▪ نیازهای خود رامشخص كنید
▪ خود را آماده كنید
▪ اطلاعات مورد نیاز را بدست آورید
▪ محدودیت های خود را بشناسید
▪ در صورت لزوم تغییراتی ( در خود واهداف خود....) ایجاد كنید
اگر توسط مشكلات احساس فشار شدید می كنید ، قبل از بررسی احساسها و افكارتان و یا سعی در تسكین مشكل به جستجوی حمایت بپردازید. زیرا وقتی تنها هستید، حفظ دیدگاه خودتان كاری سخت خواهد بود.
● آگاه شوید
وقتی در حال تجربه فشار روانی هستید، می توانید حادثه یا موقعیت ایجاد كننده آن را بشناسید. همچنین میتوانید احساس خود نسبت به آن حادثه را شناسایی كنید. بهر حال، ممكن است از افكار یا خود گوییهایتان در مورد خود یا حادثه با خبر نگردید( گرفتار (شدهام ! این وحشتناك است!من اكنون هرگز قادر به انجامش نیستم!) . این افكار تاثیر شگرفی بر چگونگی احساس وعمل دارند .
گاهی افكارتان ممكن است بر علیه خودتان باشد. در نتیجه یادگیریها و تجارب گذشته، تعبیرو تفسیر شما از حوادث یا تفكرتان در مورد خودتان تحریف می گردد. ممكن است به صورت منطقی فكر نكنید و اداراكات شما كاملا متفاوت با واقعیت خارجی یا دیدگاههای دیگران گردد .
از طریق افكار غیر منطقی و خود گویی های منفی، ممكن است بصورت نادانسته احساس تحت فشار بودن خود را افزایش دهید. بگذارید به بعضی از راههای معمول تحریف مشكلات بپردازیم .
● تفكر غیر منطفی
نتیجه گیری شتابزده حتی در غیاب شواهد مشخص در حمایت از مفروضه، به یك مفروضه منفی منجر می شود( او باید مرا دوست نداشته باشد زیرا قرار ملاقاتمان را بهم زد. )
شخصی كردن به این معنی است كه حوادث خارجی را به صورت خودكار به خود نسبت دهید، زمانی كه واقعیت چیزی جز این است ( او خمیازه میكشید، پس او مراخسته كننده میداند ).
انتزاع انتخابی عبارت است از انكار كردن تكالیف و تجارب مثبت و تمركز صرف برحوادث منفی و ناكامیهای درك شده. این حالت به ادراكات شما از همه تجارب بواسطه تمركز شما بر نتایج و واكنشهای منفی، رنگ وروی منفی میبخشد.
فاجعه آمیز كردن، اغراق در اهمیت حادثه یا حوادث ناخوشایند است( من نمره Dرا در امتحان گرفتم، من در حال رد شدن از درس شیمی هستم، بنا براین هرگز نمیتوانم به دانشكده پزشكی بروم ).
پیش بینی ناكامی در واقع حكم دادن به ناكامی است حتی قبل از اینكه تكلیف شروع شده باشد. ( من قادر به پیدا كردن دوست دیگری نیستم. من قادر به پاس كردن حساب نیستم ).
بایدها و بایستها خود گوییهایی تنبیه كننده هستند. آنها مبتنی بر این باور اشتباه هستند كه شما ذاتا بد و بی ارزش هستید. بنابراین مجبور كردن خود به كار سخت و شدید تنها راه برانگیخته كردن خود یا پیشرفت در زندگی است.
این كار از طریق تحمیل الزامهای غیر واقع گرایانه بر خویشتن امكان پذیر می گردد . (من نباید با كسانی كه مثل من نیستند، مخالف باشم. برای احساس ارزشمندی من باید بیشتر با كسانی باشم كه میشناسم. من نباید هرگز اشتباهی را مرتكب شوم. هرگز نباید گریه كنم).
▪ تفكر دو قطبی عبارت از ادراك موقعیتها و مردم از جمله خود بصورت كاملا خوب یا كاملا بد، بدون در نظر گرفتن حالت ثالثی بین آن دو است. اگر عملكردی كاملا بینقص نباشد باید خود را یك شكست خورده محسوب كنی .
