قوانین و استانداردهای زندگی
قوانین و استانداردهای زندگی
سلام دوستان خوبم:
امروز می خوام در مورد قوانین و استاندارهای زندگی هر شخص با شما بحث کنم.
راستی واژه قانون چیه؟شاید بپرسین و بگین که ای بابا این چه سئوالیه؟خوب این که معلومه!!!!اما من تنها کاری که نمیخوام بکنم اینه که بخوام قانون رابرای شما تعریف کنم!جالبه نه؟امیدوارم تعریف درستی از قانون تو زندگی هر کدوم از شما وجود داشته باشه این واژه را براتون تعریف نمیکنم چون هر شخصی از قانون زندگی تعریف بخصوصی داره که فقط خودش به اون ایمان داره و با اون زندگی میکنه اما واقعا" قوانین زندگی از کجا میان؟ قوانین زندگی ما میتونن از پدر و مادرو محیط کسب بشن.تمام ما تو خونواده هامون با اعتتقادات و باورهایی زندگی میکنیم که باید به اونها احترام بزاریم قانون زندگی شما الزاما" با قانون و استانداردهای دوستتون مثل هم نیستن. شاید در مواردی هم اتفاق نظر داشته باشین البته ارزشهای زندگی هم تو این قانونها کاملا" اثر گذار هستن.
بارها براتون پیش اومده که از دست کسی به شدت ناراحت و عصبانی میشین.میدونین علت این امر چیه؟ علتش این نیست که نفر مقابل شما را زیر سئوال برده یا شخصیت شما را از بین برده باشه فقط میتونه علتش این باشه که کاری که نفر مقابل شما کرده در راستای قوانین و استانداردهای زندگی شما نبوده در اصل به اصول و استانداردهای شما بی احترامی شده و نه به خود شما!دقت کنین شما قوانین و استانداردهای خودتونو برای اون توضیح ندادین پس انتظار بی مورد شماست که ازون بخواین بدونه که چطور با شما رفتار کنه؟!پس نقطه تضاد و تناقض در اینجاست که قوانین و استانداردهای اون با قوانین و استانداردهای ما تفاوت میکنه پس این حالت پیش میاد.
استانداردها و قوانین تصویری سیاه و سفید از زندگی و واقعیتهای اون ترسیم میکنن و ارائه میدن وقتی که از استانداردها و قوانین خودتون پیروی میکنین همه چیز را سیاه سفید میبینین این در حالیه که واقیت امر چیز دیگه ایه.طیفهای مختلفی هم از رنگهای خاکستری تو اینا وجود دارن.پس در برخورد و ارتباط با بقیه این نکته را در نظر بگیرین که قوانین و استانداردهای شما الزاما" درست و بی عیب و نقص نیستن،بلکه میتونن تغییر کنن و با کسانی که ارتباط دارین طیف خاکستری را به جای مطلق سفید و یا مطلق سیاه ببینین پس یادتون باشه که برده قوانین خودتون نشید هر جا که لازم میدونین و به تضاد شخصیتی نمیرسین اونهارا تغییر بدین.انعطاف پذیر باشین تا بتونین در ضمن اینکه قوانین خودتونو حفظ میکنین به قوانین بقیه هم احترام بزارین.
حالا 7 تا کلید را در مورد قوانین زندگی توضیح میدم:
1-رنج ما برخواسته از قوانین خودمان است.
یادتون باشه که قوانین در بعضی موارد باعث درد و رنج ما هم میشن.به این صورت که احتمال داره قوانینی که شما دارین و نتونستین به اونها عمل کنین باعث بشه که درد و رنج و ناراحتی به همراه بیارن چون رسیدن به استانداردها برای شما لذت و نرسیدن به اونها باعث دردو رنج میشن.پس درد و رنج شما میتونه به خاطر وضع قوانین و استانداردهایی باشه که خودمون انجام دادیم.
2-قوانین لزوما" ثابت و همیشگی نیستند.