▪ بر چسب زدن، در نظر گرفتن یك یا چند نمونه از رفتار خود و یا دیگران و سپس تعمیم افراطی آن در حد رسیدن به یك
+ نوشته شده در شنبه
1386/03/19ساعت 9:3 قبل از ظهر  توسط فرهاد الوردی
|
حفظ تعادل
ورود به دانشگاه و ایفای نقش دانشجویی الزام سازگارانه سختی است. زیر بارفشارهای تحصیلی، زندگی اجتماعی، انتخاب هدف وشغل میتوان به آسانی خم شد. اگر مشكلات شخصی نیز در كنار این فشارها وجود داشته باشد ممكن است احساس ناتوانی بیشتری كرده .... وتعادل خود را از دست بدهید. این بروشور جهت كمك به شما طراحی شده است تا بتوانید :
▪ شیوه های خودتان در مقابله با مشكلات را شناسایی كنید .
▪ تفاوتهای موجود بین راهبردهای مقابله ای مؤثر ونامؤثر را تشخیص دهید.
▪ نشانه های پریشانی را در خود و دیگران بشناسید.
▪ راههای كمك به خود یا دیگران را در مواجهه با مشكلات یاد بگیرید.
▪ اطلاعات لازم در مورد منابع موجود در خوابگاه وجامعه را بدست آورید.
بعضی از مشكلات شخصی كه ممكن است به عنوان یك دانشجوی دانشگاه تجربه كنید عبارتند از :
▪ تنهایی و انزوا
▪ فشارهای مالی
▪ فشار خانوادگی
▪ سابقه مورد حمله جسمانی قرار گرفتن یا تجربه اخیر آن
▪ محدودیتهای فرهنگی
▪ طلاق والدین
▪ مرگ یك شخص مورد علاقه
▪ اغتشاش هویت
▪ مشكلات طبی
▪ تبعیض
● چگونه با فشار مقابله می كنید ؟
همیشه نمی توان از مشكلات شخصی اجتناب كرد. بهرحال، شما بر چگونگی مواجهه یا مقابله به هنگام وقوع این مشكلات نوعی كنترل اعمال میكنید. در واقع چگونگی مقابله شما حفظ تعادل و یا از دست دادن كامل آن را تعیین میكند.
● راهبردهای مقابلهای ناكارآمد
▪ دوری از دیگران ودر پیش گرفتن انزوا یك شیوه معمول واكنش به موقعیتهای مشكل زا است. مخفی كرن احساستان در مورد بی كفایتی درك شده خود از طریق اجتناب حتی آسیب زایی بیشتری را بدنبال میآورد. مشكل جدید عبارت است ازتنها ماندن شما وعدم دریافت هیچ نوع كمك و حمایت.
▪ پناه بردن به سوء مصرف داروها، خواه الكل و خواه سایر مواد و داروها، یك راهبرد معمول دیگر است كه توسط دانشجویان جهت فرار از مشكلات و تسكین موقتی فشار از طریق خود درمانی! مورد استفاده قرار میگیرد. متأسفانه هم به موقع مصرف و هم به موقع خماری بعد از مصرف، مشكلات هنوز سرجایشان قرار دارند.
▪ اختلالات خوردن از قبیل بی اشتهایی عصبی، پرخوری روانی و پرخوری اجباری ممكن است به عنوان كوششی جهت مبارزه با احساسات ناخوشایند مورد استفاده قرارگیرند.
▪ اگر اختلال خوردن داشته باشید احتمالا بر احساسات ( ناخوشایند ) خود از طریق خوردن سرپوش گذاشته و از طریق نخوردن یا دفع غذای خورده شده، سعس در كنترل استرس خواهید داشت. مشكل این است كه احساسات و حالت فشار دوباره عود میكنند.
▪ پرخاشگری، خواه كلامی و خواه جسمانی یك شیوه منفی دیگر است كه ممكن است شما جهت مواجهه با موقعیتها و احساسهای فشارزا مورد استفاده قرار دهید. آسیب به دیگران فقط مشكلاتی جدید از قبیل احساس گناه یا انزوا را ایجاد میكند.
▪ افكار خودكشی ممكن است به سعی در خود كشی یا سایر روشهای مخرب مقابله با بحرانهای شخصی منجر گردد. اگر فكر خودكشی به سرتان بزند. احتمالا با احساس از دست دادن رابطه، فقدان احساس ارزشمندی یا از دست دادن موقعیت، از قبیل ناكامی تحصیلی مواجه هستید. ممكن است احساس ناامیدی، درماندگی از ایجاد تغییر در موقعیتها و احساس انزوا داشته باشید. افكار و اقدامهای خودكشی درواقع فراری دائمی ازمشكلات موقتی میباشد.
● راهبردهای مقابلهای
خطر كاربرد راهبردهای ناكارآمد در مواجهه با استرس این است كه آنها ممكن است حالت عادتی پیدا كرده، اعتیاد آور شده و یا حتی كشنده باشند. آنها امكان دارد خود به مشكلی جدید تبدیل شوند و عوارض خود را به امر مهم سازگار شدن اضافه نمایند. آنها هیچگاه به حل و فصل مشكل اصلی كمك نمیكنند . همه ما از هر دو شیوه منفی و مثبت مقابله در زندگی خود استفاده میكنیم.
از سه طریق می توان با بحرانهای شخصی به شیوه مثبت مقابله كرد:
۱) كشف وتصریح احساسات خود
۲) تشخیص و كنترل كردن افكار
۳) كسب حمایت از طریق بیان افكار و احساسات به فرد ( یا افراد ) مورد اطمینان.
●
+ نوشته شده در شنبه
1386/03/19ساعت 8:58 قبل از ظهر  توسط فرهاد الوردی
|
● هفت سطح هاله نورانـی انسان
۱) لایهی اول: لایهی اتری
كالبد اتری ( تشكیل شده از اتر كه حالتی بین ماده و انرژی است ) از خطوط ظریف انرژی تشكیل شده است، مانند یك شبكهی درخشان از پرتوهای نور سفید آبی. ساختار شبكه مانند لایهی اتری در حركت مداوم است. این لایه تا فاصله حدود ۵/۰ تا ۶ سانتیمتر از كالبد فیزیكی وسعت دارد. رنگ لایه اتری از آبی روشن تا آبی تیره متغییر است. ساختار این لایه با كالبد فیزیكی یكسان بوده، تمام جزئیات آناتومی و ارگانها را در بر میگیرد.
۲) لایهی دوم: لایهی عاطفی
لایهی احساسات، ساختار آن سیال تر از لایهی اتری است و با كالبد فیزیكی یكسان نیست. این لایه به صورت ابرهایی رنگین، از جنسی ظریف با حركت سیال و مداوم، دیده میشود، كه نشان دهندهی طیف كامل عواطف ما است. فاصلهی حاشیهی این لایه از كالبد فیزیكی ۵/۲ تا ۵/۷ سانتیمتر است.
۳) لایهی سوم: لایهی ذهنی
جنسی ظریفتر از كالبد عاطفی دارد. این لایه به صورت نوری به رنگ زرد روشن كه اطراف سر و شانه میتابد و اطراف كل بدن وسعت پیدا میكند، دیده میشود. حاشیه این لایه ۵/۷ تا ۲۰ سانتیمتر از كالبد فیزیكی فاصله دارد. كالبد ذهنی، یك كالبد ساختاری نیز هست. این كالبد حاوی ساختار اندیشههای ما است
شكلهای افكار در این لایه قابل مشاهدهاند.
۴) لایهی چهارم: لایهی اثیری
كالبد اثیری فاقد شكل ثابت است و از ابرهایی از رنگ تشكیل شده است. وسعت آن تا فاصلهی حدود ۱۵ تا ۳۰ سانتیمتر از كالبد فیزیكی است. این كالبد ما را با بعدهای بالاتری از واقعیت ارتباط میدهد. این سطح، راه ورودی سطح اختری است.
۵) لایهی پنجم: لایهی كلیشهای اتری
این لایه حاوی طرح كلیشهای تمام اشكال موجود در سطح فیزیكی است. این لایه الگوی كاملی برای لایه اتری است. وسعت آن تا فاصله ۴۵ تا ۶۰ سانتیمتر از كالبد فیزیكی است.این سطحی است كه صوت تبدیل به ماده میشود. لایهی كلیشهای اتری هاله، فضایی خالی یا منفی ایجاد میكند، كه منشأ ساختار شبكهای است كه كالبد فیزیكی در آن رشد میكند.
۶) لایهی ششم: لایهی آسمانی
سطح ششم، كالبد آسمانی نام دارد. وسعت آن حدود ۶۰ تا ۱۰۵ سانتیمتر از جسم فیزیكی است. در این سطح است كه ما وجد و شعف معنوی را تجربه میكنیم. از طریق كالبد آسمانی است كه ما عشق بی قید و شرط را میآموزیم. كالبد آسمانی به صورت نوری دیده میشود كه از رنگهای روشن و ملایم تشكیل شده است و درخشش زیبایی دارد. این نور، درخشش طلایی نقرهای و كیفیت رنگ به رنگ شونده دارد.