یادتون باشه طبق اصل انعطاف پذیری قوانین و استانداردهای زندگی شما لزوما"وحی منزل نیستن بلکه در گذر زمان و تاثیراتی که از پدر و مادر و محیط خانواده گرفتین به این شکل در اومدن پس قوانین میتونن در گذر زمان از جانب شما دستخوش تغییر بشن.
3-قوانین باعث رفتار خودکار میشوند.
قوانین زندگی باعث میشه که تو مواجه با کارها و مسائل زندگی بدون اینکه بخواهیم فکر زیادی در مورد اون مسئله کنیم سریعا" و به صورت اتوماتیک و خودکار نتیجه هایی بگیریم وبتونیم اونها رو تو موارد مشابه به کار بگیریم که در علوم رفتاری و شرطی سازی میتونیم بگیم که از اصل تعمیم استفاده میکنیم و به بقیه موارد عمومیت میدیم.
4-قوانین خودتان را ارزیابی کنید.
هر چند وقت یکبار سعی کنید که قوانین زندگیتونو بررسی و ارزیابی کنید و ببینید که به اصطلاح چه کم و کسری دارند یا واقعا" کامل هستن؟یا دوست دارین به اونها تغییراتی بدین؟ببینید که این قوانین اقتدار شخصی به شما می دن و یا شما را تضعیف میکنن؟از بین قوانین اونهایی را که باعث تضعیف شما میشن دور بریزین و اونهایی را که باعث پیشرفت شما میشن تقویت کنین.
5-تبادل قوانین با دیگران
برای اینکه روابط معقولانه و خوبی باهم داشته باشین بایستی از قوانین کسانی که به نحوی با اونها در ارتباط هستین خبر داشته باشین میتونین حتی به صورت کلامی از اونها درخواست کنین که براتون توضیح بدن که چه چیزهایی برای اونها از درجه اهمیت بالایی برخورداره؟و بالعکس.وقتی شما قوانین همدیگه را بدونین،میتونین در آینده به تبادل قوانین به همدیگه بپردازین و قوانین را از همدیگه یاد بگیرین.
6-قوانین «همیشه باید» و «هرگز نباید» استرس می آورند.
بععضی از قوانین هستند که با کلمه های همیشه باید و هرگز نباید شروع می شوند.یادتون باشه وقتی برای یک قانون یه دایره رسم میکنین که از نباید پارا فراتر بزارین به محدودیت میرسین و نتیجه محدودیت چیزی جز استرس و فشار بیخود نیست.بعضی ها برای خودشون این کار را انجام میدن و در نهایت هم از خودشون ناراحت هستن.هرگز نباید کت مشکی بپوشم......هرگز نباید این کار را کنم.....همیشه باید به موهام ژل بزنم...همیشه باید.....همیشه باید.......هرگز نباید......هرگز نباید... و اینها هنوز هم ادامه دارند.پس سعی کنید این استرسها را برای خودتون نسازید.
7-قوانین جدی و سخت داشته باشید.
بر خلاف نکاتی که قبلا" گفتم اینجا نکته ای را می گم که شاید فکر کنین با چیزهایی که قبلا" گفتم تناقض داشته باشه اما برای شروع کار و داشتن انگیزه بالا در زندگیتان شما حتما" باید چند تایی قانون همیشه باید و هرگز نباید داشته باشید.نه؟واقعا" لازمه!!!مثلا" در مورد ورزشکاران دقت کنید اگه اونها از این قوانین نداشته باشن مثل بقیه میشن!نه؟پس اصل غذا خوردن،تمرین و تفریح اونها جزءاین قوانینه و میتونه به اونها نشاط و شوق ادامه راه را بده.
خوب با بیان کردن نکات بالا میخواستم این نکات را به شما دوستای خوبم بگم که با وجود این کارها شما میتونین تا حد قابل قبولی به زندگیی که لایقش هستین برسین و خوشبختی را واقعا" احساس کنین.
دوستای خوبم امیدوارم که همیشه موفق،موید و سلامت باشید.