۷) لایهی هفتم: لایهی كلیشهای كتری كالبد علّی
كالبد كتری حدود ۷۵ تا ۱۰۵ سانتیمتر از كالبد فیزیكی وسعت دارد، و در برگیرنده همه كالبدهای هالهای همراه باكالبد فیزیكی است. كالبدكتری از رشتههای ظریف نور طلایی نقرهای تشكیل شده كه فرم كلی هاله را حفظ میكنند. كالبد كتری، حاوی یك ساختار شبكهای طلایی از كالبد فیزیكی و همهی چاكراها است.
+ نوشته شده در دوشنبه
1386/03/14ساعت 3:28 بعد از ظهر  توسط فرهاد الوردی
|
● هـالهٔ نورانـی انسان
میدان ظریف انرژی اطراف انسان هاله نام دارد. این انرژی حیاتی تجلی چند بعدی انرژی درخشان كیهانی است، كه كالبد فیزیكی را در برگرفته، در آن نفوذ میكند و به آن حیات و معنا میبخشد.
هاله، تصویر كامل زندگی ما است. هاله در برگیرندهی آگاهی ما است، همهی افكار و احساسات و آگاهی ما از آن منشأ میگیرند. هاله شامل تمام تجربیات زندگی ما از لحظهی تولد تا لحظهی مرگ است. همچنین هاله شامل همهی خاطرات گذشته زندگی ما است، كه از طریق سرنوشت )كارما (پیشاپیش معین شده است.
هاله، كالبد زنده و چند بعدی آگاهی ما است، كه افكار و احساسات واقعی را نشان میدهد، زیرا همواره به واقعیت درونی ما پاسخ میدهد. در واقع، وضعیت كالبدهای نامرئی، لایههای هالهای و چاكراها میتواند به واسطهی تجربیات ماو نحوه پاسخ ما بهآنها، هر روز با روز پیشمتفاوت باشد. با مشاهدهی ساختار و رنگهای هاله میتوانیم اطلاعات مهمی دربارهی سلامت جسمی، عاطفی، ذهنی و روحی فرد كسب كنیم. رنگها بازتاب سلامت كلی هاله هستند. یك هالهی سالم دارای رنگهایی شفاف، روشن و درخشان است. رنگهای كدر در هاله نشان دهندهی مشكل یا بیماری هستند. محل و شدت گرفتگی و عدم كارآیی انرژی میتواند شدت و مرحلهی بیماری را نشان دهد.
رنگها همچنین بازتاب وضعیت ذهنی و عاطفی ما هستند. مثلاً رنگ غالب زرد در هاله، یا تابش رنگ زرد قوی در كالبد ذهنی، نشان دهندهٔ تمایل به زندگی، تجربه و تفكر است. هاله از كالبدهای جداگانه و در عین حال مرتبط با آگاهی و لایههای انرژی اتری تشكیل شده است. چهار كالبد نامرئی آگاهی كه مشخص كنندهی شخصیت، ادراك،روش زندگی و عواطف روحی ما هستند عبارتند از:
كالبد اتری، كالبد عاطفی، كالبد ذهنی و كالبد معنوی
همچنین هاله دارای هفت لایهی مجزای انرژی است، كه به نحو بنیادی با آنچه سیستم چاكرا مینامیم و در طول نخاع قرار گرفته است در ارتباطند. اصولاً تفاوت بین لایهی هالهای و یك كالبد هالهای این است:
« یك كالبد هالهای، كالبدی از شعور و آگاهی است. یك لایهی هالهای نمود فعالیت چاكرا در هاله است.»
● چهار كالبد نامرئی هاله نورانـی انسان
۱) کالبد اول: كالبد علّی / كالبد معنوی
كالبد معنوی، كالبد آگاهی همراه با مسیر واقعی معنوی و خط مشی زندگی ما است. كالبد معنوی والاترین سطح توانایی بالقوه و بازتاب توانایی ما برای آشكار ساختن استعدادهای بالقوه روحی در زمین است. اصل و بنیاد واقعیت وجود ما، ابراز « وجود » است، واین علت نهایی هستی ما است. كالبد معنوی كه كالبد علّی نیز نامیده میشود، بالاترین نوسان را در بین كالبدهای هالهای دارد. بسته به میزان تكامل روحی ما، این كالبد میتواند تا فاصله ۹۰ سانتیمتری از كالبد فیزیكی وسعت داشته باشد. كالبد معنوی، سفید رنگ و درخشان است و حاوی ماهیت واقعی روحی ما است. « آگاهی علّی در رابطه با ماهیت موضوع است، در حالی كه آگاهی ذهنی جزئیات موضوع را مطالعه میكند. كالبد علّی نشانگر ماهیت ماده و علل واقعی نهفته در پس توهم ظاهر است
سطح علّی دنیای واقعیتها است
و با ماهیت و طبیعت بنیادی چیزها در ارتباط است. شفابخشی در این سطح قویتر از كالبد ذهنی است. »
۲) کالبد دوم: كالبد ذهنی
كالبد ذهنی یك نقشهی كلی از پتانسیل روحی ما است. به هر حال این پتانسیل ( توان بالقوه ) برای بروز و به مرحلهی تجربه در آمدن، نیاز به طرحهای انرژی دارد. این طرحهای انرژی به صورت افكار ( آگاهانه و ناخودآگاه ) در كالبد ذهنی ذخیره شدهاند. طرحهای ذخیره شده در كالبد ذهنی، چارچوب مشخصی را برای بروز شخصیت درونی ایجاد میكنند. « خود »، اندیشههای واقعی را از طریق كالبد ذهنی بیان میكند و آشكار میسازد. كالبد ذهنی به صورت یك نور زرد طلایی دیده میشود كه از ناحیه سر و شانهها میتابد و اطراف تمام بدن گسترش مییابد. وقتی فرد روی یك فرآیند ذهنی تمركز میكند، كالبد ذهنی بزرگتر و روشنتر میشود. كالبد ذهنی كه تا فاصله حدود ۳۰ سانتیمتر از بدن امتداد دارد، افكار را به كالبد عاطفی انتقال میدهد، كه نسبت به افكار، واكنشهای عاطفی نشان میدهد، مانند عشق، ترس، شادی، خشم و غیره. یك كالبد ذهنی متعادل برای انسان، روشنی و هدایت به ارمغان میآورد.
۳) کالبد سوم: كالبد عاطفی / اثیری
كالبد عاطفی نسبت به كالبد اتری سیال تر و دارای نوسان بالاتری است. كالبد عاطفی كه بازتاب كیفیت و شدت عواطف است، به صورت ابرهایی رنگین و متحرك دیده میشود. در هنگام ضربه و شوك به نظر میرسد كه این بخش ناگهان از وجود ما بیرون میپرد، و نوعی « بی حسی عاطفی » ایجاد میكند، كه به ما فرصت میدهد تا به تدریج خود را با حادثه تطبیق دهیم. كالبد عاطفی كه كالبد اثیری نیز نامیده میشود، جایگاه عواطف ما است. كالبد عاطفی پل بین ذهن و كالبد فیزیكی است. انرژی عاطفی ما بر ترسها، امیدها، عشقها و دردهای ما حاكمیت دارد. كالبد عاطفی، شدت و طبیعت بروز شخصیت فرد را در سطح فیزیكی كنترل میكند. كالبد عاطفی ( كالبد اثیری ) نمایشگر آرزوها، خلقیات،احساسات، تمایلات و ترسهای ما است. « خود » عاطفی، بیان « خود » ذهنی ما است. كالبد عاطفی بیان كالبد ذهنی است. گرفتگی عاطفی مانع آشكار شدن و شفافیت افكار و خط مشی در كالبد فیزیكی میشود.
انرژی كالبد عاطفی بر كالبد اتری تأثیر میگذارد، كه آن هم به نوبهی خود بر كالبد فیزیكی تأثیر دارد.
۴) کالبد چهارم: كالبد اتری
كالبد اتری به صورت رنگ یا سایهٔ آبی خاكستری دیده میشود و تقریباً به فاصله ۵/۲ سانتی متر از كالبد فیزیكی وسعت دارد. كالبد اتری مسؤول انتقال انرژی حیاتی از میدان انرژی كیهانی به كالبد فیزیكی است. كالبد اتری از مادهی اتری یا نامرئی تشكیل شده است و طرح بنیادی كالبد فیزیكی را تشكیل میدهد. هر سلول كالبد فیزیكی، یك قرینهی اتری دارد. كالبد اتری به عنوان یك فیلتر نیز عمل میكند. انرژی كیهانی از طریق كالبد معنوی، ذهنی،عاطفی و اتری به جسم فیزیكی میرسد. كالبد اتری، سطح حد واسط بین كالبد فیزیكی و سایر كالبدهای نامرئی هاله است. هرگاه جریان انرژی قطع شود، كالبد فیزیكی دچار اشكال میشود و اگر این عدم تعادل تصحیح نشود، بیماری در كالبد فیزیكی نمودار میشود. هر یك از كالبدهای نامرئی هاله، با سایر كالبدها در ارتباط است.
+ نوشته شده در دوشنبه
1386/03/14ساعت 3:27 بعد از ظهر  توسط فرهاد الوردی
|
● ویژگی های دانش آموزان چپ مغز
آیا خیلی سازمان یافته عمل می کنید؟ آیا عقیده دارید برای انجام هر کاری یک راه درست و یک راه غلط وجود دارد. اگر این طور است احتمالاًî چپ مغز هستید.
ـ احتمالاً از روی فهرست کارهایتان را انجام می دهید.
ـ دوست دارید سر کلاس انتقاد کنید.
ـ در ریاضیات و علوم قوی هستید.
ـ منطقی و اهل استدلال هستید.
ـ تحقیق شما دقیق و کاملاً مستند است.
ـ برای خود هدف معین می کنید.
ـ می توانید اطلاعات را خوب تعبیر و تفسیر کنید.
ـ اتاقتان منظم است.
ـ می توانید به سوالات بدون فکر جواب دهید.
ـ دستورالعمل ها را اجرا می کنید و کلاً دستورالعمل ها را می خوانید.
ـ احساساتی نیستید.
ـ بدون اینکه کاسه صبرتان لبریز شود می توانید به سخنرانی های طولانی گوش بدهید.
ـ اجازه نمی دهید احساسات به درونتان رخنه کنند.
ـ از فیلم های اکشن خوشتان می آید.
ـ نشسته مطالعه می کنید.
ـ کلماتتان دقیق هستند.
▪ چپ مغزها در کلاس
ـ در کلاس تاریخ می توانید تاریخ ها و روند امور را به یاد بیاورید.
ـ در کلاس ریاضی از حل کردن مساله های طولانی لذت می برید.
ـ از نظم علوم خوشتان می آید.
ـ در ادبیات درک مناسبی از دستورزبان و ساختار جمله دارید.
▪ توصیه هایی به دانش آموزان چپ مغز
ـ در اتاق آرام درس بخوانید.
ـ می توانید مساله های ریاضی را حل کنید اما اگر بخواهید آن را برای کسی که نمی فهمد توضیح بدهید از کوره درمی روید بنابراین برای درس دادن به دیگران پیشقدم نشوید مگر این که از خودتان مطمئن باشید.
ـ دوست دارید رهبر گروهی برای درس خواندن باشید؛ برای این کار داوطلب شوید.
ـ عضو یک گروه مباحثه یا رقابت درسی شوید.
ـ در نمایشگاه های علمی شرکت کنید. شما می توانید برنده مسابقه باشید.
ـ از مهارت خود در ریاضی و علوم بهره بگیرید.
ـ ادبیات غیرداستانی را انتخاب کنید.
ـ شما سوالات و تکالیف مبتنی بر واقعیت را ترجیح می دهید؛ سراغ سوال های نامحدود نروید.
ـ می توانید جزوه هایتان را خوب سروسامان بدهید؛ این کار را بکنید.
ـ اتاقتان را منظم نگه دارید.
ـ زیاد با معلم یا استاد بحث نکنید.
ـ تحقیق های تحلیلی را انتخاب کنید.
ـ هر وقت امکان دارد تنهایی کار کنید چون کسانی که مسخره بازی درمی آورند شما را خیلی خسته می کنند.
ـ اگر استادانی که موضوع بحث یا درس را آزاد می گذارند شما را سردرگم می کنند با آنها کلاس نگیرید.
ـ بیشتر خطر کنید. از خلاق بودن نترسید.
+ نوشته شده در جمعه
1386/03/11ساعت 2:16 بعد از ظهر  توسط فرهاد الوردی
|
ویژگی های دانش آموزان راست مغز
آیا وقتی